1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آدمیزاد اگر بداند از زندگی چه می خواهد خوشبخت تر است. من آدم واقع گرایی هستم. سعی می کنم روزگار را آن طور که هست ببینم و خودم را برای ساختن زندگی سال هاست آماده کرده ام.

اما من دیده ام ، حتمن شما هم دیده اید آدم هایی که تصویر روشنی از زندگی شان ندارند. این ها همان هایی هستند که به شدت دچار روزمرگی مفرط می شوند. همیشه افسرده اند و غمگین. گاهی حتی خیلی خوب حرف می زنند و برای من و شما راه حل ارائه می دهند اما همه چیز فقط در حد حرف برای خودشان باقی می ماند. این ماجرا دو پیامد دارد. یا تو این قدر درباره موضوعی حرف می زنی که ارزش آن برای خودت از دست می رود یا آن قدر برای خودت بزرگ اش می کنی که فکر می کنی دست نیافتنی ست. هر دو این روش ها هم به نظر من غلط است. این دسته از آدم ها آن هایی هستند که اسم خواسته هایشان را می گذارند آرزو و به جای این که برای رسیدن به آن تلاش کنند ، رویا پردازی می کنند و در ذهن شان آن قدر چیزی که اسم اش را گذاشته اند آرزو ، دست نیافتنی می شود که بی خیال آن می شوند و سال ها می گذارند گوشه دل شان بماند و گرد و خاک بگیرد. من این مدل آدم ها را نمی فهمم برای همین سال هاست هیچ آرزویی ندارم. هر آنچه در زندگی خواسته ام گذاشتم در برنامه بلند مدت زندگی ام و انجام اش داده ام. من تکلیف ام با این دنیا و سختی هایش روشن است اما با مردمان اش نه. هر روز هم گیج تر می شوم. آدم ها ساعت های زیادی از زندگی شان را به بطالت می گذرانند. خیلی راحت به دیگران اجازه می دهند که وقت شان را تلف کنند. اکثر برنامه هایشان شد شد ، نشد نشد است. وقت های زیادی از زندگی را صرف خوردن و خوابیدن های طولانی می کنند و فکر می کنند ماموت هستیم و قرار است هفتصد سال زندگی کنیم. اگر شما هم جزء آدم های رویا پرداز هستید ، توصیه می کنم رویاهایتان را فراموش کنید و به جای آن نقشه بکشید برای زندگی تان. کمی روی هدف هایتان تمرکز کنید و روی دور تند باشید. پیش از آن که فکر کنیدض سوت دقیقه نود بازی زده می شود و بازی تمام .

دیدگاه‌ها  

0 # کیانا 1390-05-31 15:23
اخ گفتی سمیه خانوم من فقط شب و روز تو رویاهام سیر میکنم تو رو خدا بچه ها بگید من چیکار کنم فقط از زندگی ارزوهاشو میبینم و بارویا زندگی میکنم بعضی موقعها از دسته خودم عصبانی میشم اگه کسی پیشنهادی برای ترک این عادت داره کمکم کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-06-06 05:24
کیانا خانوم لطفا از این مطلب کپی بگیر بزن یه جایی که مدام ببینی اش. تلنگر بزن به خودت و سعی کن از یه جایی شروع کنی به تغییر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

عاشقانه های باران

این ستون، از این پس تنها به شما عزیزانی تعلق دارد که مطالب خود را برای لادیز نگار ارسال می کنید. گروه لادیز افتخار دارد، اولین تجربه لادیزنگار را به همراه خوش ذوق مان، اشک مهتاب اختصاص دهد. با تشکر از اشک مهتاب، از شما دوستان خوب دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود، آداب و رسم، نقاط دیدنی، غذای محلی و سوغات شهرتان  را برای ما بفرستید تا با نام خودتان منتشر شود.

بیایید برای هم نامه بنویسیم

گاهی بعضی حرفا را نمی شود زد اما می توان نوشت. برای دوستان تان، نزدیكان تان و هر كس كه دوست دارید گاهی نامه بنویسید.اصلا بیایید برای خودتان نامه بنویسید می بینید با تمام این كه از احوالات تان خبر دارید وقت نوشتن خودتان را غافلگیر می كنید.
مهر، با بوی تند مدرسه دلم می خواهدت.. من از تو خشمگین نمی شوم رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان به دختران مجرد اینها را نگوئید

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ

شاید شما هم از افرادی هستید که وقتی برای خرید ماهانه به یکی از فروشگاه‌های بزرگ می‌روید، پشیمان باز می‌گردید. پشیمان از این که دوبرابر آنچه خواسته‌اید خرید کرده‌اید. یک بار دیگر خاطره آخرین خرید خود را به یاد آورید. چند بسته شکلات خامه‌ای و بسکوییت که هیچ کدام جزء خرید های مورد نیاز شما نبوده اند، به خانه آورده اید؟

بانوی صندوق بین المللی پول

کریستین لاگارد 55 ساله، متولد کشور فرانسه است. او از جمله بانوان موفق درعرصه اقتصاد جهانی است که بعد از انتخاب وی به عنوان رئیس صندوق بین المللی پول بعد از 67 سال بعنوان تنها زن رئیس این صندوق انتخاب شده است.
حقه های سوپر مارکتها که باعث میشوند پول بیشتری خرج کنید کنترل صفرهای قبض برق از پس اندازتان مراقبت کنید کار در خانه، فروش در اینستاگرام لامپ کم مصرف حامی محیط زیست

مطالب تصادفی

گزارش روز

نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده

سالانه میلیون‌ها دختر با "ختنه" به لحاظ جنسی ناقص می‌شوند. درد و عفونت دائم از پیامدهای این عمل است. یک مرکز پزشکی در برلین با حمایت واریس دیری، مانکن سابق، برای کمک به قربانیان "ختنه" زنان تاسیس شده است. دمیس زن جوانی اهل اتیوپی است. او را هنگامی که ۷ یا ۸ ساله بود "ختنه" کردند. همه اهالی روستایی که او در آن زندگی می‌کرد جمع شده بودند تا بدین خاطر جشن بگیرند. پیش از او نوبت دو دختربچه دیگر بود. «من آن‌ها را دیدم و فرار کردم» اما به دنبالش می‌دوند و او را می‌گیرند. سنایت دمیس در اتاق کلینیک "والدفریده" در برلین اقامت دارد و خاطراتش را شرح می‌دهد. او به یاد ندارد که در اتاقی که او را "ختنه" کردند چه اتفاقی افتاده است. نه درد خود را به خاطر می‌آورد و نه خون زیادی را که احتمالا از او جاری شده است. شانه‌هایش را بالا می‌اندازد و می‌گوید: «لابد بیهوش شده بودم. یادم نمی‌آید.» او در مورد علت آمدنش به برلین با لبخند می‌گوید: «می‌خواهم چیزی را که از من گرفته‌اند دوباره بدست بیاورم. می‌خواهم بار دیگر کامل باشم.» این زن ۳۴ ساله یکی از دو بیماری است که با تاسیس "مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان" در کلینیک برلین به آن مراجعه کرده‌اند و می‌خواهند که بر روی آنها عمل "بازسازی کلیتوریس" انجام گیرد. پزشک جراح کلینیک، رولاند شرر، قرار است این عمل را بر روی زنان انجام دهد. دکتر شرر می‌گوید: عمل ساده‌ای نیست، چون جراحت‌ها بسیار قدیمی هستند و اثر زخم‌ها عمیق. زنان ختنه نشده را "ناپاک" می‌دانند "ختنه" یا ناقص‌سازی آلت تناسلی زنان در بسیاری از کشورهای آفریقایی و در برخی از کشورهای آسیایی و خاورمیانه انجام می‌گیرد.  این پدیده در بعضی نقاط غرب، شمال غربی و جنوب شرقی ایران گزارش شده است. در "ختنه" زنان، بخش‌هایی از کلیتوریس را می‌برند. به گزارش سازمان بهداشت جهانی، حدود ۱۵۰ میلیون زن و دختر قربانی در حال حاضر در جهان وجود دارند. برخی دختران را در سنین بسیار پایین "ختنه" کرده‌اند. انجام این عمل در بسیاری از کشورها ممنوع است. مجازات "ختنه" زنان در آلمان ۱۵ سال حبس است. دلایلی که انجام‌دهندگان این عمل می‌آورند گوناگون‌است. برای مثال می‌گویند زنی که "ختنه" نشده "ناپاک" است. ایولین برندا، فعال حقوق مدنی در کنیا که علیه "ختنه" زنان مبارزه می‌کند در این مورد می‌گوید: «در چشم زنان دیگر، زن ۴۵ ساله‌ای که ختنه نشده جوان‌تر از دختر ۱۵ ساله ‌ختنه شده است.» خود خانم برندا "ختنه" نشده است و برای همین اجازه ندارد در کنیا بر سر میز بزرگسالان بنشیند و باید با کودکان غذا بخورد "یک جنایت" تغییر دادن سنت‌ها دشوار است. ایولین برندا می‌گوید: «با مادرانی سر و کار دارم که دختر خود را در حالی که جیغ می‌کشد در بغل گرفته‌اند و می‌گویند، خانم برندا، من هم دخترم را مثل بقیه دوست دارم!» اما بسیاری از مادران می‌ترسند که اگر دخترشان "ختنه" نشود به حاشیه جامعه رانده شود و مردی پیدا نشود که بخواهد با او ازدواج کند. به نظر این فعال اجتماعی کنیایی، باید برای این مادران توضیح داد که موضوع بر سر سلامتی فرزندانشان است. بریدن کلیتوریس دختران عوارض جسمی زیادی دارد. ابتلا به عفونت‌های واژن و رحم، نازایی، دردهای شدید هنگام قاعدگی یا کیست واژن و رحم و بطور کلی دردهای موضعی، بیشتر دختران و زنانی را که ختنه شده‌اند رنج می‌دهد. با ختنه حس جنسی زنان از میان می‌رود و رابطه جنسی دردناک می‌شود. پیامدهای روحی "ختنه" زنان اغلب زیر سایه قرار می‌گیرد که در این مورد از جمله می‌توان به احساس اضطراب و بی‌اعتمادی اشاره کرد که پیامد آسیب‌دیدگی‌ای است که بر دختر در مواجهه با خشونت عمل "ختنه" وارد شده است. از این روست که واریس دیری، مانکن سابق و فعال حقوق بشر، "ختنه" زنان را "جنایت" می‌نامد. او می‌گوید: زنان رنج می‌کشند. آنها چه موقع زایمان چه هنگامی که عمل زناشوئی انجام می دهند، رنج می‌کشند. واریس دیری که سفیر مخصوص سازمان ملل نیز هست، بنیاد "گل صحرایی" را تاسیس کرده است. او که رمانی به همین نام نوشته و در سراسر جهان با "ناقص‌سازی جنسی زنان" مبارزه می‌کند، حامی مالی مرکز کمک به قربانیان ناقص‌سازی آلت جنسی زنان در کلینیک برلین است. خانم دیری می‌گوید: «هر زنی که بخواهد از امکانات این مرکز استفاده کند، می‌تواند پیش ما بیاید.» پزشک جراح این مرکز حدس می‌زند که سالانه حدود ۱۰۰ نفر را بتوان در این مرکز جراحی کرد. پزشکان دیگری بیرون این کلینیک هم هستند که عمل بازسازی کلیتوریس را انجام می‌دهند. اما به گفته دکتر شرر، نظیر این کلینیک در جهان از نظر "برنامه خاص برای مداوا" وجود ندارد. در اینجا در کنار پزشکان، روانشناسان هم به زنان کمک می‌کنند. با این همه از بین بردن کامل حس "ناقص بودن" برای پزشکان وروانشناسان آسان به نظر نمی‌رسد، چون آسیب‌دیدگی جسمی و روحی زنان تا عمق وجود آنان را صدمه زده است. تنها چاره‌ای که می‌ماند این است که مبارزه با "ختنه" زنان گسترده‌تر شود. سنایت دمیس، زن اتیوپیایی که برای عمل جراحی به کلینیک مراجعه کرده نیز با این نظر موافق است. او می‌گوید هنگامی که به اتیوپی بازگردد تمام تلاش خود را برای مبارزه با "ختنه" زنان خواهد کرد. او در نخستین گام مبارزه خود موفق بوده است. سنایت دمیس توانسته مادر خود را قانع کند که از ختنه دختر پنج‌ساله‌اش چشم بپوشد. منبع: DW.DE

بیداد فروش بچه در تهران

«ما هیچ اطلاعی نداریم. اگر هم اطلاعاتی وجود داشته باشد محرمانه است. نباید به این موضوع دامن زد. بهتر است اگر چنین مشکلی هم وجود دارد، در خفا حل شود... .» به گزارش ایسنا، اینها پاسخ‌هایی است که برخی مسئولان به سؤال‌های خبرنگار دوهفته‌نامه «روبه‌رو» درباره خرید و فروش کودکان در تهران می‌دهند؛ پاسخ‌هایی ابهام‌آمیز که نه خبرهای خرید صد هزار تومانی کودکان را در تهران تأیید می‌کند و نه تکذیب. ماجرایی که از تابستان سال گذشته در یک نشست خبری از سوی فاطمه دانشور، رئیس کمیسیون اجتماعی شورای شهر تهران، بر سر زبان‌ها افتاد. فاطمه دانشور اعلام کرد که حالا دیگر در مراکز آسیب شهر، کودکان نوزادی که درد خماری را از نطفه حس می‌کنند به قیمت صد هزار تومان به فروش می‌رسند. اما این تمام ماجرا نبود. داستانی که فاطمه دانشور چند ماهی است، راوی آن شده، موضوعی قدیمی ‌در برخی از بیمارستان‌های این شهر است. مرجان، پرستار یکی از بیمارستان‌های تهران، می‌گوید: «دلالان و واسطه‌ها پس از شناسایی نوزادانی که ناخواسته یا نامشروع به دنیا می‌آیند، اقدام به خرید و فروش آنان می‌کنند.» او با بیان این که این اتفاق در بیمارستان‌های دولتی و بزرگ و بیمارستان‌هایی که زایشگاه دارند، بیشتر رخ می‌دهد، می‌گوید: «در این بیمارستان‌ها به دلیل بالاتر بودن تعداد نوزادان متولد شده در مقایسه با بیمارستان‌های خصوصی و کوچک، شناسایی افراد سخت‌تر است که این امر، مهم‌ترین دلیل بالاتر بودن آمار خرید و فروش نوزادان متولد شده در مراکز دولتی است.» مسئله‌ای که بلافاصله از سوی نیروی انتظامی ‌تکذیب شد. در خبرهای تأیید نشده می‌شد این جمله‌ها را شنید که آش به این شوری‌ها هم نیست اما کفش و کلاه کردن خبرنگاران و رفتن به بیمارستان‌هایی مانند مهدیه و اکبرآبادی تهران در همان روزهای پرالتهاب نشان می‌داد که از قضا آش بسیار شورتر از آنی است که دانشور خبر داده است. کودکانی که در توالت پارک حقانی نطفه‌شان بسته می‌شد، در بیشتر مواقع یا معتاد بودند یا خونشان آلوده به ویروس ایدز بود. نوزادان رنگ‌پریده‌ای که در بیمارستان، مجهول‌الهویه بودند و مادر حتی حاضر نبود برای دقایقی آنها را به زیر پستان بگیرد. از آن طرف، جدا از واسطه‌ها و گروه‌هایی که گدایان تهران را ساماندهی می‌کردند، بودند مادران و پدران جوانی که سال‌ها در آتشِ داشتن فرزند، سوخته و نتوانسته بودند از سد بهزیستی بگذرند. آنها برای آن که بتوانند زخم خود را التیام بخشند، به دروازه غار آمده بودند و کودکان معتاد بخوری این خیابان را با قیمتی از ۱۰۰ هزار تا پنج میلیون تومان خریده بودند. ناهید یکی از همین زنان است. ناهید ۳۸ ساله به همراه همسرش بهرام بعد از ۱۵ سال که در راهروهای بهزیستی دویده بودند، کودکشان سحرناز را از زنی معتاد در خیابان شوش تهران می‌خرند. سحرنازی که فقط ۱۸ ماه میهمان خانه آنها بود و بعد از آن به دلیل ابتلا به اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی جان باخته بود. ناهید می‌گوید: «در ابتدای امر اصلا به ماجرای شناسنامه هم فکر نمی‌کردیم. بچه نه کارت بهداشت بیمارستان داشت نه پدرش معلوم بود. دو، سه روز مانده به زایمان، واسطه که یکی از رانندگان خطی میدان شوش به خراسان بود، با شوهرم تماس گرفت و از وجود سحرناز مطلع‌مان کرد. بچه در خانه به دنیا آمد. دو میلیون تومان به مادر دادیم و یک میلیون هم راننده گرفت. شوهرم هم گفت بعد از یکی، دو ماه، پیگیری می‌کند تا شناسنامه بگیریم. بچه همیشه بی‌حال و رنگ و رو رفته بود. شناسنامه نداشتیم و واکسن را هم از طریق یکی از اقوام که پزشک بود برایش زدیم. پنج‌ ماهه بود که به دلیل بی‌حالی‌های مداوم تصمیم گرفتیم آزمایش خون بدهیم و دیدیم کودک مبتلا به ایدز است و کمی‌ بعد از یک سالگی هم جان داد و ما ماندیم و داغی که تا آخر عمر روی سینه‌مان می‌ماند ... .» هر چند سال گذشته فرمانده نیروی انتظامی ‌تهران بزرگ با تأیید وجود این نوع خرید و فروش اعلام کرد که باید فکری به حال زنان آسیب‌دیده کرد، اما همان روزها گفت ما اطلاعاتی درباره خرید و فروش کودکان در دست نداریم. هنوز که هنوز است، سردار ساجدی‌نیا در مقابل تلاش‌های بی‌وقفه خبرنگار «روبه‌رو» برای گرفتن وقت مصاحبه درباره این معضل پاسخی نمی‌دهد و فقط به این جمله که «در دست اقدام است» بسنده می‌کند. فاطمه، پرستار یکی از بیمارستان‌های جنوب شهر تهران است. او می‌گوید: «تا اواخر سال گذشته، حتی بعضی از نیروهای بیمارستانی هم به عنوان دلال در این خرید و فروش پولی به جیب می‌زدند اما حالا سخت‌گیری‌ها زیاد شده، بخش نوزادان را جدا کرده‌اند و پرستاران آنها را کمتر می‌بینیم و به طور دائم مددکار در بخش سر می‌زند. الان وقتی کسی بچه‌اش را نمی‌خواهد پیش از زایمان به مددکاری می‌رود و اعلام می‌کند و بچه بعد از وضع حمل به بهزیستی می‌رود اما عده‌ای که می‌خواهند کاسبی کنند، بچه را می‌گیرند و سرِ خیابان به خانواده‌ها واگذار می‌کنند اما حالا تقریبا گرفتن شناسنامه هم غیر ممکن است. برای گرفتن شناسنامه کودک باید سابقه درمانی مادر و تمامی ‌آزمایشات موجود باشد.» فاطمه می‌گوید سهم دلالان در این خرید و فروش از یک میلیون تا سه میلیون تومان متغیر است: «مثلا یکی از همکاران خودمان حداقل ماهی پنج میلیون دلالی داشت اما حالا اخراج شده.» آمار سازمان بهزیستی بر اساس آمار عملکرد سازمان بهزیستی تقریبا سالانه بین ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ کودک به فرزندی سپرده می‌شوند. این در حالی است که تعداد متقاضیان فرزندخواندگی چند برابر کودکانی است که به فرزندی سپرده می‌شوند. این امر حاکی از آن است که تقاضا برای دریافت کودک به‌ مراتب بیش از تعداد کودکان قابل واگذاری به خانواده‌هاست. از سوی دیگر فرایند اجرائی فرزندخواندگی مستلزم هماهنگی‌هایی بین سازمان بهزیستی، اداره سرپرستی قوه قضائیه، نیروی انتظامی، مراکز درمان ناباروری و سازمان پزشکی قانونی و ... است که همه اینها به اضافه فهرست طولانی انتظار برای دریافت کودک، فرایند فرزندپذیری را برای متقاضیان فرزندخواندگی، به طور طبیعی، طولانی و زمانبر می‌کند. انوشیروان محسنی بندپی، رئیس سازمان بهزیستی، در گفت‌وگو با «روبه‌رو» با تأیید وجود تجارت کودکان، از برنامه‌های بهزیستی برای جلوگیری از این تجارت گفت: «ترجیح ما این است که مادران را به گرفتن رحم اجاره‌ای تشویق کنیم. این مسئله هم باعث می‌شود که درآمدی برای زنان بی‌سرپرست ایجاد شود و هم جلوی سوءاستفاده‌های احتمالی گرفته ‌شود. البته این کار باید با ضوابط کاملا علمی‌ و قانونی انجام پذیرد. ضمن آن که ما نمی‌توانیم به مسئله خرید و فروش کودکان وارد شویم. این مسئله کاملا در اختیار قوه قضائیه و نیروی انتظامی ‌و دادستانی است. ما صرفا اطلاعات خود را در این‌ زمینه به ضابطان قضائی منتقل می‌کنیم. ما حتی اگر از چنین مسئله‌ای اطلاع هم پیدا کنیم باید برای ورود از قوه قضائیه مجوز بگیریم. از طرفی واگذاری کودکان به بهزیستی هم فقط با اجازه قوه قضائیه امکان‌پذیر است.» اما این همه حکایت نیست. علی یکی از پسرانی است که دو سال قبل بعد از رسیدن به ۱۸‌سالگی با گرفتن پنج میلیون تومان از بهزیستی ترخیص شده است. او می‌گوید: «بهزیستی قوانین عجیبی دارد. ما را به خانواده‌ها نمی‌دهند، چون اصرار دارند خانواده‌ها ملکی به نام ما بکنند. بعد جالب اینجاست که وقتی خودمان را از بهزیستی بیرون کردند، پنج میلیون تومان کف دستمان گذاشتند و خداحافظی کردند. آنها می‌گویند می‌خواهند آینده ما تأمین باشد و ممکن است اگر وارد خانواده‌ای بشویم به ما چیزی ندهند. خب مگر بهزیستی وقت ترخیص چیزی در اختیار ما می‌گذارد؟ اما اگر در خانواده بزرگ شویم، در بدترین شرایطِ ممکن در یک خانواده درس خوانده‌ایم، محبت دیده‌ایم و خانواده داریم. حداقلش این است که کسی در ۱۸سالگی بیرونمان نمی‌کند. من می‌خواهم بدانم مگر همه فرزندان واقعی خانواده‌ها وقتی به دنیا می‌آیند ملکی به نامشان می‌شود یا وقتی پدرشان می‌میرد یک کارخانه به آنها ارث می‌رسد؟ بچه‌های معمولی بیشتر خودشان روی پایشان می‌ایستند، خودشان خانه و مغازه می‌خرند و فقط تحت سایه حمایتی خانواده هستند.» تجارت پردرآمد مسیب راننده تاکسی است و می‌گوید خیلی از همکارانش از طریق دلالی بین خانواده‌ها پول خوبی درمی‌آورند. به گفته مسیب بچه نسبت به جنسیت و تمکن خریدار، قیمتش بالا و پایین می‌رود. او می‌گوید: «حالا خانواده‌ها شاخک‌هایشان تیز شده. می‌دانند بچه باید آزمایش سلامت داشته باشد. بچه سالم هم باز قیمتش متغیر است. اول فروشنده می‌گوید مثلا ۲۰ میلیون اما خریدارها زرنگ شده‌اند. گاهی این ۲۰ میلیون به دو میلیون هم می‌رسد اما واسطه‌ها کمترین مبلغی که این وسط به جیب می‌زنند یک میلیون تومان است.» اما تجارت کودکان فقط بین خانواده‌ها صورت نمی‌گیرد. کودکان بسیاری هم هستند که در این‌ میان گرفتار باندهای تبه‌کاری و گدایی می‌شوند. به گفته یکی از ساکنان دروازه غار، بیشتر کودکانی که معتاد و بیمار به دنیا می‌آیند، جذب باندهای گدایی می‌شوند؛ باندهایی که هیچ‌وقت سرنخ درستی از آن در دست هیچ‌کس نیست. کودکانی که روزانه ۱۰ هزار تومان اجاره می‌شوند و حداقل ۳۰ هزار تومان فروش روزانه‌شان را به صاحب‌کار تحویل می‌دهند. کمتر از یک ماه پیش، شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان و خانواده ریاست‌جمهوری، روایت دیگری از خرید و فروش کودکان را اعلام کرد. مولاوردی درباره فروش نوزادان از سوی مادران با بیان این که امروز شاهد فروش نوزادان در شکم مادر و پیش از تولد هستیم، اظهار کرد: «آماری از تعداد این نوزادان نداریم اما آن‌ قدر تعداد آنها زیاد بوده که تبدیل به یک خبر شده است.» معاونت زنان و امور خانواده با تأکید بر این که پدیده فروش کودکان، تک‌عاملی نبوده و مجموعه‌ای از عوامل، زنجیروار در کنار هم قرار می‌گیرند تا یک زن ناچار به فروش فرزندش شود، خاطرنشان کرد: «فقر اقتصادی، فقر فرهنگی، اعتیاد، کارتن‌خوابی و ازدواج کودکان از جمله عواملی هستند که می‌تواند باعث سوق‌ دادن زنان به سمت فروش کودکان خود شود.» او تصریح کرد: «اگر بخواهیم پدیده فروش کودکان ادامه پیدا نکند، باید به مجموع این عوامل توجه کرده و آن را حل کنیم.» یکی از فعالان اجتماعی در دروازه غار تهران می‌گوید، حالا کودکان را پیش‌فروش می‌کنند. سعید انتظاری به «روبه‌رو» می‌گوید: «حالا زن‌ها هدفدار حامله می‌شوند و در چهار، پنج‌ ماهگی که جنسیت نوزاد مشخص شد، آن را به خانواده‌ها می‌فروشند و کودک زیر نظر خریدار در بیمارستان به دنیا می‌آید. حالا کار راحت‌تر شده. خانواده‌ها با بیمارستان‌های خصوصی زدوبند می‌کنند و بعد از آن که کودک به دنیا آمد، نام مادر جعلی به جای مادر اصلی در اوراق هویتی ثبت می‌شود. به همین راحتی ....»  
وضعیت نامناسب محیط زیست ایران دست زنان از مسكن مهر كوتاه است بازار لوازم آرایشی تقلبی در ایران حضور دوباره زنان در ورزشگاه ها كليد خورد تاکسی‌های اینترنتی چگونه در دنیا فراگیر شدند؟

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

چرا جذاب نیستم؟

همه ما سعی داریم افرادی مهربان، دلسوز، بامحبت و بزرگ باشیم. اما در برخی افراد همیشه این‌گونه نیست. بعضی افراد رفتار یا عادت‌های بدی دارند که آن‌ها را غیر جذاب و آزاردهنده می‌کند و بنابراین کسی دوست ندارد با آن‌ها در ارتباط باشد. برخی از این مشخصه‌ها و عادات مضر در ادامه ذکرشده‌اند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از فرادید، همه ما سعی داریم افرادی مهربان، دلسوز، بامحبت و بزرگ باشیم. اما در برخی افراد همیشه این‌گونه نیست. بعضی افراد رفتار یا عادت‌های بدی دارند که آن‌ها را غیر جذاب و آزاردهنده می‌کند و بنابراین کسی دوست ندارد با آن‌ها در ارتباط باشد. برخی از این مشخصه‌ها و عادات مضر در ادامه ذکرشده‌اند.1. خودشیفتگیبسیاری از افراد بدون اینکه بدانند خودشیفته هستند. تنها بر خود تمرکز دارید، تنها درباره خودتان حرف می‌زنید و معمولاً به حرفه‌ای اطرافیانتان اهمیتی نمی‌دهید. تصور می‌کنید تنها فردی که مهم است خودتان هستید. اگر این‌گونه‌اید، وقتش است که خود را تغییر دهید. هیچ‌کس با فردی که تنها به خودش اهمیت می‌دهد دوست نمی‌شود.2. توجه به زیبایی ظاهری و بی‌اعتنایی به باطنزیبایی واقعی از اعماق قلب، بدن و روح شما حاصل می‌شود. زیبایی ظاهری مهم‌ترین مسئله نیست. اما افراد دارای رفتارهای غیر جذاب تصور می‌کنند زیبایی ظاهری مهم‌ترین چیز است. نگاهی در آینه به اعماق وجود خود بیندازید. ممکن است در باطن خود فرد زشتی را ببینید. مگر آنکه طرز تفکر خود را تغییر دهید.3. همیشه در رقابت با دیگران هستیدآیا از آن دسته افراد هستید که حتماً باید بهتر از دیگران باشند؟ اگر این‌طور است پس انسان غیر جذابی هستید. باید اهمیت بیشتری به دوستانتان بدهید و بگذارید آن‌ها هم از موفقیت‌های خود لذت ببرند. اگر بر ترس خود از ارتفاع غلبه کردند و 10 متر بالا رفتند، نگویید: \\\"همش همین؟ من 30 متر می‌روم.\\\" در عوض بگویید: \\\"عالیه، بهت افتخار می‌کنم.\\\"4. دوستان خود را به چشم دشمن می‌بینیدافراد غیر جذاب همیشه با دوستان خود در جنگ‌ودعوا هستند. به‌جای کنار هم ماندن و اهمیت دادن به اطرافیان، همیشه پشت خود را به آن‌ها می‌کنید و از پشت به آن‌ها خنجر می‌زنید. دوستانتان دشمنان شما نیستند. بلکه متحدان شما هستند.5. اهمیت خود برای دیگران را زیر سؤال می‌بریداگر مدام اهمیت خودتان برای دیگران را زیر سؤال ببرید، مطمئناً فرد غیر جذابی خواهید بود. مثلاً دو تا از دوستانتان بدون شما بیرون رفتند؛ تصور می‌کنید برای آن‌ها اهمیتی ندارید. این مسئله را فراموش کنید. آن‌ها هنوز هم دوستان شما هستند و البته بدون حضور شما هم به زندگی خود ادامه می‌دهند.6. همیشه می‌خواهید رئیس باشیددر یک گروه دوستانه، همه باید برابر باشند. اگر این شمایید که همیشه تصمیم می‌گیرید و دوست دارید همواره مسئول همه‌چیز باشید و کارهای دیگران را کنترل کنید، پس بهتر است بدانید که رفتارتان بسیار غیر جذاب است.7. فرد صادقی نیستیدبرای اینکه دوست خوبی باشید و دیگران بخواهند در اطراف شما باشند، باید صداقت داشته باشید. اکثر افرادی که رفتار غیر جذاب دارند، انسان‌های غیر صادقی هستند که درباره همه‌چیز دروغ میگویند. بله، صداقت بهترین سیاست است.8. فرد بی‌ادبی هستیداگر رفتاری بی‌ادبانه و توهین‌آمیز دارید و در جمع حرف‌های خجالت‌آوری به دوستانتان می‌زنید، دست از این رفتار بکشید. این‌گونه کسی نمی‌خواهد نزدیکتان شود. گاهی اوقات با دیگران اختلاف‌نظر پیدا می‌کنید و یا اطرافیان رفتاری می‌کنند که برایتان خوشایند نیست؛ اما رفتار بی‌ادبانه دیدگاه همه را نسبت به شما تغییر می‌دهد.9. فردی غیرقابل‌اعتماد و وابسته هستیدآیا در موارد نیاز به دوستانتان کمک می‌کنید؟ یا اینکه وقتی کسی به شما نیاز دارد همیشه سرتان شلوغ است؟ اگر کسی نتواند روی کمک شما حساب کند، این رفتار غیر جذاب محسوب می‌شود. به همین ترتیب اگر فردی هستید که همیشه چشم به کمک دیگران دوخته‌اید، باز به چشم دوستانتان فرد غیر جذابی خواهید بود.10. همیشه بدبین هستیدبدبینی خصوصیت جذابی نیست. اگر همیشه دیدگاهی منفی به مسائل دارید، سعی کنید آن را تغییر دهید. کسی نمی‌خواهد با فردی که تنها جنبه منفی مسائل را می‌بیند، دوست شود.

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..
برای عزیزی که دیگر نیست (عرشیا) تاسيس دانشگاه دخترانه در تمام استان‌ها نگاه کانتی به تمایلات بشری میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است تست خودشناسی 2

زنان حادثه

قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد. جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است. بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد. دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند. قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود. برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد. برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.

ستارگانی که دیر مادر شدند

  یوما تورمن ۴۲ ساله بود که برای سومین‌بار مادر شد. پدر فرزند او آرپارد بوسون بانکدار۴۹ ساله است. یوما تورمن دو فرزند نیز از ازدواج نخست‌ خود با ایتان هاک، هنرپیشه هالیود دارد. کارلا برونی سارکوزی ۴۷ ساله بود که صاحب یک دختر شد. پدر دختر او رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیکلا سارکوزی ۵۹ ساله است. او نخستین رئیس‌جمهور فرانسه بود که سال ۲۰۱۱میلادی در دوران ریاست‌جمهوری‌ خود پدر شد. کارلا یک پسر نیز از رابطه‌‌ای پیش از آشنایی با سارکوزی دارد. ماریا کری آوریل ۲۰۱۱ میلادی در سومین سالگرد ازدواج خود با نیک کنان، کمدین کارگردان آمریکایی موزیک ویدئو صاحب یک دو قلو شد. این دارنده جایزه اسکار که ۴۷ سال دارد، سال ۲۰۰۸ میلادی صاحب یک دختر شد. پدر دختر او کیت اوربان، خواننده است. این زوج سال ۲۰۱۰ میلادی آن‌هم با کمک یک رحم اجاره‌ای صاحب یک دختر دیگر شد.   هَل بری ۴۱ سال بود که برای نخستین بار مادر شد. او پنج سال بعد در حالی‌که از پدر دخترش، گابریل اوبری جدا شده بود، از نامزد خود اولیور مارتینز هنرپیشه فرانسوی صاحب یک پسر شد. مدونا خواننده پاپ که متولد ۱۹۵۸ میلادی است، ۳۸ ساله بود که برای نخستین بار مادر شد. او چهار سال بعد از همسر صابقش صاحب یک پسر شد و سال ۲۰۰۷ نیز یک پسر دیگر به فرزندی پذیرفت. مدونا سال ۲۰۰۹ یک دختر کوچک هم از آفریقا به فرزندی گرفت.   کیم بیسینجر هنرپیشه مشهور آمریکایی ۴۲ ساله بود که صاحب یک دختر به نام "آیرلند الیس" شد. این دختر حاصل ازدواج او با الک بالدوین هنرپیشه هالیود بود. کیم و همسرش پس از تولد دخترشان مدتی از کار خود در دنیای هالیوود فاصله گرفتند. سلین دیون خواننده مشهور، سال ۲۰۰۱ صاحب یک پسر شد. او نه سال بعد، زمانی‌که ۴۲ ساله بود صاحب دو پسر دوقلو شد.   هنرپیشه ایتالیایی، مونیکا بلوچی که متولد ۱۹۶۴ است، ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی و در حالی‌که ۴۶ ساله بود دومین دختر خود را به دنیا آورد. او که سال ۱۹۹۹ با هنرپیشه فرانسوی وینست کاسل ازدواج کرده بود، تابستان ۲۰۱۳ از همسر و پدر دختر خود جدا شد. این آهنگ‌ساز و خواننده مشهور ایتالیایی که متولد ۱۹۵۴ میلادی است، سال ۲۰۱۰ برای نخستین‌بار مادر شد. او پس از دو بارداری ناموفق، سرانجام زمانی‌که ۵۴ سال داشت یک دختر به دنیا آورد. جانّا نانیننی که در شمار مسن‌ترین مادران مشهور دنیا به شمار می‌‌رود هویت پدر دختر خود را فاش نکرده است. عکس بالا مربوط به این خواننده ایتالیایی است  
بانوی اول آرژانتین در بیمارستان چراغهای رابطه تاریک اند ایوانکا ترامپ، بانوی اول واقعی آمریکا؟ گلناز؛ گزارش یک تجاوز عاشقی تا پای چوبه دار

حقوق زنان

او مرا کتک زد پس دوستم دارد!

دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. به گزارش ایسنا و به نقل از فرادید، اگر مردی زنش را به باد کتک گیرد، آیا مرتکب جرم شده است؟ پاسخ مثبت است و در بسیاری از کشورها دیگر در این مورد اصلا بحثی نمی‌شود اما دوما، پارلمان روسیه، این هفته طرحی را تصویب کرد که به موجب آن از خشونت خانگی جرم‌زدایی شده، مگر آن که مکرر یا موجب آسیب جدی شده باشد. اکونومیست نوشت: در سومین دوره ریاست‌جمهوری ولادیمیر پوتین و حمایت همه‌جانبه وی از سنت‌گرایی، شاهد تغییرات این چنینی بوده‌ایم. این تغییر رویکرد باعث شده تا زخم‌های قدیمی مجدد سر باز کنند. بسیاری از مردم روسیه در حال حاضر مفهوم لیبرال حقوق انفرادی را پذیرفته‌اند ولی برخی در جهت مخالف حرکت می‌کنند. فعالان حقوق بشری هشدار داده‌اند که جرم‌زدایی موجب قانونی شدن انواع سوءاستفاده‌ها خواهد شد. آندری سینل‌نیکف، عضو موسسه خیریه‌ پیشگیری از خشونت «آنا سنتر» می‌گوید: «پیام کلی به شهروندان روسیه این است که خشونت خانگی دیگر جرم نیست!» [جرم زدایی عبارت است از عقب‌نشینی حقوق کیفری از رهگذر زائل کردن کامل وصف مجرمانه از جرم یا بیرون بردن رفتار از قلمرو قانون جزا و باقی گذاشتن آن در گستره اقتدار عمومی که مستلزم اِعمال کنترل‌های غیر کیفری است.] دولت روسیه در سال ۲۰۱۶ از جرم «ضرب و شتم» که پایین‌ترین نوع خشونت در قانون اساسی روسیه تعریف شده، جرم‌زدایی کرد و بحث از همان زمان بالا گرفت. روسیه جزو سه کشوری در اروپا و آسیای مرکزی است که قوانین ویژه برخورد با خشونت خانگی ندارد. از این رو با خشونت خانگی شبیه انواع دیگر حمله برخورد شده و آسیب‌پذیری همسر و فرزندان نسبت به قربانیان دیگر به کل نادیده گرفته می‌شود. پارلمان روسیه در ماه ژوئن از جرم ضرب و شتم جرم‌زدایی کرد، تصمیم گرفت که خشونت خانگی را مستثنی بداند و برای آن حداکثر یک حبس دو ساله، مشابه جرایم ناشی از نژادپرستی، برخورد کند. آن اتفاق باعث خشنودی گروه‌های جامعه مدنی شد زیرا به دنبال تصویب اعمال قوانین سختگیرانه‌تر بودند اما کلیسای ارتودوکس روسیه از این اقدام خشمگین شد. کلیسا گفت که کتاب مقدس و سنت روسیه تاکید داشته که «استفاده منطقی و عاشقانه تنبیه بدنی موهبتی است که از سوی خداوند به والدین اعطا گشته است.» علاوه بر آن گروه‌های محافظه‌کار نگران به زندان افتادن والدین بودند. استدلالشان این بود که اگر والدین بیشتر از همسایه‌ها کودکشان را تنبیه کنند، نباید به زندان بیفتند. نمایندگان تحت فشار چنین گروه‌هایی، طرحی را به مجلس بردند که «پوبوی» نامیده می‌شود: ضرب و شتمی که آسیب طولانی مدت به جای نگذارد. نقض این قانون جریمه ۳۰ هزار روبلی (۵۰۲ دلار)، خدمات اجتماعی یا ۱۵ روز بازداشت را به همراه خواهد داشت. این مسئله همچنین موجب خواهد شد که جرم مرتکب شده وارد حوزه «پیگرد شخصی» شود، زیرا فرد قربانی شخصا مسئول جمع‌آوری اسناد و تشکیل پرونده خواهد شد. ارتکاب مجدد جرایم نیز تنها زمانی تخلف قانونی محسوب خواهد شد که در یک سال بعد از ارتکاب جرم انجام شود. بنابراین هر شخص عملا می‌تواند سالی یک مرتبه اطرافیانش را کتک بزند! ویاچسلاو ولودین، سخنگوی دوما، می‌گوید که «تصویب این لایحه به تحکیم بنیان خانواده کمک می‌کند.» دومین قرائت این لایحه در ۲۵ ژانویه انجام شد که با آرای ۳۸۵ رای از مجموع ۳۸۷ رای از مجلس خارج شد. احتمال می‌رود که پس از پیروزی در سومین قرائت شخصا توسط ولادیمیر پوتین به یک قانون تبدیل شود. او مرا کتک زد؛ شبیه بوسه نبود! آنا زاونروویچ با ادعای سخنگوی پارلمان روسیه مبنی بر کمک به تحکیم بنیان خانواده موافق نیست. خانم زاونروویچ، خبرنگار حوزه سبک زندگی در مسکو است. او شبی در دسامبر سال ۲۰۱۴ میلادی وارد مجادله کلامی با نامزدش شد. مرد سپس به سمتش حمله کرد و در نتیجه بدن آنا سیاه و کبود شد اما پس از آن که آنا روایتش از حادثه را به صورت آنلاین منتشر کرد، چند وکیل به کمکش شتافتند و موفق شدند که آن مرد را متهم کنند. خانم زاونروویچ می‌گوید: «مردم فکر می‌کنند که این بلا سر خودشان نخواهد آمد. آن‌ها توهم دارند که در امنیت قرار دارند.» اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد! خشونت خانگی ریشه‌های عمیق فرهنگی دارد. مثلا یک ضرب‌المثل قدیمی روسیه می‌گوید: «اگر تو را کتک بزند، پس دوستت دارد!» آلنا پوپووا، وکیل حوزه خشونت خانگی، می‌گوید: «خشونت نه تنها یک جرم نیست، بلکه سبک زندگی‌مان هست.» اندازه‌گیری مقیاس این مشکل کار دشواری است اما بنا به گفته وزارت امور داخلی روسیه، ۴۰ درصد جرایم خشونت در داخل خانواده رخ می‌دهد. بیش از ۷۰ درصد زنانی که با «آنا سنتر» تماس می‌گیرند، هرگز مورد خودشان را به پلیس گزارش نمی‌دهند. پروسه پیگیری شخصی که موانع اداری و کاغذبازی بی‌شماری دارد، باعث دلسردی قربانیان از پیگیری شکایت قانونی می‌شود. ناتالی تونیکووا، زنی است که ادعا می‌کند در مسیر شکایت قانونی به جای نرسیده است. وی می‌گوید: «حلقه جهنمی است. همین طور ادامه دارد.» با این حال آگاهی‌سازی نسبت به این مسئله همچنان ادامه دارد که بخشی از آن را باید مدیون جنبش گرسروت (grassroots) دانست. خانم زاونروویچ می‌گوید: «این که بگویم «تقصیر خود زن است» دیگر از مقبولیت برخوردار نیست.» خانم زاونروویچ از قوانین جدید استقبال می‌کند زیرا معتقد است که اگر زنان بدانند شوهر یا دوستشان به خاطر ضرب و شتم وی راهی زندان نخواهد شد، اعتراض می‌کنند. همچنین سال گذشته میلادی یک کمپین اعتراضی در فضای مجازی اوکراین و روسیه با هشتگ IamNotAfraidToSpeak شکل گرفت که در آن هزاران نفر ماجرای سو‌ءاستفاده از خودشان را به اشتراک گذاشتند. محافظه‌کاران تندروی روسیه هم تمایلی به صحبت کردن در این مورد ندارند. النا میزولینا، سناتوری که به خاطر تشدید قوانین ضد همجنسگرایی در روسیه شناخته می‌شود، از تغییرات اخیر نیز حمایت کرده و می‌گوید که «اگر مردی زنش را کتک بزند، به زنان دیگر توهینی وارد نشده است.» بازگشت به قرون وسطی از طرف دیگر طرفداران جرم‌زدایی در روسیه بر این باورند که امورات خانوادگی ارتباطی با دولت این کشور ندارد. ماریا مامیکنیان، رئیس جنبش «مقاومت والدین تمام روسی» که هزاران امضا برای حمایت از این طرح جمع‌آوری کرد، می‌گوید: «خانواده، محیط اجتماعی ظریفی است که مردم باید خودشان مسائل را رفع و رجوع کنند.» در جامعه‌ای که روزی درگیر کمونیسم بود و رویکرد تمامیت‌خواهی حکومت باعث شده بود که خانواده‌ها عملا هیچ نوع حریم خصوصی نداشته باشند، چنین حساسیت‌هایی قابل درک است. برخی از مخالفت‌های صورت گرفته علیه قوانین خشونت خانگی، برگرفته از ترس خردگرایانه‌ ناشی از دخالت بیشتر دستگاه قضا و پلیس فاسد روسیه در امور خانواده است. منتقدان می‌گویند که این قوانین محافظه‌کارانه به قوانین «دوموستروی» بازمی‌گردد: «مجموعه قوانین خانگی در دوران پادشاهی «ایوان مخوف». با این حال خانم مامیکنیان با این موضع منتقدان موافق نیست. وی می‌گوید: «آنچه آنها می‌گویند بازگشت به قرون وسطی نیست، بلکه فقط بازگشت به ارزش‌های تمدن‌های اروپایی در قرن‌ها ۱۹ و ۲۰ میلادی است.» البته همین اقدام در نظر بسیاری از زنان روسیه گامی رو به عقب محسوب می‌شود.» انتهای پیام

چگونه میشود از یک مرد خسیس نجات پیدا کرد؟

با یک مرد خسیس چه باید کرد؟ وقتی از یک "شوهر خسیس" صحبت میکنیم، منظورمان مردی است که از پرداخت مخارج روزمره خانواده اش، مثل خوراک و پوشاک و سلامت، علیرغم توانایی مالی امتناع میکند و زندگی را برای آنها تبدیل به رنجی دائمی کرده است . شمایی که این مطلب را میخوانید شاید شبیه این مورد را دیده یا شنیده باشید. مطمتن باشید بعد از خواندن این مطلب میتوانید به افرادی که مشکلی شبیه این دارند مشاوره های اولیه را بدهید. در حال ورود به به دفتر وکالت هستم که مادر و دختری همزمان با من از دفتر خارج میشوند. مادر را درست نمیبینم اما کمی خمیده است نه از کهولت سن که انگار از حالی که اصلا خوش نیست. دخترک که 7-26 ساله به نظر میرسد، کمی چهره اش متعجب است، اما تعجب آمیخته با شادی و امیدواری. پله هار را بالا میروم هنوز نمیدانم قرار است درباره کدامیک از موضوعات حقوقی که میتواند دامن زندگی یک زن را بگیرد، صحبت کنم. بالا که میرسم ، سارا نجیمی، وکیل جوانی که برای نوشتن این مطالب سراغش رفته ام،  خودش شروع میکند به گفتن از مادر و دختری که وقت ورود با آنها برخورد کردم. 28 سال است که این زن با شوهرش زندگی میکند، مرد به غایت خسیس است به طوریکه به سادگی میتوان گفت دچار بیماریست. این مسئله در پدر خانواده به حدی بغرنج است که گاهی ممکن است بچه هایش را به بهانه اینکه پول زیادی خرج کرده، گرسنه نگه دارد یا اگر ببیند که همسرش وقت پختن غذا آنرا میچشد قشقرق به پا کند که تو همه چیز را یواشکی میخوری. حالا تصور کنید با مردی تا این حد بیمار که حتی مهر پدری او تحت تاثیر خساستش قرار میگرد چطور میتوان به زندگی ادامه داد؟! اما آنطور که مادر خانواده برای وکیلش گفته بود تا آنروز هرگز کارشان به جدایی نکشیده. تا وقتی که بچه ها از اب و گل درنیامده بودند که مادر برای خاطر آنها سوخته و ساخته و بعد از آن هم هر وقت بحث جدایی برای زن جدی میشده مرد گریه میکرده و به التماس می افتاده و قول های بی پشتوانه میداده که خودش را اصلاح کند. اینبار اما مادر به پشتوانه دخترش که برای خودش سرکار میرود و دیگر تحمل تماشای زندگی مادرش با مردی که نیازهای اولیه او را دریغ میکند ندارد، آمده برای اینکه بداند حق و حقوقش چیست . چطور میتواند از این عذاب، با نام مستعار زندگی، خلاص شود. از سارا نجیمی میخواهم گام به گام برایم توضیح دهد که کسی که دچار چنین مسئله ایست چه باید بکند و چه راههایی پیش پای اوست؟ او میگوید: «اول از همه به سراغ یک وکیل بروند یا اگر توان پرداخت هزینه اش را ندارند دست کم از یک وکیل مشاوره حقوقی بگیرند.» باقی توصیه های راهبردی خانم وکیل به این شرح است: خانم شاکی این پرونده با توجه به اینکه حق طلاق ندارد و حق طلاق در قانون ما اساسا با مرد است و با توجه به اینکه شوهرش خسیس است باید در گام اول حقوق مالی اش را به اجرا بگدارد؛ حقوقی که شامل مهریه، نفقه و اجرت المثلند. طبیعی است که آدمی که تا این حد خسیس است هرگز نمی اید 50-60 میلیون پول به همسرش بدهد، مجبور است معامله کند و به طلاق رضایت دهد. به این ترتیب زن هم به بخشی از حقوق مادی اش میرسد و هم میتواند از اجبار زیستن با این مرد نجات پیدا کند. مطالبه مهریه به این صورت است که وکیل یا مشاوری که به او مراجعه کردید نرخ مهریه را به روز محاسبه میکند این محاسبه با فرمولی انجام میشود که ثابت است و نیاز به کار کارشناسی و نظر قاضی و ... ندارد. بنابراین زن در همان جلسه نخست مراجعه میداند که چقدر باید از همسرش مطالبه مهریه کند. مهریه این خانم که 28 سال پیش 150 هزار تومان بوده به نرخ امروز چیزی حدود 20 میلیون تومان میشود. بحث بعدی اجرت المثل است؛ پولی که بابت کارهایی زن در ایام زندگی مشترک در زندگی شوهرش انجام داده به او پرداخت میشود. اجرت المثل را قبلا فقط در صورت طلاق میشد مطالبه کرد اما امروز میشود درست مثل مهریه بدون داشتن تقاضای طلاق هم مطالبه اش کرد. اجرت المثل اما مثل مهریه فرمول مشخصی ندارد. کارشناس رسمی دادگستری آن را طبق شئونات زندگی زن و تمکن مالی همسرش تعیین میکند. برای مثال زنی که در شمال شهر تهران زندگی میکند با زنی که در جنوبی ترین نقطه شهر زندگی میکند، اجرت المثل برابری نمیگیرند اما برای اینکه یک تصور کلی از اجرت المثل داشته باشید به طور میانگین زنی که سی سال با شوهرش در یک خانواده متوسط زندگی کرده حدود 30 میلیون تومان اجرت المثل دریافت میکند؛ کمی کمتر یا بیشتر. محاسبه نفقه هم درست مثل محاسبه اجرت المثل کار کارشناس رسمی دادگستریست. نفقه همچنانکه میدانید پولیست که شوهر موظف است برای هزینه های زن به او بپردازد و تحت هیچ شرایط و با هیچ بهانه ای مثل اینکه زن شاغل بوده یا خودش تمکن مالی دارد و اساسا به این پول نیازی ندارد از عهده مرد ساقط نمیشود جز در صورت عدم تمکین. اما مردی که نفقه را ترک میکند دادگاه محکومش میکند به پرداخت آن. برای اینکه یک تصور کلی از نفقه ای که توسط کارشناسان تامین میشود داشته باشید به طور تقریبی برای یک زن در یک خانواده متوسط حدود ماهی 500 هزار تومان میشود. درباره نفقه جالب است بدانید که از آنجا که شوهر موظف است مطابق شان همسرش به او نفقه دهد، وضعیت مالی خانواده پدری زن نیز در به دست آوردن این عدد موثر است. سرانجام اینکه در این پرونده زن با طرح دادخواست مطالبه مهریه، اجرت المثل و نفقه ترک شده در ماههای اخیر میتواند مرد را در دادگاه به پرداخت چیزی نزدیک به 60میلیون تومان پول نقد محکوم کند  بی اینکه درخواست طلاق داشته باشد و مرد که به دلیل خساست ثابت شده از پرداخت این مبلغ سرباز میزند به طور توافقی به مبلغی کمتر رضایت میدهد و در عوض با طلاق زن موافقت میکند و زن نهایتا از زندگی دردناکش نجات پیدا میکند؛ آنهم در شرایطی که فرزندانش با پشت سر گذاشت سن بلوغ شرعی میتوانند زندگی کردن با مادرشان را انتخاب کنند. اگر دچار مشکلاتی از این دست هستید، یا کسی را میشناسید که به مشاوره دقیق تری نیاز دارد میتوانید با خانم سارا نجیمی، با شماره تلفن 09125716890 تماس بگیرید.
کانادا گذرنامه «جنسیت X» صادر خواهد کرد قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر این جا جای زن نیست اعتراض به قانون تجاوز جنسی در لبنان با دار زدن لباس عروس هیچ معلمی حق تنبیه ندارد