1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آدمیزاد اگر بداند از زندگی چه می خواهد خوشبخت تر است. من آدم واقع گرایی هستم. سعی می کنم روزگار را آن طور که هست ببینم و خودم را برای ساختن زندگی سال هاست آماده کرده ام.

اما من دیده ام ، حتمن شما هم دیده اید آدم هایی که تصویر روشنی از زندگی شان ندارند. این ها همان هایی هستند که به شدت دچار روزمرگی مفرط می شوند. همیشه افسرده اند و غمگین. گاهی حتی خیلی خوب حرف می زنند و برای من و شما راه حل ارائه می دهند اما همه چیز فقط در حد حرف برای خودشان باقی می ماند. این ماجرا دو پیامد دارد. یا تو این قدر درباره موضوعی حرف می زنی که ارزش آن برای خودت از دست می رود یا آن قدر برای خودت بزرگ اش می کنی که فکر می کنی دست نیافتنی ست. هر دو این روش ها هم به نظر من غلط است. این دسته از آدم ها آن هایی هستند که اسم خواسته هایشان را می گذارند آرزو و به جای این که برای رسیدن به آن تلاش کنند ، رویا پردازی می کنند و در ذهن شان آن قدر چیزی که اسم اش را گذاشته اند آرزو ، دست نیافتنی می شود که بی خیال آن می شوند و سال ها می گذارند گوشه دل شان بماند و گرد و خاک بگیرد. من این مدل آدم ها را نمی فهمم برای همین سال هاست هیچ آرزویی ندارم. هر آنچه در زندگی خواسته ام گذاشتم در برنامه بلند مدت زندگی ام و انجام اش داده ام. من تکلیف ام با این دنیا و سختی هایش روشن است اما با مردمان اش نه. هر روز هم گیج تر می شوم. آدم ها ساعت های زیادی از زندگی شان را به بطالت می گذرانند. خیلی راحت به دیگران اجازه می دهند که وقت شان را تلف کنند. اکثر برنامه هایشان شد شد ، نشد نشد است. وقت های زیادی از زندگی را صرف خوردن و خوابیدن های طولانی می کنند و فکر می کنند ماموت هستیم و قرار است هفتصد سال زندگی کنیم. اگر شما هم جزء آدم های رویا پرداز هستید ، توصیه می کنم رویاهایتان را فراموش کنید و به جای آن نقشه بکشید برای زندگی تان. کمی روی هدف هایتان تمرکز کنید و روی دور تند باشید. پیش از آن که فکر کنیدض سوت دقیقه نود بازی زده می شود و بازی تمام .

دیدگاه‌ها  

0 # کیانا 1390-05-31 15:23
اخ گفتی سمیه خانوم من فقط شب و روز تو رویاهام سیر میکنم تو رو خدا بچه ها بگید من چیکار کنم فقط از زندگی ارزوهاشو میبینم و بارویا زندگی میکنم بعضی موقعها از دسته خودم عصبانی میشم اگه کسی پیشنهادی برای ترک این عادت داره کمکم کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-06-06 05:24
کیانا خانوم لطفا از این مطلب کپی بگیر بزن یه جایی که مدام ببینی اش. تلنگر بزن به خودت و سعی کن از یه جایی شروع کنی به تغییر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

برای زندگی بجنگ

امروز صبح وقتی که کیسه زباله را به داخل  شوتیگ هول می دادم  کنار دریچه، گلدانی گذاشته بودند که هنوز حیات در آن جاری بود. چند ساقه سبز و باریک که در انتهای هر کدام از آنها چند برگ رنگ پریده زندگی می‌کردند.

کاش مادر بودم

روزهایی در زندگی ام هست که دل ام می خواست مادر بودم. مثل امروز. از خواب که بیدار شدم دل ام می خواست بچه ای داشته باشم که مامان صدایم کند و هربار که می گوید مامان دل ام برای صدایش غنج رود. روزهایی در زندگی ام هست که حال ام دگرگون است. مثل امروز.
بی زحمت مرا اهلی کن دلم می خواهدت.. مراقب خودت و دیگری باش ...آنچنانکه تو هستی برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

با برنامه به حراج های فصلی سر بزنید

حراج فرصت خوبی برای خرید است به شرط آنکه بتوانید از این نبرد برنده خارج شوید. بسیاری از اوقات شما اجناسی می خرید که هرگز به آنها احتیاج ندارید. این همان زمانی است که برندها از بلاتکلیفی و هیجان زدگی شما کمال استفاده را می برند.

10 زن میلیاردر جهان را بشناسید

خانم ها همچنان در لیست ثروتمندترین افراد جهان یک اقلیت محسوب می شوند، ولی امسال نسبت به سال قبل ثروتمند تر شده اند. 21 خانم ثروتمند دنیا در مجموع ثروتی بالغ بر 249 میلیارد دلار آمریکا دارند، یا بصورت متوسط 11.6 میلیارد برای هرکدام. اکثر این خانهای بسیار ثروتمند ثروت خود را از طریق وراثت  یا ازدواج بدست آورده اند. ولی یکی از آنان خانم وو یاجون چینی که از روزنامه نگاری به معاملات املاک روی آورد، یک ثروتمند خود ساخته به حساب می آید. درکل شمار خانم های بسیار ثروتمند ، شاید به کندی اما در حال افزایش است. از بین لیست 1226 نفره میلیاردرهای دنیا 104 نفر یا بعبارتی 8.5 درصد خانم میباشند درحالی که شمار خانم های بیلیونر در سال 2002 از رقم 26 نفر تجاوز نمی کرد. اما در لیست 21 نفره ثروتمندترین زنان دنیا 7 آمریکایی، 2 چینی، 2 آلمانی و یک سوئدی به چشم می خورد. ثروتمندترین زن در این لیست خانم کریستی والتون است که ثروت 25 میلیاردی خود را بعد از فوت همسرش جان والتون بدست آورده که در اثر سانحه هواپیما در گذشت.جوانترین لیست خانم یانگ هووان 30 ساله و پیرترین آن کاکس چمبرز صاحب امپراطوری رسانه ای کاکس می باشد. خانم چمبرز و لیلیان بتانکورت وارث برند لوازم آرایشی بهداشتی اورال و ژاکلین مارز تنها خانم های حاضر در لیست از آغاز رتبه بندی ثروتمندان توسط مجله فوربس در سال 1987 میباشند. در آن سال تنها 8 خانم ، 5آمریکایی، در لیست ثروتمندان دنیا قرار داشتند.در انتهای لیست 21 زن ثروتمند دنیا، خانم دورتا استینبروخ و خانواده به همراه خانم روزالیا مرا بیوه آقای آمانسیو ارتگا بنیانگذار و صاحب پوشاک زارا بصورت مشترک قرار دارند. اما سارا برکلی جوان ترین خانم ثروتمندی است که با وجودی که در این لیست 21 نفره قرار ندارد اما توانسته است در 41 سالگی به جوان ترین زن بیلیونر خودساخته تبدیل گردد. وی که در آغاز در دیسنی لند کار میکرد با راه اندازی لباسهای زیر زنانه تحت نام اسپانکس تبدیل به موفق ترین خانم جوان در دنیا شد. عکس اول متعلق به خانم لیلیان بتانکورت است.
1 درصد بسیار پولدار دنیا لامپ کم مصرف حامی محیط زیست 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین مشاغلي که زنان دنیا تسخير کردند چگونه کسب و کار کوچک خود را راه اندازی نماییم؟

مطالب تصادفی

گزارش روز

هاوکینگ: درس‌هایی که باید از «برگزیت» و انتخابات آمریکا آموخت

استیون هاوکینگ، فیزیکدان بریتانیایی، در مقاله‌ای که این هفته در گاردین منتشر شد، در خصوص وضعیت کره زمین، پس از برگزیت و انتخاب دونالد ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، «هشدار جدی» می‌دهد. او می‌گوید که به علت زندگی در کمبریج، که یک شهر دانشگاهی کوچک در بریتانیا است، معاشرینش اغلب از قشر فرهیخته جامعه دانشگاهی است و خود بر این واقف است که رشته کاری و همینطور بیماری‌اش (که قدرت تکلم و هر گونه حرکتی را از او سلب کرده) باعث شده از جهان پیرامونش بسیار منزوی شود. بنابراین خیزش اخیر مردم علیه قشر فرهیخته جامعه که در دو رای گیری مهم سال ۲۰۱۶ یعنی «برگزیت» که منجر به خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا می‌شود و نیز انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا، برایش «زنگ خطری» بود. او می‌گوید هر طور که به نتایج این دو رای‌گیری نگاه کنیم، شکی در این نیست که آنها «فریاد خشم» مردمی است که فکر می‌کنند رهبرانشان آنها را رها کرده‌اند. به گفته وی این مردم «فراموش‌شده» اعتراضشان را با رد نصایح متخصصان و فرهیختگان بیان کردند. هاوکینگ که خود قبل از رای‌‌گیری برگزیت، علیه آن هشدار داده بود، عقیده دارد که حالا آنچه مهم است واکنش فرهیختگان به صدای مردم است. او می‌گوید که رد کردن رای مردم به این بهانه که آنها فریب یک مشت عوام‌فریب را خورده‌اند و «دور زدن یا محدودکردن» آنها، بدترین اشتباهی است که می‌تواند توسط فرهیختگان انجام شود. او می‌گوید «دغدغه‌های پنهان شده زیر این آرا در مورد نتایج اقتصادی جهانی‌شدن و پیشرفت سریع و تغییر فن‌آوری کاملا قابل درک است. ماشینی شدن کارخانه‌ها همین حالا باعث از بین رفتن کارهای سنتی در کارخانه‌ها شده و رشد فن‌آوری هوش مصنوعی باعث از بین رفتن مشاغل طبقه متوسط جامعه‌ها خواهد شد و تنها مشاغل مراقبتی، خلاقانه و یا مدیریتی همچنان باقی خواهند ماند.» به عقیده این فیزیکدان نظری برجسته، این روند نه تنها متوقف نخواهد شد بلکه شتاب آن از قبل هم بیشتر خواهد شد و این به شکاف طبقانی جوامع بیشتر دامن خواهد زد: «ما در جهانی زندگی می‌کنیم که شکاف‌ها در آن در حال گسترش است نه کم شدن. مردم می‌بینند که کیفیت زندگی‌شان و همینطور توانایی‌شان برای رسیدن به این کیفیت رو به افول است. بنابراین جای تعجب نیست که آنها در جستجوی «معامله» تازه‌ای هستند: چیزی ک برگزیت یا ترامپ تلاش کردند به آنها عرضه کنند.» نکته دیگری که هاوکینگ در مقاله خود به آن اشاره می‌کند،‌ اثر دیگر رسانه‌های اجتماعی و همینطور اینترنت فراگیر در تمام جهان است. او با اشاره به این نکته که تعداد افرادی که در شاخ آفریقا از تلفن همراه استفاده می‌کنند، از کسانی که به آب سالم آشامیدنی دسترسی دارند بیشتر است، می‌گوید «حالا عکس‌های زندگی ثروتمندان پیش روی همه مردم است. بنابراین جای تعجب نیست که جهان با مشکل مهاجرین اقتصادی روبه‌رو شده است. چرا که افراد فقیر حومه‌های شهرها برای رسیدن به این تصاویر، رنج مهاجرت و خطرات آن را به جان می‌خرند». او افزوده است «برای من، آنچه بیش از همه در مورد وضع کنونی جهان هشدار دهنده است این است که بیش از هر زمان دیگر در تاریخ، ما نیاز داریم تا با هم ‌هم‌کاری کنیم. ما با خطر بزرگ تغییر وضع اقلیمی جهان رو به‌رو هستیم. خطراتی مثل گرمایش زمین، تولید مواد غذایی، افزایش هرروزه جمیعت، نابود شدن بقیه گونه‌های جانوری، بیماری‌های همه‌گیر، اسیدی شدن اقیانوس‌ها». هاوکینگ می‌گوید ما در خطرناک‌ترین زمان ممکن در تاریخ بشری قرار داریم: «ما حالا فن‌آوری لازم برای تخریب کره زمین را داریم بدون آنکه هنوز راهی برای فرار از آن پیدا کرده باشیم. شاید تا چند صد سال دیگر بتوانیم مستعمراتی در سیاره‌های دیگر بسازیم، اما حالا فقط همین کره زمین را داریم و باید برای حفاظت از آن با هم بکوشیم.» این کیهان‌شناس برجسته توصیه می‌کند که به جای ساختن موانع تازه،‌ جوامع مختلف بشری باید در جهت از بین بردن آنچه اکنون باعث جدایی آنها شده است بکوشند: «وقتی نه تنها یک شغل، بلکه همه یک صنعت از بین می‌رود، افراد باید دوباره آموزش ببینید و از نظر اقتصادی حمایت شوند تا بتوانند برای کارهای تازه، آماده شوند». او در نهایت می‌گوید بسیار به آینده بشریت خوش‌بین است: «اما لازم است که فرهیختگان از لندن تا هاروارد، از کمبریج تا هالیوود از درس‌های سال رو به پایان بیاموزند».

سه زن جایزه صلح نوبل 2011 را گرفتند

یك بار دیگر جایزه صلح نوبل به زنان رسید و شاید برای اولین بار سه نفر توانستند نام خود را برای دریافت این جایزه در تاریخ ثبت كنند. یک بانوی یمنی و دو بانوی لیبریایی به خاطر تلاش برای ارتقای نقش زنان و دفاع از حقوق بشر، به عنوان برگزیدگان جایزه‌ صلح نوبل سال ۲۰۱۱ معرفی شدند.
رتبه 125 برای ایران در برابری جنسیتی اشتغال 26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند تجاوز،كابوسی كه تمام نمی شود نمایشگاه پخت و پز در تهران زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

بعضی وقتها خوب است که بد باشیم

بنجامین فرانکلین یکی از پنج شخصیت اصلی استقلال امریکا، هم دانشمند بود هم مخترع و هم محقق… سیاستمدار معروف در همه بحران های سیاسی و نظامی و مامور همیشگی صلح و سازش هم بود. او حتی یک فراماسون سخت کوش و معتقد هم بود آن هم در دورانی که نیت شان خیر بود. او وقتی 20 ساله بود 13 خصلت و رفتار انسانی (سخت کوشی، عدالت خواهی، سکوت، تمیزی، صبوری، نظم،اسراف نکردن، احترام،افراطی نبودن، مفید بودن، متانت، نجابت جنسی، صادق بودن) را بر روی یک نقشه ترسیم کرده بود و با خودش عهد کرده بود هر بار که از اصولش در هر روز از ماه تخطی کند یک نقطه بر روی نقشه اضافه کند. فرانکلین البته خیلی زود فهمید با همه تلاشش، فرد خطاکاری است. نقطه ها در طی روزها و هفته ها بر روی نقشه ای که ترسیم کرده بود اضافه می شد. او پس از مدتی تسلیم این واقعیت شد که نمی تواند بدون خطاهای کوچک اینجا و انجا به زندگی ادامه دهد. بعد از نزدیک به 300 سال از توافق فرانکلین با خودش، شاهد موج جدیدی از نظریات و تحقیات هستیم که معتقد است برای رسیدن به یک هدف خوب، گاهی می توان شیطنت هم داشت. به عبارت دیگر، راه هایی نظیر سخت کوشی خارق العاده  و حذف و کنترل هر نوع « کوتاه آمدن»، برای همه انسانها عملی نیست. در فرهنگ عمومی، مدام مشاورین اقتصادی به افراد می گویند اگر به فکر خرید خانه هستید چند سالی سفر نروید یا ماشین دلخواه تان را نخرید. روحانیون همه مذاهب هر هفته هشدار می دهند که هیچ نوع گناهی مرتکب نشوید. طراحان رژیم های غذایی توصیه صریح می کنند که با دقت و کنترل تمام، خود را از محدوده تعیین شده  مصرف کالری خارج نسازید. اما یکی از محققین برجسته نظریه جدید Rita Coelho do Vale استاد دانشگاه اقتصاد و بازرگانی در لیسبون پرتغال، معتقد است رفتارهای گاها متضاد با اهداف مان، به ما نیروی کافی برای ادامه راه سخت کوشانه را می دهد. خلاصه ایده و همه تحقیقاتی که وی تهیه دیده است در این واقعیت ساده نهفته است که اگر گاهی یک کیک شکلاتی بزرگ را در بین رژیم غذایی تان بخورید شانس ماندن تان بر سر رژیم غذایی سختی که انتخاب کرده اید بیشتر خواهد بود. برای همین به طور مثال یادآوری می شود افرادی که در فروشگاه های غذایی، فکر و ذکرشان را مصروف تهیه موادغذایی ارزان قیمت می کنند و حسابگری های شان تا جلوی صندوق ادامه می یابد برای خلاصی از این فشار و حتی تحقیر ناخوداگاه، یک پاکت چیپس گران یا مجله الکی را با قیمت گران می خرند. اصلا یکی از دلایل اصلی قرار دادن مجلات و تنقلات در جلو صندوق پرداخت، برای همین واکنش انسانی است. پشتوانه دیدگاه او بر می گردد به نظریات روانشناسانی نظیر Roy Baumeister که معتقدند انسانها سهم مشخصی از منیت و غرور و انرژی درونی دارند که اگر با اهداف بسیار مطلق بینانه، مدام به آنها نهیب زده شود به یکباره باطری خالی می کنند. ( Ego depletion ). شکی نیست که بعضی انسانها، از توانمندی و انگیزه های خارق العاده ایی برخوردارند. آنها ممکن است به هر دلیلی از یک ایمان آهنین برخوردار باشند. بعضی افراد ممکن است به دلیل داشتن انواع بیماری های روحی و روانی نظیر خودشیفتگی یا حتی نابغه بودن، مسیر بیرحم و طاقت فرسایی را برای رسیدن به هدف خود بپیمایند و اصلا هم نگران سلامت و آسایش خودشان نباشند. اما حقیقت عمومی تر این است که اکثریت بشر نمی تواند و نمی خواهد اینگونه زندگی، کار و هدف داشته باشد. این روزها، بر اساس تحقیقات و مطالعات، مطرح شده است که مثلا شانس موفق شدن و پیگیری درازمدت یک هدف توسط یک فرد « بی خیال» که از خانواده متوسط یا متمول وارد زندگی اجتماعی می شود خیلی بیشتر از یک فرد سخت کوش و از خودگذشته است که از درون فقر و محدودیت راهش را می خواهد به سمت اهداف بزرگتر بکشاند. فردی با محدودیت های بیشتر، شانس خیلی کمتری برای خطا کردن و شیطنت های کوچک و عقب نشینی های موقت دارد. بخصوص که خطر « باطری خالی کردن Ego depletion» همیشه یک واقعیت روزمره است که افسردگی ها و شکست های زناشویی و پناه بردن به قمار، مواد مخدر، و جرائم از نتایج آن است. ریشه این بحث رفتارشناسی قدمتی چند هزار ساله دارد. در دوران طلایی منطق و فلسفه بشری در یونان، ارسطو گفته بود که میل و نیاز، محرک حیوانات است ولی برای انسان، منطق وسیله و دلیل تلاش است. افلاطون ولی قبل از او معتقد بود که بشر با همراهی دو اسب سیاه هیجان و اسب سفید منطق پیشرفت می کند. سقراط  قبل از هر دوی انها اعتقاد داشت که منطق مهمتر از هیجان و اشتیاق است. بنجامین فرانکلین بر اساس شعور دوران جوانی نتوانست به خودش حق دهد که می تواند خطاکار هم باشد. برای همین بود که در 20 سالگی، همه ضعف هایش را به گردن غرور انداخت. اما بعدها در حین نوشتن سرگذشتش به خطاکار بودن خود و تلاش اولیه اش برای انسانِ بی نقص بودن، اشاره کرد. او متوجه شد که همه دستاوردی که در زندگی اش داشته است نمی توانست  تحقق یابد اگر گاه و بیگاه به بیراهه نزده بود.

مسله خیانت از زاویه دیگر

در وصف «خیانت» هزاران سال است قانون و اخلاق، تهیه و تنظیم شده است ولی بشر با وجود حکم سنگسار، اعدام ، طرد شدن از جامعه و مجازات های سنگین، این رفتار را ترک نکرده است. مذاهب هم در طی هزاران سال، ترس از جهنم و تنبیه خدا را به مردم   هشدار داده اند پس چرا خیانت روز به روز گسترش می یابد؟ برای شروع اجازه دهید به سراغ یک مشاور زناشویی برویم و نظر غیرمتعارف او را مطرح کنیم. دکتر اشتر پرل معتقد است طلاق راه حل مناسبی برای کشف خیانت نیست چون اکثر زوج های معاصر، برای ترک یک رابطه زناشویی نیست که خیانت را تجربه می کنند. او با پشتوانه بیش از 20 سال تجربه کار مستقیم در اروپا و امریکا، باور دارد که زوج ها با وجود اینکه همدیگر را دوست دارند باز هم مرتکب خیانت می شوند. به نظر او، تناقض فوق، ریشه اش در ازدواج مدرن نهفته است که توقع زیادی از رابطه دوستی و مهر بین دو همسر را طلب می کند. او می گوید برای همین: « افراد در جستجوی فرد جدید که جایگزین همسرشان باشند نیستند. زنان یا مردان به ناگهان وارد یک رابطه بیرون از تعهد زناشویی می شوند چون به دنبال خویشتن از دست رفته ایی هستند که در ازدواج، شاید گم یا بی رنگ شده است.» او می افزاید  در دنیای قدیمی تر، بشر چاره ای نداشت که برای دست یافتن به یک همراه و همبستر، ازدواج کند. بیشتر انسانها، حق طلاق هم نداشتند و به همین خاطر توقع زیادی هم نداشتند.  تنها تجربه شان بود و آن را می پذیرفتند. این روزها، آدم ها تماس و تجربه زیادی قبل از ازدواج دارند. برای همین زیاد هم ناآگاهانه و بر اساس شانس، ازدواج نمی کنند. دلیل اصلی از اینکه آدم ها خیانت می کنند بد بودن رابطه زناشویی شان نیست. چون واقعا اگر رابطه بدی داشته باشند می توانند طلاق بگیرند. اما آمارها نشان می دهد که اغلب آنها که خیانت شان برملا شده است خواهان طلاق نیستند. دیدگاه این خانم مشاور مسائل زناشویی که برنامه هایش در سراسر دنیا  بازتاب یافته  شاید کامل و درست نباشد ولی می شود فهمید که به دنبال آسان ترین دلایل خیانت نرفته است. خانم Esther Perel معتقد است دلیل اصلی خیانت، سکس نیست. افراد مرتکب خیانت شوند تا احساس غرور کنند. تا در مرکز توجه یک نفر باشند تا احساس زنده بودن در آنها ایجاد شود. چون ازدواج بیش از حد، زندگی دو انسان و توقع شان از شادی و خشنودیرا بر عهده گرفته است.  آیا نسل های جدیدتر به خودشان فرصت می دهد که بدون پیشداوری، در باره این عمل  کمابیش عمومی ولی پنهان بشری فکر کند؟ فرصت می یابند که چرا بلافاصله رابطه جنسی کاملا آزاد و بر اساس انتخاب آگاهانه، بدون زد و بند، بدون تکیه بر قدرت، ثروت و زور، تبدیل به یک عمل شنیع می شود؟ چرا بشر، تلاش مستمر و عقلانی تری را برای تشخیص و توجیه خیانت به خرج نمی دهد؟ چرا یک بار برای همیشه مضرات و تاثیرات ناهجار آن به طور علمی مدون و مکتوب نمی شود؟ چرا دانشمندان نظرات مشابه و هماهنگ در این زمینه ندارند؟
تست / چقدر خرافاتی هستید؟ قبل از وارد شدن به رابطه های احساسی این نکات را بخوانید چرا مردم در کامنت‌ها فکر می‌کنند بهتر از همه می‌دانند؟ دلایلی که مردان را در ابتدای آشنایی، می گریزاند کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد

زنان حادثه

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام

افسانه نوروزی، هشت سال معلق میان آزادی و اعدام   قتل، عصر روز یك شنبه 15 تیر ماه 1376 در ویلای شماره 14 ارم جزیره كیش اتفاق افتاد. قاتل زنی بود به نام افسانه نوروزی و مقتول بهزاد مظفر مقدم سروان حفاظت اطلاعات . داستان از زمانی آغاز می شود كه مصطفی شوهر افسانه كار و شغل خود را از دست می دهد و دست به هر كاری می زند تا خانواده اش را از فقر نجات دهد اما راهها همه برایش بسته می شود و ناچار یكی از كلیه هایش را می فروشد تا كمی برای خود و خانواده اش زمان بخرد، اما ناتوانی بعد از عمل وضع را دشوار تر می كند. مصطفی بعد از چند سال دوست قدیمی و خانوادگی خود یعنی بهزاد مظفر مقدم را پیدا می كند و بهزاد كه اكنون به پست و مقامی رسیده است از او و خانواده اش دعوت می كند كه به جزیره كیش بروند تا شاید آنجا مصطفی بتواند كاری پیدا كند. تیر ماه سال 1376 مصطفی همراه خانواده اش وارد جزیره می شود. مهدیه و محمد دو فرزند خانواده خوشحالند از این تغییر، اما نمی دانند فقط چند روز مادر را كنار خود دارند. بهزاد مظفر مقدم در كیش صاحب نفوذ است این را خانواده مصطفی در همان ساعات اولیه می فهمند و بهزاد هم خودش را فرمانده كیش معرفی می كند. دو روز بعد از رسیدن خانواده، بهزاد اجناسی را جور می كند تا مصطفی به تهران بیاورد و به كسی تحویل دهد. پدر، خانواده را در كیش به دست رفیق صمیمی اش می سپارد و راهی تهران می شود و فردای همان روز دوباره به كیش بازمی گردد. اما بهزاد كه فكرهایی در سر دارد مصطفی را خیلی زود دوباره به تهران می فرستد و زمانی كه مصطفی می خواهد به همسرش پولی بدهد می گوید من خانواده ات را اینجا تامین می كنم. بعد از ظهر كه افسانه با بچه ها در خانه است بهزاد افسانه را به طبقه دوم فرامی خواند. زن كه به اتاق وارد می شود بهزاد را می بیند كه بدون لباس ایستاده و به محض ورود افسانه به او حمله ور می شود. آنان با هم درگیر می شوند. بچه ها كه صدای فریاد مادرشان را می شنوند وحشت می كنند اما افسانه در همان حین از بچه ها می خواهد كه آرام باشند. بهزاد بعد از زد و خورد افسانه را رها می كند و زن فرار می كند. بچه ها را برمی دارد و از خانه خارج می شود. تا شب در خیابان ها می چرخند. افسانه حتی نمی تواند به جایی پناه ببرد زیرا دیگر بعد از چند روز می داند كه بهزاد در كیش دارای قدرت و نفوذ است. تنها كاری كه می كند به شوهرش زنگ می زند و بدون این كه ماجرا را توضیح دهد از او می خواهد به جزیره برگردد. آخر شب در حالی كه خسته و گرسنه هستند به خانه برمی گردند. بهزاد دیگر روی خوش نشان نمی دهد و نه پولی به آنها می دهد و نه غذایی مهیا می كند تا آنجا كه افسانه فقط به بچه ها چای شیرین می دهد. كار مصطفی گیر می كند و نمی تواند تا دو روز دیگر به كیش برگردد. فردای آن روز بهزاد همراه زن شیك پوشی كه او را خانم دكتر معرفی می كند به خانه می آید. در فرصتی به افسانه می گوید: "دیدی چقدر این خانم زیبا و خوش اندام و پول دار است. با داشتن ثروت زیاد و شوهر... زیر دست من هست، تو به چی خود می نازی، فكر می كنی چی داری..." فردای آن روز، روز حادثه است. افسانه از فرصت خواب بودن بهزاد استفاده می كند تا در طبقه بالا بعد از چند روز به حمام برود. لباس هایش را با خود به داخل می برد و قبل از رفتن از ترس چاقویی راهم با خود به حمام می آورد تا در صورت تكرار اتفاق قبلی مرد را تهدید كند و بترساند. استحمامش كه تمام می شود بهزاد را بدون لباس در میانه اتاق می بیند. باز با هم درگیر می شوند . زن خود را به چاقو می رساند . مرد رویش نشسته است، دست افسانه بالا می رود و چاقو را به پهلوی بهزاد وارد می كند. مرد نعره می زند و زن را به مشت و لگد می گیرد. در همان حال هم دست از تصمیم شیطانی خود برنمی دارد و می خواهد به افسانه تعرض كند. افسانه ضربه دوم را هم وارد می كند و دست بالا می رود و پایین می آید بلند كه می شود می بیند مرد موهایش را از پشت مشت می كند. و دیگر جنون است و خون و... آخر این كه مرد كه از پا می افتد زن آلت مرد را نیز می برد. دیگر حال خود را نمی داند.ساعتی بعد كه مصطفی وارد می شود افسانه را میان خون و خشم می بیند. مرد خانواده اش را برمی دارد به تهران فرار می كنند اما یك روز بعد افسانه در تهران دستگیر می شود و چون قتل در كیش اتفاق افتاده به جزیره برگردانده می شود و بعد از آن به زندان بندر عباس منتقل می شود. در مسیر دادرسی با اینكه همه شواهد مبنی بر دفاع از ناموس به نفع افسانه بود، اما به دلیل آن كه بهزاد فردی از نهادهای امنیتی بود پرونده پیچ خورد و در نهایت افسانه به اعدام محكوم شد. بعد از آن، مطبوعات وارد عمل شدند و با اخبار و گزارش هایی كه منتشر كردند توانستند حكم را متوقف كنند. اما تا آزادی كامل افسانه هشت سال زمان صرف شد. همه می دانستند كه افسانه دفاع از ناموس كرده است حتی همسر مقتول در این رابطه از حق خود گذشت اما مادر بهزاد بر قصاص اصرار داشت. در هر حال هشت سال بعد از تیر 1376 افسانه نوروزی با پرداخت دیه توانست ازاعدام نجات پیدا كند. افسانه بعد از آزادی اش می گوید: "وقتی قاضی دستور داد تا برای همیشه دستبند از دستانم باز شود، فکر می‎کردم هنوز خواب می‎بینم، نامه آزادی‎ام را نوشتند و به دستم دادند، چند بار آن را خواندم، باورم نمی‎شد، که چه اتفاقی افتاده است. بعد نامه را به مامورم دادم و از او خواستم تا برایم بخواند، مثل آدم‎های بیسواد شده بودم. فکر می‎کردم کلمات را اشتباه می‎خوانم، بعد برگه را به شوهرم دادم و از او خواستم نامه آزادی‎ام را بخواند، وقتی وکیلم گفت: از این به بعد می‎توانی هرجا که خواستی بروی، باور نمی‎کردم به طرف در خروجی دادگاه رفتم، واقعا باورم نمی‎شد که آزاد هستم، دوباره از قاضی سوال کردم و او گفت: برای همیشه می‎توانی آزاد باشی. وقتی از دادگاه خارج شدم با شوهرم مصطفی به خرید رفتیم، در خیابان‎ها می‎گشتم، دلم می‎خواست همه زیبایی‎ها را برای فرزندانم بخرم، با دخترم تماس گرفتم و گفتم برای همیشه آزاد شدم و به خانه بر می‎گردم. مهدیه هم مثل من باور نمی‎کرد، به هتل رفتیم، به مصطفی می‎گفتم، مطمئن هستی که فردا صبح نباید به زندان برگردم. مصطفی سعی می‎کرد از هیجان من کم کند، اما واقعا برایم غیر قابل باور بود." افسانه وقتی از بچه هایش جدا شد آنان كودكانی بیش نبودند اما وقتی به خانه برگشت آنان دیگر نوجوان شده بودند.

بانوی اول آرژانتین در بیمارستان

کریستینا فرناندز، نخستین زن در آرژانتین است که از طریق انتخابات، بعنوان رییس جمهور از سال ۲۰۰۷ میلادی قدرت را در این کشور به دست گرفته است. وی که بعد از اتمام دورۀ ریاست جمهوری همسر خود، نستور کرشنر، به این سمت انتخاب شد، در اکتبر سال ۲۰۱۱ نیز توانست برای دومین بار در انتخابات ریاست جمهوری این کشور پیروز شود. وی در نخستین نطق ریاست جمهوری خود، با اشاره به مشکلاتی که ممکن است به خاطر زن بودنش ایجاد شود، گفت: “ایفای وظایف ریاست جمهوری ممکن است برای من به دلیل زن بودنم مشکل تر باشد اما حتی اگر فرد خیلی پرکاری باشیم و یا خیلی حرفه ای به کاری که می کنیم اشراف داشته باشیم، باز هم با مشکلاتی مواجه خواهیم شد. با این حال، فکر می کنم من قدرت و توان انجام این وظایف را داشته باشم.” کریستینا فرناندز، در هنگامی که همسرش رییس جمهوری آرژانتین بود نیز در نقش بانوی نخست، حضور پررنگی در سیاست این کشور داشت و طرفداران وی معقتدند رییس جمهوری آرژانتین هوش سیاسی بیشتری از همسر فقید خود در جایگاه ریاست جمهوری دارد. می توان گفت کریستینا فرناندز، از ماه مه ۲۰۰۳، پس از آنکه، نستور کیرشنر به ریاست جمهوری آرژانتین رسید، تمرین برای ریاست جمهوری در این کشور را آغاز کرد. در آنزمان، آرژانتین با بحران مالی و اقتصادی شدیدی روبرو بود و اصلاحات اقتصادی دولت در آن هنگام، به دور شدن این کشور از این بحران کمک کرد. خانم فرناندز به همراه همسر خود برای موفقیت اصلاحات اقتصادی از جمله کاهش واردات و تلاش برای بالا بردن صادرات در جهت افزایش تولیدات داخلی تلاش بسیاری کرد و همین امر یکی از دلایل محبوبیت وی در میان مردم آرژانتین بود. نستور کرشنر، در سال ۲۰۱۰ و سه سال بعد از آنکه قدرت را به همسر خود سپرده بود، در گذشت و شوک احساسی ناشی از این مرگ، مردم آرژانتین را بیش از بیش با کریستینا فرناندز همراه کرد. علیرغم محبوبیت وی در آرژانتین، مشکلات اقتصادی موجب اعتراض های زیادی شده است. در سال ۲۰۰۸، تظاهرات و اعتصاب سراسری کشاورزان در اعتراض به افزایش مالیات بر صادرات، کریستینا فرناندز را با یک بحران سیاسی جدی روبرو کرد. با این حال، یکسال بعد و در سال ۲۰۱۱، وی توانست نتیجۀ انتخابات ریاست جمهوری را از آن خود کند و برای دومین بار بعنوان رییس جمهوری این کشور انتخاب شد. کریستینا فرناندز، در دورۀ دوم ریاست جمهوری، قانون منع ازدواج برای همجنسگرایان را لغو کرد و برنامۀ ملی سازی و همچنین کمک های اجتماعی به خانواده های کم درآمد و بازنشته ها را به اجرا گذاشت. در عرصۀ سیاست خارجی، وی روابط بسیار حسنه ای با کشورهای آمریکای لاتین از جمله برزیل و بولیوی دارد. ضمن آنکه توانسته است آرژانتین را به عضویت گروه کشورهای بیست در بیاورد. رییس جمهوری آرژانتین از هنگامی که به عنوان یکی از بازیگران صحنۀ سیاست این کشور، وارد این عرصه شده، همواره سعی کرده است شخصیتی قوی از خود نشان بدهد و بارها در سخنرانی های خود، تاکید کرده است که ابتلا به عارضه مغزی، مانعی برای انجام وظایف ریاست جمهوری وی نخواهد بود.  
مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند دختران شایسته جهان ازکجا می آیند نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟

حقوق زنان

«زن ذليل» واژه‌اي ضد زن

مردسالاری اگر چه به صورت عینی در جامعه دیده نمی شود اما روح این نگاه در ابعاد جامعه ایرانی جریان دارد. نگاهی که زنان را از بسیاری فرصت های پیش رویشان بازداشته است. زنان در جامعه ایرانی در بسیاری از فعالیت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شرکت می کنند اما فرصت برابر با مردان ندارند و نمی‌توانند آن گونه که باید و شاید از این مشارکت بهره ببرند. دکتر «کوروش محمدی»جامعه شناس و  رئیس مرکز آسیب شناسی ایران معتقد است تا زمانی که جامعه ما درگیر نگرش های سنتی و مردسالارانه است نمی توان انتظار تحولی در حوزه زنان و در خور شأن آنان  را داشت. ادامه گفت و گوي «قانون» با دكتر محمدي را در ادامه مي خوانيد: به لحاظ آسيب شناسي شرایط زنان در جامعه ما چگونه و آیا این وضعیت متناسب با جایگاه واقعی زنان ایرانی است؟در سال های اخیر در جامعه در رابطه با زنان تحولات خوبی را شاهد بوده ایم اما این به هیچ وجه به منزله این نیست که در این حوزه به اهداف کامل رسیده ایم. زنان ما فرصت های برابر با مردان ندارند چرا که جامعه ما درگیر نگرش های ذاتی و سنتی خود است. سبقه جامعه ما فرآیند مردسالارانه دارد و آثار این روند و نگاه مردسالارانه همچنان در جامعه ما باقی است برای همین وقتی در جایی  حرکتی در جهت به جلو راندن حضور زنان و مسائل آنها صورت می گیرد خواه ناخواه این حرکت در ذات خودش ناقص است. در عرصه های اجتماعی و سیاسی نیز فرصت ها برابر تقسیم نشده است. مصداق بارز این موضوع حضور زنان در مجلس شورای اسلامی است. هر چند که اکنون و در مجلس دهم تعداد زنان افزایش یافته و این مساله نسبت به ادوار گذشته حرکت رو به جلویی محسوب می شود اما باز هم  با شرایط عالی و مطلوبی که برای زنان در نظر است، فاصله دارد. در نظام کارفرمایی و کارگزاری هم زنان پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند؛ نگاه به زنان نگاه ابزاری است و حق و حقوق شان به درستی پرداخت نمی شود در حالی که این نوع نگاه نسبت به مردان وجود ندارد. نگاهی که در انظار عمومی نسبت به زن وجود دارد  نگاه سطح پایین است به عنوان مثال زنان حتی در رفت و آمد  و تردد با محدودیت مواجه هستند؛ هنوز تصدی یا حضور زنان را برای تعدادی از مشاغل باور نداریم. این افکار و اندیشه ها نزد خود زنان موثر واقع و باعث شده زنان برای حل مسائل شان پا پیش نگذاشته و کوتاه بیایند.  چرا چنین تفکری نسبت به زنان در جامعه وجود دارد؟ جامعه ما متاسفانه براساس باور قدیمی هنوز زن را جنس ضعیف می داند و ضعیفه را در ادامه این روند تقویت می کند و تفکری سبک نسبت به زنان دارد. نگاه مردسالارانه در همه جامعه ما سایه افکنده و این باعث شده همه مسائل با معیارهای مردانه سنجیده شود.ما یک روز از کلماتی مانند «زن ذلیل» استفاده می کنیم و با بیان این کلمه می خواهیم بگوییم زنان در مدیریت خانواده برتر هستند اما روز دیگر او را صرفا برطرف کننده نیاز جنسی می دانیم. گاهی می گوییم زن در مدیریت خانواده برتر است و او را سالار می دانیم اما وقتی همین سالار به مرز طلاق می رسد بیشترین آسیب را می بیند. همیشه می گوییم زن و مرد هردو پنجاه- پنجاه هستند اما وقتی  اختلافی میان شان می افتد بیشترین آسیب برای زن است. این همان نگاه ابزاری به زن است؛ قانون و ساختار اجتماعی مسئول کنترل نگاه اجتماعی است که همچنان روی جنس زن وجود دارد و نگاه ضعیف به زن را ترویج کرده است. بیشترین محدودیت در خانواده شامل دختر بچه ها است؛ اینجا نرو، این جوری حرف بزن  و موضوعاتی شبیه اینها که محدودیت های غیرمنطقی را تقویت می کند. متاسفانه آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد موثر، محدودیت های تربیتی را برای دختربچه ها بیشتر کرده است. چگونه می توان جایگاه واقعی زن را برای چنین جامعه ای به درستی تبیین کرد؟به نظرم باید در چند جهت کار کنیم. مهم ترین کار ترمیم نگرش جامعه است. برای تغییر این نگرش باید از سنین پایین شروع کنیم و از درون خانواده ها. برای تغییر وضعیت باید از نهادهای اجتماعی مثل خانواده، رسانه، تریبون های رسمی یعنی رسانه‌ها و آموزش و پرورش کمک بگیریم. به جای ایجاد محدودیت ها، تقویت آن و ترس های غیرمنطقی، زنان را قوی کنیم  و به دل جامعه بفرستیم.باید نگاه‌ها در حوزه زنان و به ویژه اشتغال و مدیریت ها تغییر کند و عدالت در تقسیم تصدی های مدیریتی برقرار شود.همین موضوع درباره قوانین نیز صادق است. قوانین ما برگرفته از دین و شریعت اسلام است .با توجه به همان قانون و شریعت می توان نگاه جدیدی به قوانین داشت تا زنان از حقوق متناسب با شأن خود برخوردار باشند. نقش رسانه ها در این میان چیست؟ به نظر شما رسانه های ما توانسته اند بازنمایی درستی از زن و جایگاه او داشته باشند؟رسانه ها مسئول تغییر نگرش یا کنترل و هدایت افکار عمومی یک جامعه هستند اما رسانه های ما تحت تاثیر باورها و نگرش های تاریخی و سنتی نسبت به زنان بوده اند؛ اگر نگرش منفی داریم و می‌بینیم همچنان  اين نگرش باقی مانده یعنی اینکه رسانه‌های ما درست عمل نکرده اند. تا چندین سال پیش زنان اجازه درس خواندن نداشتند. هنوز ریشه‌های همان تفکر باقی است  و این تفکرات در رسانه ها هم وجود دارد. رسانه را افرادی می‌گردانند که در همین آموزش و پرورش تحصیل کرده‌اند و با این نوع تفکرات انس دارند.در بسیاری از حوادثی که در جامعه صورت می گیرد  رسانه ها تنها صفحه حوادث خود را پر کرده اند و شاهد نبودیم  که به آسیب شناسی این موضوعات و اینکه چرا زنان آسیب می بینند بپردازند، شاید موارد انگشت‌شماری بوده که به آسیب شناسی پرداخته اند اما به دلیل همین انگشت شمار بودن تاثیر چندانی هم در جامعه نداشته است.متاسفانه رسانه  تاثیرگذاری مثل  تلویزیون نیز در این زمینه به درستی عمل نکرده است. برای همین فضا در دست رسانه های بیرونی و ماهواره افتاده که زن را عاملی برای خیانت نشان می دهند که این ظلم به زنان است. رسانه ها باید براساس تغییر مدل، تفکر جامعه را پیش ببرند. اگر می خواهیم نگاه به زنان را تغییر دهیم نیاز داریم رسانه ها در کنار سایر نهادهای اجتماعی قرار بگیرند. در اين ميان برگزاري جشنواره هاي رسانه‌اي در حوزه زن مي تواند در شناخت بهتر و بيشتر زنان موثر باشد البته به شرطی که فضای آن رفع تکلیفی نباشد. اینکه رسانه ها و خبرنگاران را جمع کنیم و بگوییم زنان خوبند و کف بزنیم کافی نیست. این دیدگاه ها در کتاب ها وجود دارد و بزرگان نیز درباره‌اش گفته اند و همه هم می دانند. مهم این است که گفته ها جنبه کاربردی داشته باشد و در روزهای بعد جشنواره نمود و اثر آن را در جامعه ببینیم. اگر جشنواره  درست تعریف شود می توان گفت موثر است  و فضا را تغییر می دهد و می تواند زنان را به منزلت حقیقی خود برساند.

از لادیزنگار: مهریه های عجیب

دوست عزیزی به نام خانم مولود محتشم، این مطلب جالب را برای لادیز  نکار فرستاده اند. با تشکر از این لادیزی خوب، از شما هم دعوت می کنیم مطالب خواندنی خود را برای ما بفرستید تا با نام خودتان در لادیز منتشر شود.
افزایش ٢٣درصدی مراجعان پزشکی‌قانونی برای دریافت مجوز سقط جنین اعتراض به قانون تجاوز جنسی در لبنان با دار زدن لباس عروس نگرانی از رواج پیدا کردن کاربرد رحم اجاره‌ای دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد نرم‌افزار طلاق