1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند.

قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است.

این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.»
شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.»

شرکت لگو و رد انتقادها

شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است.
او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند."

سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.»
کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد.

منبع: DW

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

دوقلوهای مستقل

دوقلو بودن به معنای مو نزدن با یکدیگر نیست. همین که دو کودک از لحاظ ظاهری کوچکترین تفاوتی باهم ندارند به خودی خود جالب است؛ لزومی ندارد آنها را با پوشاندن لباس های یک شکل بیش از پیش به هم وابسته و غیر مستقل بار بیاورید.

وقتی لگو هم خشن میشود

نتیجه یک تحقیق تازه در دانشگاه نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که حالت صورتشان نشان‌دهنده احساسات منفی بوده، افزایش داشته است. شرکت لگو انتقاد وارده را رد کرده و می‌گوید از ترویج خشونت حمایت نمی‌کند. قطعا زندگی همیشه شیرین‌کامی به دنبال ندارد و گاهی روی تلخش را هم نشان می‌دهد، اما شرکت دانمارکی مشهور "لگو" (Lego) ظاهرا بر این باور است که باید چشم‌ بچه‌ها را از همان ابتدا به روی این حقیقت باز کرد که خوشی و خنده در زندگی دائمی نیست. نتیجه پژوهشی در دانشگاه کنتربری (Canterbury) در نیوزلند نشان می‌دهد که شمار آدمک‌های لگو که نشان‌دهنده احساسات منفی هستند، در طول سال‌های اخیر افزایش داشته است. این نتیجه از روی بررسی ۶ هزار آدمک لگو به دست آمده است. کریستوف بارت نک، سرپرست این گروه تحقیقی می‌گوید: «برداشت ما این است که موضوعاتی که لگو آن‌ها را دستمایه می‌کند، به طور فزاینده‌ای باعث شکل دادن به درگیری می‌شود. اغلب یک شخصیت خوب در حال جنگیدن با یک شخصیت بد است.» شرکت لگو در تولید محصولاتش صحنه‌هایی از فیلم‌های سینمایی یا بازی‌های ویدئویی را بازسازی می‌کند. آقای بارت نک اضافه می‌کند: «شخصیت‌های خوب در یک درگیری می‌توانند رنج ببرند، در حالی‌که شخصیت‌های بد لبخندی خائنانه بر صورت دارند.» شرکت لگو و رد انتقادها شرکت لگو انتقادهای وارده را رد کرده است. سخنگوی این شرکت می‌گوید: «لگو از خشونت حمایت نمی‌کند. ما جنگ را با طنز ترکیب کرده‌ایم.» به گفته وی تفاوت حالت‌های چهره در آدمک‌های لگو راهی برای تسهیل بازی صحنه‌های پیچیده است. او گفته است که تحقیقات انجام شده از سوی لگو نشان می‌دهند که پسربچه‌های ۵ تا ۹ ساله تمایل زیادی به بازی کردن صحنه‌های جنگی دارند و برای همین هم مثلا "مأمور پلیسی وجود دارد که آدم متقلب را دستگیر می‌کند." سخنگوی لگو تأکید کرده است که این شرکت در خصوص ساخت صحنه‌های جنگی مرزهای مشخصی دارد. او توضیح می‌دهد: «ما خواهان درست کردن صحنه جنگ‌های مدرن و سلاح پیشرفته نیستیم. تمرکز موضوعات نه بر روی خشونت که تنها بر روی جنگ است.» کریستوف بارنک، سرپرست تحقیق انجام شده در دانشگاه نیوزلند از مسئولان لگو خواسته تا برای آدمک‌های لگو چهره‌های مناسب در نظر بگیرند و تحقیقی را انجام دهند تا مشخص شوند حالت صورت این آدمک‌ها چه واکنش‌هائی را در میان کودکان برمی‌انگیزد. منبع: DW
به لطافت پوست نوزادان آیا آماده بارداری هستید؟ 8 اشتباه رایج والدین و نحوه اجتناب از آن‌ها اشکها و لبخندها بهترین زمان تربیت کودکان

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

بهترین عکسهای عروسی سال 2014

عروس و دامادهای رومانتیک دوست دارند تا لحظات زیبای عروسی خود را با حضور در دل طبیعت زیباتر نمیند. با هم چند عکس بسیار زیبای عرزسی سال 2014 نگاه می کنیم.  عکس در فصل بهار در یکی از جزایر آلاسکا گرفته شده است. این عکس زیبای نفس گیر در سواحل کالیفرنیا گرفته شده است. نینا و سباستین بیش از دو سال است که در کنیا زندگی و کار می کنند، آنها در این مدت با چند تن از افراد ماسایی دوست شده اند که به عروسیشان دعوت شده بودند. لباس نینا برگرفته از لباسهای سنتی ماسایایی ها دوخته شده است.  این عکس زیبا در حقیقت در حیاط خانه عروس و داماد گرفته شده است. هنگام شام عکاس متوجه حضور گروهی از آهوان در جنگل پشت باغ خلانه میشود و از فرصت استفاده کرده و چند عکس با حضور این مهمانان زیبای ناخوانده میگیرد. این عکس بکی از پر طرفدارترین عکسهای عروسی در رسانه های اجتماعی در سال 2014 شده است.

آیا آزمایش بر روی جانوران از نظر اخلاقی درست است؟

یکی از اساسی‌ترین پرسش‌ها در فلسفه و اخلاق زیست‌محیطی این است که رفتار ما نسبت به جانوران چگونه باید باشد. برخی از کردوکارهای ما انسان‌ها با آزار و آسیب به جانوران همراه است. برای نمونه، در بسیاری از آزمایش‌ها از جانوران استفاده می‌شود که این کار مخالفان بسیاری دارد. کتاب «آزمایش بر روی جانوران: راهنمایی به مسائل» که امسال از سوی انتشارات کمبریج منتشر شده بر این موضوع متمرکز است. این کتاب منبعی اساسی برای همه‌ی کسانی است که پژوهش‌هایی انجام می‌دهند که در آنها از جانوران استفاده می‌شود یا در آموزش یا مهارت‌آموزی از جانوران استفاده می‌کنند، و نیز برای کسانی که زمینه‌ی چنین پژوهش‌ها و آموزش‌هایی را فراهم می‌کنند و کسانی که مدافع و کسانی که مخالفِ پژوهش‌ها و آموزش‌هایی از این دست هستند. بحث‌های گوناگونی در این کتاب درباره‌ استفاده از جانوران در آزمایش‌ها آمده است: کتاب درباره‌ سرچشمه‌های زنده‌شکافی بحث می‌کند، پیشرفت‌هایی را به بحث می‌گیرد که از طریق آزمایش بر روی جانوران در رفاه انسان‌ها و دیگر باشندگان حاصل شده است، ایرادهای اخلاقی که بر استفاده از جانوران در پژوهش وارد شده را طرح می‌کند و جایگزین‌هایی برای کابرد جانوران در پژوهش را بررسی می‌کند. همچنین در این کتاب آن چترهای قانونی که آزمایش‌ها در اروپا و ایالات متحده‌ی آمریکا و استرالیا و نیوزلند را پوشش می‌دهد بررسی می‌شود. نویسنده مسئولیت‌های پژوهشگران در آینده در کار با جانوران را برجسته می‌کند و نکته‌هایی کاربردی پیشنهاد می‌کند درباره‌ی الگوی آزمایش، جست‌وجو در منابع، مشورت با همکاران، و اهمیت جست‌وجوی پیوسته برای یافتن جایگزین‌ها. در این کتاب هدف این است که اصلی‌ترین مسائلی که در دروان مدرن درباره‌ی آزمایش بر روی جانوران مطرح بوده به دانشجویان معرفی شود. بسیاری از دانشجویان تحصیلات دانشگاهی را کامل خواهند کرد و نسل تازه‌ای از دانشمندان خواهند بود. آن دسته از دانشجویان که در رشته‌های پزشکی تحصیل می‌کنند شاید فقط در دوره‌ی کارشناسی آزمایش بر روی جانوران را دیده باشند. دانشجویانی که در دیگر رشته‌ها—برای مثال ژنتیک و زیست‌شناسیِ مولکولی و دامپزشکی و فیزیولوژی و جانورشناسی و علوم کشاورزی—تحصیل می‌کنند ممکن است در دوره‌ی کارشناسیِ ارشد و دوره‌های بالاتر به‌طور جدی در پژوهش درباره‌ی جانوران درگیر باشند. رفاه و به‌بود جانورانی که در حیطه‌ی مسئولیت این پژوهشگران هستند همچنان یک دلنگرانیِ بزرگ است هم برای کارفرمایان آنان و هم به‌طور کلی برای عموم مردم. رای هر یک از چنان دانشجویانی زمانی می‌رسد که باید در این باره شخصاً تصمیم بگیرند، تصمیم در این باره که تا چه اندازه حاضرند در پژوهش از جانوران استفاده کنند. چنان تصمیم‌هایی ممکن است بر گزینه‌هایی که برای کار و اشتغال دارند تأثیر بگذارد. بیش‌ترِ این دانشجویان قادر خواهند بود بسیاری از شکل‌های آزمایش بر روی جانوران را هم برای خود و هم برای دیگران توجیه کنند. برخی از دانشجویان هم به‌عکس در خواهند یافت که قادر نیستند روش‌هایی به کار بندند که آزار و آسیب به جانورانِ دارای ادراک و احساس را به همراه دارد. برخی دیگر هم قادر نخواهند بود از هیچ جانوری در آزمایش‌ها استفاده کنند و ادراک و احساس داشتن یا نداشتنِ جانوران برایشان مهم نیست. در این کتاب استدلال می‌شود که چنین تصمیم‌هایی باید فقط پس از گفت‌وشنودهای آگاهانه درباره‌ی مسائل اصلی در زمینه‌ی آزمایش بر روی جانوران گرفته شود. چنین تصمیم‌هایی به‌ناچار بر زمینه‌ای از دیدگاه‌های گوناگونِ جمعی و شخصی درباره‌ی روش درست رفتار با جانوران گرفته می‌شود. برخی از پژوهشگران (برای نمونه آدریان فرانکلین ۲۰۰۷) گزارش کرده‌اند که در رویکردهای انسان‌ها به رفتار در قبال حیوانات تغییر و ناسازگاری‌ دیده می‌شود. در مطالعه‌ای که فرانکلین انجام داده کمابیش هیچ یک از پاسخ‌دهندگان (۹۳ درصد) عیبی در کشتن جانوران برای خوراک نمی‌دیدند. اما اگر کمی مسئله را پیچیده‌تر کنیم چه نتیجه‌ای به دست خواهد آمد؟ نظر انسان‌ها درباره‌ی گونه‌های خاصی از جانوران بسیار متنوع است. در جامعه‌های غربی کشتنِ گوسفند برای خوراک پذیرفته است اما کشتن سگ برای همین منظور پذیرفته نیست. درباره‌ی حیات وحش وضع چگونه است؟ در استرالیا بحثی در جریان است در این باره که وقتی جمعیت کانگوروها در دشت‌ها زیاد می‌شود و برای همین برخی از آنها کشته می‌شوند آیا می‌توان از آنها برای خوراک استفاده کرد. در این باره هم نظرها متفاوت است: مردم وقتی خوردن حیوانی را ملاحظه می‌کنند که نماد حیات وحش کشورشان است ممکن است با احساسات واکنش دهند اما استدلال‌های عقلی به‌نفع کشتار کانگورو برای مصرف انسان همیشه با پاسخ‌های احساسیِ مردم همخوانی ندارد. در هر بحثی درباره‌ی آزمایش بر روی جانوران همسانی‌هایی آشکارا دیده می‌شود. بررسی‌هایی که درباره‌ی رویکردهای کلی به استفاده از جانوران برای هدف‌های آزمایشگاهی و آموزشی انجام شده متفقانه نشان داده‌اند که وقتی چنان فعالیت‌هایی پراهمیت باشند و آزار و آسیب کمینه باشد اکثریت مردم با استفاده از جانوران در چنان فعالیت‌هایی موافق هستند. پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که نظر هر شخص درباره‌ی استفاده از جانوران در آزمایشگاه به جنسیت و ملیت و میزان آگاهیِ او نیز بستگی دارد. افزون بر این، اینکه کدام گونه از جانوران مورد نظر است نیز بر رویکرد عمومی در این باره تأثیر می‌گذارد. به‌ویژه از دهه‌ی ۱۹۷۰ تا کنون بحث‌ درباره‌ی مسائلی که به آزمایش بر روی جانوران مربوط می‌شود راهی دراز پیموده است. شاید زمانی بحث‌ها در این باره بسیار ساده بود: مخالف: «هر آزمایشی که در آن از جانوران استفاده می‌شود باید ممنوع باشد»؛ موافق: «شما بیش از حد احساساتی هستی؛ دانشمندان در این باره آگاهانه‌تر نظر می‌دهند». اما اکنون دیگر بحث‌ها در این باره چنان ساده نیستند بلکه پرسش‌های گوناگونی را شامل می‌شوند:‌ آزمایش  ضروری چه آزمایشی است؟ وقتی در پژوهش از جانوران استفاده می‌شود چه رفتاری مناسب است؟ چه جایگزین‌هایی برای استفاده از جانوران در پژوهش در دسترس است؟
دنیل بروینگ/ Daniel Browing قبیله بانوان گردن بلند ویژگی های یک صاحب متعهد حیوانات خانگی عمل جنسی، ارثی که از ماهیان بردیم ده سالگی #هشتگ، برچسبی که جهان توییتری را تسخیر کرد

مطالب تصادفی

حرفه من

... یه مَرده، یه مرد

ساده است و بی آلایش. این را نه تنها از شمردگی و سرراستی کلامش می توان دریافت که حتی از نوع لبخند زدن و نگاه کردنش نیز. پیرمردی است سالخورده که به قول خودش هرگز کاری ، حرفه ای نداشته. از جمله انسان هایی است که می توان ساعت ها با او به حرف نشست. گفت و گفت و گفت اما هیچ نشنید. حتی سکوتش هم درس زندگی است. هیچ کس او را با پیشوند های "جناب" ,"آقا" یا حتی "حاج آقا " خطاب نمی کند. او پدر است. پدر شاید چند صد فرزند؛ بی آنکه هرگز ازدواج کرده باشد. خود می گوید:" اینها لطف الهی است. پروردگار ودیعه ای در دستانم گذاشت تا من را و وجودم را محک بزند." "پدر" در خانواده ای ثروتمند چشم به جهان گشود؛ خانواده اش در ایمان و تقوا زبانزد خاص و عام بودند. آنقدر پیرامون زندگی شان روایت های شیرین و داستان های شنیدنی نقل می شود که خود هریک می تواند آغازی باشد بر کتاب زندگی مردمانی از جنس خلوص. آنطور که دیگران از او نقل می کنند جوانی اش در خفا گذشت. همیشه همینطور ساکت و آرام بوده است. روزها و روزها کتاب می خوانده و یادداشت می نوشته. در بیست و چند سالگی پدر و مادرش را از دست می دهد. او می ماند و ثروتی هنگفت. پدر جوان لحظه ای درنگ نمی کند. عزمش را برای ساخت خانه ای ولو کوچک برای کودکان بی سرپرست جزم می کند. پس از گذشت چند سال به کمک دیگر خیرین و مردم، پرورشگاه خود را افتتاح می کند. به قول خودش ابتدا یکی یکی و بعد دو تا و چهار تا کودک با هم راهی آن مامن می شدند. پدر این روزها سالخورده است. هربار که به دیدارش بروی قرآنی کنار دستش است و دیوان سعدی و تسبیحی به رنگ خوب کهربا. گرچه این روزها نه دیگر گوشش رسا می شنود و نه ذهنش یارای به خاطر سپاری وقایع را دارد. اما جالب است بدانیم هرچه به خاطر می آورد از کمک های مردم است. از اینکه فلان بزرگمرد که از فرنگ آمده بود دارو ندار خودش را یکجا تقدیم دو دختری کرد که می خواستند ازدواج کنند. از این دست خاطرات که نه، گنج های بی پایان هستی فراوان دارد. بعضی هایشان حتی به ردی از پول هم ارتباطی پیدا نمی کند مثل آن کودک یتیمی که کودکی را در آن مکان به بزرگی رسانید، و به زکات سال ها نفس کشیدن این پدر دوست داشتنی روزی سرزده وارد شد و همه ی دیوار ها، در ها و همه ی پنجره ها و تو بگو همه ی قلب ها را رنگ زد؛ نه، عشق پاشید. کدام معامله که انقدر پر سود؟ که انقدر بی زیان؟ پدر ، خود می گوید :" من هیچ هنری نداشتم." خدا را چه هنری برتر از هنر درست زندگی کردن، زندگی را میسر کردن، مرهم دل زخم خورده دیگران شدن، سایه شدن تا خسته ای بیآرامد، تکیه گاه شدن تا مانده ای کمر راست کند، دستی شدن برای ستردن اشکی و .... پدر- هنرمند در تمام لحظات عمر، شغلش معنی کردن درست زندگی بود.

نترس؛ من یک روزنامه نگارم!

"بدترین شغل دنیا روزنامه نگاری است." این جمله در روزهای آخر سال گذشته میلادی تیتر اول بسیاری از روزنامه های مشهور در سرتاسر جهان شد و بازخوردهای جالب توجهی نیز داشت. داستان از این قرار بود که طبق نتایج نظرسنجی یکی از سایت های پرمخاطب آمریکایی، مردم از جوامع و قشرهای مختلف، شغل روزنامه نگاری/خبرنگاری را به عنوان بدترین شغل دنیا انتخاب کردند. بسیاری از چهره های بزرگ عرصه ی مطبوعات آنرا توهینی نابخشودنی خواندند و مقالات تندی برای رفع این اتهام به چاپ رساندند. اما آن عده ی دیگر که از نظرشان مطبوعاتی ها بیهوده ترین کار ممکن را انجام می دهند دلایل مختلفی برای راستی ادعای خود مطرح می کردند. از آن جمله: مطبوعاتی ها در همه جای دنیا شغل پر استرسی دارند، نسبت به زمانی که برای کار می گذارند حقوق کمی دریافت می کنند، تمام ساعت های شبانه روز درگیرهستند ، فن خاصی بلد نیستند و در نهایت اینکه بیش از کارگزاران دیگر مشاغل در معرض خطرهای روحی و جسمی قرار می گیرند. یکی از یادداشت های بسیار جالب توجه در جواب به این ادعا توسط روزنامه نگار جوانی در سایت فوربز منتشر شد.این روزنامه نگار، شغل خود را آرمانی ترین شغل دنیا خواند و گفت: " بله، خیلی از دلایلی که برای محکوم کردن حرفه ی روزنامه نگاری آورده اید بیراه نیستند. اما مشکل اینجاست که شما استفاده ی درست واژگان را بلد نیستید. اجازه بدهید فرمایشاتتان را اصلاح کنم!" در ادامه بخش هایی از جوابیه این روزنامه نگار را با هم مرور می کنیم: --شما همواره مشغول یادگرفتن هستید. فقط یک روزنامه نگار می تواند هر روز و هرلحظه بیش از پیش به دانش خود در عرصه های مختلف بیافزاید و این امر حقیقتی ساده است که مطمئناً برای بسیاری افراد در حرفه های دیگر رشک برانگیز و دست نیافتنی خواهد ماند. چه کسی را در اطراف خود می شناسید که از تقریباً هر موضوع مورد بحث سررشته ای داشته باشد و بتواند در آن زمینه صحبت کند؟ بی شک آن فرد شخصی جز یک روزنامه نگار حرفه ای نیست! شما برای ملاقات با افراد مشهور دستمزد دریافت می کنید. خاطرات مطبوعاتی ها به خاطرات بسیاری از مشاهیر گره خورده است؛ از چهره های عالم سیاست گرفته تا سینما و ورزش. چند نفر پیرامون خود سراغ دارید که آرزوی از نزدیک دیدن ستاره ی محبوب موسیقی کشورش را داشته باشد؟ چند نفر را سراغ دارید که برای گرفتن عکس یادگاری با فلان بازیگر فیلم درجه دو به گریه بیفتد؟ مطمئناً همین الان می توانید لیست چند ده نفره ای از این افراد تهیه کنید! اما حقیقت این است که ما روزنامه نگاران برای دیدن این چهره ها حقوق می گیریم. برحسب نوع فعالیتمان با بسیاری از آنها روابط دوستی برقرار می کنیم و نیازی نیست موقع دیدنشان در خیابان فریاد بزنیم! آنها خودشان برای ما دست تکان می دهند! شغل ما پر استرس است؟ در انتخاب واژه ها دقت کنید! شغل ما هیجان انگیز است. در محل کار راجع به چه چیزهایی خارج از حیطه حرفه تان صحبت می کنید؟ مسائلی که ما برایتان می نویسیم. اینطور نیست؟! بسیار خب، راجع به خبرهایی که از تلویزیون شنیده اید یا برنامه ی زنده ای که دیده اید ممکن است گپ بزنید. هیچ می دانید آنها را ما می نویسیم؟ شغلی که شما آنرا پراسترس می خوانید سرشار از پایین و بالاهایی است که تمام هیجان روزمره ی زندگی شما را رقم می زنند. لطفاً در انتخاب کلمات محتاط تر باشید. آیا تا به حال به حرفه های محبوب دنیای سینما دقت کرده اید؟! اگر کمی اطلاعات سینمایی تان بیشتر از فیلم های مورد علاقه نوجوانان باشد خواهید دانست یکی از محبوب ترین شغل های فیلم نامه نویسان بزرگ تاریخ سینما در کنار حرفه ی پلیس ها ، روزنامه نگاری بوده است. کافی است نگاهی دوباره به آرشیو شاهکارهای هنر هفتم داشته باشید. اما چرا روزنامه نگار و پلیس بودن برای فیلم نامه نویسان تکرارنشدنی سینما تا این حد جذاب بوده است؟ یعنی به خاطر هیجان حرفه ی ما نیست؟ اگر به خاطر سوادمندی و روابط گسترده مان هم نباشد ، دیگر بحث سلیقه ی عمومی که نمی تواند زیر سوال برود. در بیننده حتماً شیفتگی وجود داشته که کارگردان و نویسنده سراغ این حرفه رفته است. دست خودمان نیست ؛ ناخودآگاه چهره می شویم. همه ی ما دوستان و اشنایان زیادی را می شناسیم که تمام تلاش خود را برای دیده شدن در محافل مختلف به کار می گیرند.این افراد از درج شدن نامشان در روزنامه یا مجله یا بیان شدنش از هر رسانه ی دیگر چنان ذوق زده می شوند که اغلب با افراد فامیل تماس می گیرند تا آنها را نیز در این خبر سهیم کنند. جدا از آنکه ما روزنامه نگاران گاه هر روز خبرساز می شویم و ناممان در مجامع گوناگون بر سر زبان ها آورده می شود، کافی است کمی پشتکار داشته باشیم تا خود به چهره ای مطرح بدل شویم. نام چند مهندس، دکتر، آرایشگر ، برقکار، نقاش و ... در کشوری دیگر را می دانید؟ بیایید صادق باشیم، شما خیلی از ما روزنامه نگاران را در اقصی نقاط جهان می شناسید!
آیا هنوز ماریا شاراپووا برای اسپانسرها مهم است؟ زنان پزشکان بهتری هستند تی شرت ها را ما طراحی می کنیم حرف هایی که در محیط کار نباید گفت کیک ها را من نقاشی می کنم

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

بیایید آدم های متمدنی باشیم

مدتها بود كه فكر می كردم آنقدر بزرگ شده ام كه دیگر با كسی قهر نكنم و یا اینكه آنقدر عاقل شده ام كه اگر از كسی دلگیر شدم با گفت و گو حل اش كنم. این حرف همیشه من است كه ما آدمهای متمدنی هستیم.

12 راز خوشبختی

کسانی که در زندگی احساس رضایت می نمایند کسانی هستند که تفاوت بسیار کمی با ما دارند، در حقیقت تفاوت آنها تنها در نوع نگرششان نسبت به زندگی و طرز فکر آنهاست تا مقدار حساب بانکی اندازه کمد لباسها یا ارزش جواهراتشان. این 12 نکته تفاوت انسانهای خوشبخت را بخوانید و کمی در مورد اولویتهای فکری خود در زندگی تجدید نظر نمایید. ما را از نظرات و تجربیاتتان بی بهره نگذارید. 1-      اظهار رضایت وقتی شما از چیزی که دارید رضایت داشته باشید، چیزی که شما دارید قدردان ارزش خود خواهد بود. اگر ما از دارائی هایمان و روابطمان راضی نباشیم مسلما نخواهیم توانست احساس خوشبختی نماییم. 2-      مروج مثبت نگری انسانهایی که تفکرات مثبت گرایانه دارند دنیا را به مثابه یک انرژی پایان ناپذیر از فرصتهای زندگی می بینند، حتی در دوره های سخت زندگی. 3-      دوری از مقایسه خود با دیگران مقایسه زندگی خود با دیگران مانند سمی است که پایه های خوشبختی شما را از بین خواهد برد. تنها کسی که شما باید خود را او مقایسه نمایید خودتان هستید در قبل و هم اکنون خود. 4-      تمرین مهربانی با دیگران کمک به افراد نیازمند بدون چشمداشت میتواند مانند یک منبع سرشار احساس مثبت در زندگی بکار آید. 5-      زندگی اجتماعی پویا خوشحالترین مردم کسانی هستند که در زندگی خود دارای روابط اجتماعی پویا و سالم با انسانهای دیگر هستند. 6-      آمادگی برای وقت نیاز کسانی که خود را برای وضعیت خطر، اتفاق غیر قابل پیش بینی  و غیر مترقبه آماده نموده اند کمتر از دیگران مورد آسیب قرار می گیرند. 7-      آمادگی برای بخشیدن جمع کردن احساسات بد و نفرت برای سلامتی خطرناک است. بخشش هم روح و هم جسم شما را سبک می گرداند. 8-      توجه به کاری که باید انجام گردد تنظیم برنامه های مهم زندگی و توجه و تمرکز بروی آها بطوریکه هیچ چیزی نتواند تمرکزتان را بهم بزند. 9-      احساس وظیفه به اهداف خود در زندگی معجزات وقتی بوقوع می پیوندند که شما به اهداف خود احساس وظیف نمایید و در زندگی کوششتان بر اساس اهدافتان تنظیم شده باشد.  تنها در اینگونه مواقع است که زندگی شما را به جاهایی خواهد برد که انتظارش را نداشته اید. 10-   چشیدن لحظه های شادی زمانهایی در زندگی هست که باید سرعت زندگی را کم نمود و از لحظه به لحظه آن لذت برد. عروسی، تولد، جشنها و مسافرتها از این دسته از لحظاتی هستند که باید هر لحظه را زندگی نمود. 11-   معنویت در زندگی وقتی ما معنویت و یا دین را در زندگی خود وارد می نماییم می فهمیم که زندگی بزرگتر از هر کدام از ماست و ما در مرکز جهان هستی قرار نداریم. 12-   مراقبت از سلامت سلامت ما مهمترین بخش احساس خوشبختی ما است که کمتر در نظر می گیریم بدن سالم میتواند ما را به خوشبخترین خود برساند یا از آن دور نماید.
اتیکت های رفتاری که مردان را از پسران متمایز می نماید! چرا تا حالا ازدواج نکرده اید؟ سالخورده ترین زن جهان تولدش را جشن گرفت خود را یرای تابستانی داغ آماده کنید چگونه پولدار شویم و پولدار بمانیم

آداب و رسوم

اسامی عجیب فرزندان ستارگان هالیوودی

به گفته سخنگوی کیت وینسلت‌، هنرپیشه مشهور هالیوود، این ستاره ۳۸ ساله نام پسر تازه متولد شده‌اش را "خرس" (Bear) گذاشته است. این پسر سومین فرزند کیت وینسلت است که در روز ۷ دسامبر در بریتانیا به دنیا آمد. کیت وینسلت تا کنون سه بار ازدواج کرده و "خرس" نخستین فرزند مشترک او و همسرش فعلی‌اش "ند راک اند رول" است. همسر کیت وینسلت، خواهرزاده ریچارد برانسون، میلیاردر بریتانیایی است. نام وی در اصل "ند ابل اسمیت" بوده، اما بعدها نام خانوادگی‌اش را به "راک اند رول" که یک سبک محبوب موسیقی است، تغییر داده است. البته کیت وینسلت نخستین چهره سرشناسی نیست که نام "خرس" را برای فرزندش انتخاب کرده است. پیش از او آلیشیا سیلور استون، هنرپیشه آمریکایی، نیز هنگامی که در سال ۲۰۱۱ برای نخستین بار مادر شد، نام پسرش را "Bear Blu" گذاشت. سیب کوچولو رسم نامگذاری‌های عجیب و غریب چند سالی است که در میان ستارگان متداول شده است و کیت وینسلت و آلیشیا سیلور استون در این راه تنها نبوده‌اند. یکی از معروف‌ترین این موارد گوئینت پالترو (هنرپیشه بریتانیایی) و کریس مارتین (خواننده گروه کلد پلی) هستند. این زوج زمانی که در سال ۲۰۰۴ صاحب دختری شدند، نام "سیب" (Apple) را برایش برگزیدند. این نام غیرمتداول موجب شده تا رابی ویلیامز، خواننده سرشناس بریتانیایی که از دوستان این زوج به شمار می‌رود هم به اشتباه بیفتد و به گفته خودش از کرده‌ی خودش خجالت بکشد. او سال پیش در یک مصاحبه خاطره‌ای را از این "آبروریزی" نقل کرد: «اخیرا این دو تا خانه من به مهمانی آمده بودند. گوئینت همراه با بچه‌اش به سمت من آمد. من هم از او پرسیدم، آیا خربزه کوچولو، سیب دوست داره؟ خجالت‌آور بود! من اسم‌ها را با هم قاطی کرده بودم!» به نقل از روزنامه دیلی میل، رابی ویلیامز البته ادامه می‌دهد: «اما خب اگر شما چنین نام احمقانه‌ای برای فرزندتان انتخاب کنید، چنین اشتباهی هم رخ خواهد داد. آدم باید به بچه‌اش رحم کند.» گوئینت پالترو و کریس مارتین در سال ۲۰۰۶ صاحب یک فرزند پسر شدند که نام او نیز چندان مرسوم به شمار نمی‌رود: موسی بروس آنتونی. به یاد روزهای خوش پدر زوج دیوید و ویکتوریا بکهام نیز در انتخاب نام فرزندانشان نشان دادند که اسم‌های از پیش شناخته شده چندان باب طبع‌شان نیست. آنها نام "بروکلین" را برای نخستین فرزندشان که پسر بود، انتخاب کردند. این نام که همچنین یادآور نام منطقه‌ای در نیویوک است، در اصل دخترانه محسوب می‌شود. رومئو و کروز نام دو پسر دیگر این زوج هستند که این نام‌ها نیز امروزه چندان متداول نیستند. برای همین زمانی که آنها صاحب دختری شدند، هیچ‌کس انتظار نداشت تا این نوزاد نامی همردیف نوزادان دیگر داشته باشد. این پیش‌بینی درست از آب درآمد و دیوید و ویکتوریا بکهام دخترشان را "هارپر سِوِن" (Harper Seven) نامیدند. بیانسه، خواننده و همسرش جی زی، رپر آمریکایی، نیز در سال ۲۰۱۲ صاحب یک دختر شدند که او را "عَشَقِه آبی" (Blue Ivy) نامیدند. آیوی (عشقه) که در اصل نوعی گیاه بالارونده با برگ‌های سبزرنگ است، البته نام مرسومی برای دختران به شمار می‌رود، اما رنگ بخشیدن به این نام تنها از عهده والدینی با قوه تخیل منحصر به فرد برمی‌آید. دیوید بکهام زمانی که در منچستر یونایتد بازی می‌کرد، پیراهن شماره ۷ را بر تن داشت و در مصاحبه‌ای اذعان داشت که انتخاب نام میانی هفت برای دخترش تا اندازه زیادی به خاطر همان پیراهن بوده است. او همچنین اضافه کرد که نام هارپر نیز در اصل به نام خانوادگی "نل هارپر لی" نویسنده کتاب پرفروش "کشتن مرغ مقلد" باز می‌گردد که یکی از کتاب‌های مورد علاقه همسرش ویکتوریا بوده است. خانم "پیکسی فرو فرو" باب گلدوف خواننده ایرلندی و همسرش در زمان زندگی مشترک ده ساله خود صاحب سه دختر شدند. اولین فرزند آنها که در سال ۱۹۸۳ به دنیا آمد، "فیفی تریکسیبل" (Fifi Trixibelle)، دومین فرزند "پیچز هانی بلوسوم" (Peaches Honeyblossom) و آخرین آنها "پیکسی فرو فرو" (Pixi Frou-Frou) نام دارد. فانتزی ستاره‌ها البته پا را از این‌ها هم فراتر گذاشته و به نام کشورها نیز رسیده است. آلیشا کیز، خواننده آمریکایی و همسرش کسیم دین، نام "مصر" (Egypt) را برای پسرشان انتخاب کردند. ناتالی پورتمن، ستاره آمریکایی هالیوود و همسرش نیز نام "الف"، نخستین حرف الفبای عبری را برای پسرشان انتخاب کردند. تونی برکستون، خواننده آمریکایی و همسرش کری لوییس نیز از سال‌های زندگی مشترک دارای دو پسر به نام‌های "دنیم" (نوعی پارچه کتانی که به نام جین شناخته می‌شود) و "دیزل" (یک شرکت طراحی لباس به ویژه لباس‌های جین) هستند.

7 اشتباه متداول آداب ناهارخوری که انجام می دهید !

وقتی در مورد آداب و رسوم ناهار خوری فکر می کنیم، آنچه که در تصور همه ی ما شکل می گیرد، این است که آداب و رسوم ناهار خوری بسیار ساده است و به جز پشت میز نشستن و صرف غذای مورد علاقه مان چیز دیگری نیست، مگر غیر از این است؟ اما این طرز فکر کاملا اشتباه است. و به راستی، اخلاق، رفتار، احترام و غیره جزو آداب و رسوم ناهار خوری محسوب می شوند. اکنون حتما از خودتان می پرسید «پس چه رفتاری هنگام ناهار یا شام خوردن اشتباه تلقی می شوند؟» در اینجا به 8 اشتباه متداول اداب ناهار خوری که انجام می دهید ولی هرگز در مورد آن فکر نکرده اید برایتان توضیح می دهیم! به عنوان مثال، آیا می دانستید ... 1. طرز قرار گرفتن قاشق و چنگال شما می توانند معانی مختلفی به میزبانتان بفهمانند؟ 2. ساییدن چاپستیکس (چوب غذا خوری رایج در آسیای شرقی) به هم، به معنای بی ادبی هست؟ به معنی این است که پذیرایی کیفیت پایینی داشته و از ظروف و وسایل ارزان و بی کیفیتی استفاده شده است. 3. باقی گذاشتن چاپستیکس در میان ظرف خود به معنی نقض آداب و رسوم هست؟ 4. باقی گذاشتن چاپستیکس خود در حالت ایستاده درون کاسه برنج به معنی تعارف به مرده است؟ 5. روش مناسب برای قرار دادن کارد و چنگال بعد از استفاده به شکل زیر است؟ نباید کارد را مثل خنجر در دستتان بگیرید و یا چنگال را دوباره روی میز به حالت اولیه اش بعد از استفاده قرار دهید. 6. همیشه باید نمک و فلفل را کنار هم قرار دهید؟ هرگز این دو را جدا از هم روی میز قرار ندهید. 7. این شکل نحوه ی چیدمان میز ناهار خوری ساده می باشد؟  
رسوم ماه مبارک رمضان در شیراز کارناوال برزیل 2014 چهارشنبه سوری / سرخی تو از من زن و ازدواج در دوره ایران باستان عیدی غدیر: اسكناس تا نخورده لای كتاب

سفر و تفریح

خاچاپوری و دیگر غذاهای خوشمزه گرجستان

غذا در کشور گرجستان به بهترین نحو معرف فرهنگ این کشور است. به گزارش الی گشت غذاهای گرم، چسبناک و خوشایندی مانند خاچاپوری (نان پرشده با پنیر) به‌ خوبی با ماتاسونی (ماست ترش) به تعادل می‌رسند. گیاهانی مانند ترخون، جعفری، شوید و گشنیز به ‌خوبی با گردو و سیر مخلوط می‌شوند تا یک سس قوی و سیرکننده ایجاد کنند. در ادامه به خوراکی‌های گرجستانی می‌پردازیم. خاچاپوری (خاچاپوری) هیچ سفری به گرجستان بدون خوردن خاچاپوری تکمیل نمی‌شود و یا حتی ممکن است چنین سفری ممکن نباشد. این نان نرم و گرم که با پنیر پر شده است، به ‌قدری لذیذ است که انگار با چکیدن هر تکه محتویاتی داخل آن، مایعی دلربا به دهان شما وارد می‌شود. مدل اصلی این نان به ‌صورت گرد بوده و از پنیر پر شده، ولی مدل‌های دیگری از آن نیز وجود دارند که برای نمونه می‌توان به مدلی که روی آن تخم‌مرغ ریخته شده (خاچاپوری آدجاریان)، مدلی که بسته چهار لایه خمیر، خاچاپوری ترخون، قارچ و پای‌های پرشده با برنج اشاره کرد. می‌توان گفت که بهترین خاچاپوری را می‌توان در خانه‌ها و زمانی که به‌ صورت تازه برای صبحانه پخته می‌شوند، تجربه کرد. در سوانتی نیز نسخه‌ای از خاچاپوری وجود دارد که با تره پر می‌شود. اگر در اقامت خود در گرجستان با یک خانواده سر و کار ندارید، ناامید نشوید زیرا در هر گوشه‌ای از تفلیس می‌توانید دکه‌های خاچاپوری فروشی بیابید. بدریجان نیگزیت (Badrijan Nigzit) نوارهای بادمجان سرخ ‌شده‌ای که تخت بریده شده‌اند و روی آن‌ها با رب گردو پرشده است. این غذای ترش و شیرین، یکی از گزینه‌های مورد علاقه شما می‌شود. موشمالا (Mushmala) این میوه یک میوه خرمالویی رنگ و آبدار است که اندازه آن تقریبا به ‌اندازه یک گردو است. هسته‌های تیره و براق آن نیز شبیه به سنگ‌های تزئینی چشم ببری است و حتی می‌توانید با آن به انجام بازی مانکالا (Mancala) بپردازید. لوبیانی (Lobiani) این نان، تقریبا شبیه به خاچاپوری است ولی با عصاره لوبیا پر شده و به همین دلیل نیز از خاچاپوری اصلی که با پنیر پر می‌شود، سالم‌تر است. مچادی (Mchadi) این مورد در حقیقت، نان ذرت گرجستانی است و به‌ قدری سبک است که احساس می‌کنید که هم‌ وزن یک کاغذ است. این نان معمولا به ‌صورت همزمان با لوبیو خورده می‌شود. چاکاپولی (Chakapuli) سوپ گوشت بره و سبزیجات که معمولا در تعطیلات ویژه‌ای مانند عید پاک خورده می‌شود. خوبدری (Kubdari) این غذا تقریبا شبیه به خاچاپوری است که با تکه‌های کوچک گوشت، ادویه و پیاز پر شده است. این وعده یکی از غذاهای ویژه سوانتی‌ها است. برای خوردن این غذا می‌توانید به رستورانی در توقف گاه بین زوگدیدی (Zugdidi) و مستیا رفته و یا به سراغ خانه‌ای که در مسیر مستیا به اوشگولی (Ushguli) قرار دارد بروید. تاتارا (Tatara) این شیرینی از عصاره جوشانده شده و فشرده شده انگور درست شده است. برای درک بهتر این غذا می‌توانید آن را به ‌عنوان یک رولت میوه با شکر اضافه در نظر بگیرید.

ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان

اردیبهشت رویایی ترین ماه فصل زیبای بهار است. فکر می کنید اردیبهشتی ترین مکان های بهشت گونه روی زمین کجاها هستند؟ نشنال جئوگرافی در این زمینه انتخاب های قابل توجهی دارد. گاهی سفر به بعضی نقاط در حد آرزوست اما از قدی
گراوان، رنگین كمان املاح معدنی مرگ هامون چشمه های باداب سورت، نقاشی طبیعت روی زمین دریاچه گهر، رویای آبی کوهستان بالاتر از هیجان