1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

آدمیزاد اگر بداند از زندگی چه می خواهد خوشبخت تر است. من آدم واقع گرایی هستم. سعی می کنم روزگار را آن طور که هست ببینم و خودم را برای ساختن زندگی سال هاست آماده کرده ام.

اما من دیده ام ، حتمن شما هم دیده اید آدم هایی که تصویر روشنی از زندگی شان ندارند. این ها همان هایی هستند که به شدت دچار روزمرگی مفرط می شوند. همیشه افسرده اند و غمگین. گاهی حتی خیلی خوب حرف می زنند و برای من و شما راه حل ارائه می دهند اما همه چیز فقط در حد حرف برای خودشان باقی می ماند. این ماجرا دو پیامد دارد. یا تو این قدر درباره موضوعی حرف می زنی که ارزش آن برای خودت از دست می رود یا آن قدر برای خودت بزرگ اش می کنی که فکر می کنی دست نیافتنی ست. هر دو این روش ها هم به نظر من غلط است. این دسته از آدم ها آن هایی هستند که اسم خواسته هایشان را می گذارند آرزو و به جای این که برای رسیدن به آن تلاش کنند ، رویا پردازی می کنند و در ذهن شان آن قدر چیزی که اسم اش را گذاشته اند آرزو ، دست نیافتنی می شود که بی خیال آن می شوند و سال ها می گذارند گوشه دل شان بماند و گرد و خاک بگیرد. من این مدل آدم ها را نمی فهمم برای همین سال هاست هیچ آرزویی ندارم. هر آنچه در زندگی خواسته ام گذاشتم در برنامه بلند مدت زندگی ام و انجام اش داده ام. من تکلیف ام با این دنیا و سختی هایش روشن است اما با مردمان اش نه. هر روز هم گیج تر می شوم. آدم ها ساعت های زیادی از زندگی شان را به بطالت می گذرانند. خیلی راحت به دیگران اجازه می دهند که وقت شان را تلف کنند. اکثر برنامه هایشان شد شد ، نشد نشد است. وقت های زیادی از زندگی را صرف خوردن و خوابیدن های طولانی می کنند و فکر می کنند ماموت هستیم و قرار است هفتصد سال زندگی کنیم. اگر شما هم جزء آدم های رویا پرداز هستید ، توصیه می کنم رویاهایتان را فراموش کنید و به جای آن نقشه بکشید برای زندگی تان. کمی روی هدف هایتان تمرکز کنید و روی دور تند باشید. پیش از آن که فکر کنیدض سوت دقیقه نود بازی زده می شود و بازی تمام .

دیدگاه‌ها  

0 # کیانا 1390-05-31 15:23
اخ گفتی سمیه خانوم من فقط شب و روز تو رویاهام سیر میکنم تو رو خدا بچه ها بگید من چیکار کنم فقط از زندگی ارزوهاشو میبینم و بارویا زندگی میکنم بعضی موقعها از دسته خودم عصبانی میشم اگه کسی پیشنهادی برای ترک این عادت داره کمکم کنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سمیه نصیری ها 1390-06-06 05:24
کیانا خانوم لطفا از این مطلب کپی بگیر بزن یه جایی که مدام ببینی اش. تلنگر بزن به خودت و سعی کن از یه جایی شروع کنی به تغییر.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

دختری که کسی منتظرش نیست

ترسیده. اضطراب در چهره اش موج می زند. گوشه ی چادرش را به دندان می گیرد و با صدایی لرزان از همراهش می پرسد: " چه طور بهش بگم؟" صدای پچ پچ حاضران در مطب بالاتر می رود. یکی از احتمال ناقص الخلقه بودن کودک به دنیا نآمده و دیگری از احتمال مرگش می گوید. اما به محض گریه سردادن زن شایعات پایان می گیرند: زن برای بار سوم دختری در راه دارد. چند هفته ای از آغاز سال 1391 می گذرد. زنان ایران زمین هر روز بیرق افتخاری جدید بر بلندای قله هایی رفیع به احتراز در می آورند و دیگر عرصه ای نیست که آن را چنان که بایسته و شایسته طی نکرده باشند. شاید گفته ی صاحبنظران در آغاز هزاره ی سوم پر بیراه نبوده که امروز زمین و زمان جولانگاه شکوفایی زنان است؛ زنان و مادرانی که به واسطه ی وجود محدودیت ها استوارتر گام برداشتن را نیک آموخته اند. نیازی نیست راه چندان دوری برویم؛ ایران خودمان آیینه ی خوبی برای تماشاست. 60 درصد از جمعیت دانشجویان کشور ما را زنان و دختران تشکیل می دهند. امروزه در تمام حوزه ها رنگ پررنگ حضور بانوان آشکارا قابل مشاهده است. بسیاری از مدیران، نمایندگان و حتی وزرای نه تنها فعال بلکه موفق خانم ها هستند. در سال 2006 نخستین بانویی که پا بر کره ی ماه گذاشت ایرانی بود اما امروز در سال 2012 هنوز مادری باید پیش از شادی برای سلامت فرزندش ضجه ی دختر بودنش را بزند و یا ترس از طرد شدن توسط همسرش را داشته باشد. آیا به راستی اگر فرزند سوم این زن پسر بود دیگر آرزویی بر این خانواده نمی ماند؟ تنها نوبل در تاریخ ایران را یک زن برای کشورمان به ارمغان آورده است و یا از طرفی این روزها همه در رثای زنی در حوزه ادبیات قلم فرسایی می کنیم (سیمین دانشور). اما هنوز زنی گوشه ی چادرش را گاز می گیرد و ضجه ی دختربودن فرزندش را می زند. از صلح جهانی می گوییم، از حقوق بشر و از تساوی جایگاه زن و مرد صحبت می کنیم. آن هنگام که شاهد تقابل مدرنیته و سنت هستیم ، پیشرفت های جامعه ی جهانی پس از پست مدرنیسم را گوشزد می کنیم و برای تحقق این واقعیت گاه حتی از آدابی که وجه تمایز فرهنگ دیرینه مان نسبت به بسیاری جوامع نوپاست می گذریم؛ تنها به امید پیوستن به خیل تجدد فراگیر روز جهان. غافل از آنکه وقتی نوعی از نگاه در حافظه ی جمعی ما نهادینه می شود چیزی فرای مناسبات روز جهان را طلب می کند. شاید اگر بیشتر جوامع پیشرفته توانسته اند بسیار پیشتر از ما از بحران دست و پا زدن در میان سنت های مذموم در افق های مطلوب بگذرند، به دلیل واقع نگری بوده است. زمانی که جامعه ی ما همچنان درگیر مشکلاتی عدیده در اساسی ترین تعاریف بشری است شاید بهتر باشد نگاه های بلندپروازانه خود را تعدیل و عزممان را برای اصلاح این معایب ریشه ای جزم کنیم؛ زیرا مادامیکه آن زن از ترس به دنیا آوردن فرزند دختر گوشه چادرش را می گزد، داد سخن راندن از حل مشکلات جهانی بیشتر به مثابه لطیفه ای است که چیزی جر تلخند حاصل نمی کند.

انگار همه روزها یکشنبه اند

  نمی دانم این روزها سقف آسمان زیادی پایین آمده یا قد من زیادی بلند شده که حس می کنم ستاره ها ته حلق ام هستند. خدا که جای خود دارد. انگار آمده پایین تا با من چایی بنوشد و آنقدر بهش خوش گذشته که یادش رفته دوباره برود سر جای خودش بنشیند.
اهمیت چشم دوختن به بیرون پنجره این خانه جادو می كند دغدغه های مادرانه این مردهای غمگین نازنین ! اتفاق همین روزهاست...

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

کلید طلایی آرامش با پنجره های دو جداره

در شرایطی که بهای آب و برق و گاز و خدماتی از این قبیل در حال تغییر است شاید بد نباشد که در بعد کلان به میزان مصرف این انرژی ها در منزل جدید خود توجه نشان دهید. یکی از مهم ترین شاخصه ها استفاده از شیشه های دو جدار است.

مهارت سپری کردن نیمه دوم ماه

برای همه ما پیش آمده است که در ابتدای ماه با توجه به میزان درآمد خانواده برنامه ریزی کرده و دخل و خرج خود را حساب و کتاب می کنیم. اما این که چرا نیمه ماه که می رسد همه پولمان تمام می شود، ماجرایی است که باید فکری به حالش بکنیم.
وزیر اقتصاد منزل تان باشید در فصل حراج برنده اید یا بازنده؟ 5 را ه برای صرفه جویی در مصرف بنزین توصیه هایی برای تنظیم خرج خانه (قسمت اول) 1 درصد بسیار پولدار دنیا

مطالب تصادفی

گزارش روز

زنان و افراد تحصیلکرده،بیشترین بیکاران ایران

  آنچنان که مرکز آمار ایران گزارش داده است، بیش از ۵۷ درصد مردان و تنها  ۱۰ درصد زنان ده سال به بالا که در سن کار قرار دارند، شاغل هستند. خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)،  در بررسی نتایج آمارگیری نیروی کار در بهار ۱۳۹۴ که از سوی مرکز آمار ایران انتشار یافته ، گزارش داده که نرخ بیکاری فصل بهار در سال ۹۴نسبت به زمستان ۹۳ حدود یک درصد کاهش داشته است. فصل‌های بهار و تابستان که کار کشاورزی افزایش پیدا می کند، نرخ بیکاری نسبت به فصول پاییز و زمستان کاهش می یابد. در همین حال مهمترین ویژگی های بیکاری در ایران بالا بودن نرخ بیکاری زنان، جوانان و افراد تحصیل کرده است به طوری که این نرخ برای زنان ۱۹، برای جوانان حدود ۲۱ درصد و فارغ التحصیلان دانشگاهی بین ۳۶ تا ۴۸ درصد است. نسبت اشتغال نشان می دهد که چند درصد جمعیت واقع در سن کار، شاغل هستند. این نسبت در مناطق شهری برای جمعیت ۱۵سال به بالا حاکی از آن است که در مناطق شهری حدود  ۳۵ درصد و روستایی حدود ۴۱ درصد از جمعیت در سن کار ایران شاغل هستند.  بر اساس تعریف مرکز آمار ایران از افراد شاغل «تمام افراد ده ساله یا بیشتر که در طول هفته آمارگیری، حداقل یک ساعت در هفته کار کرده یا بنا به دلایلی به طور موقت کار را ترک کرده باشند، شاغل حساب می‌شوند.» نسبت های یادشده وضعیت مناسبی از بازار کار در ایران  را نشان نمی دهد. آنچنان که فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی رادیو فردا مقیم فرانسه می گوید: «برای مبارزه با بيکاری تنها يک راه وجود دارد و آن رشد اقتصادی است. اگر چين يازده ميليون شغل خالص در سال ايجاد ميکند و يا آمريکا ۲۲۰ هزار شغل خالص در ماه، تنها دليلش رشد است. » به گفته آقای خاوند، «ايران به نرخ رشد هفت يا هشت در صد در سال نياز دارد و اين امکان پذير نيست مگر با افزايش سرمايه گذاری از منابع داخلی و خارجی. يک اقتصاد گرفتار دولت و انحصار های شبه دولتی نمی تواند فرصت شغلی به وجود بيآورد.»     آنچنان که منابع رسمی همچون علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی ایران اعلام کرده اند، در حال حاضر حدود شش میلیون نیروی انسانی بیکار در ایران وجود دارد.   

زندگی مجردی ، تجربه هزاره سوم ایرانیان

همیشه خانه مجردی میان خانواده های ایرانی یك تابو بوده است. و این به دو نكته برمی گردد اول آن كه تا پیش از این فقط مردان خوش گذرانی كه توجه چندانی به بنیان خانواده نداشتند مشتریان خانه مجردی بودند و نكته دوم به فرهنگ ایرانیان برمی گردد كه اساس استقلال فردی و جدایی از خانواده فقط در صورت ازدواج محقق می شود. در فرهنگ ایرانی بر خلاف كشورهای دیگر فرزند تا زمانی كه ازدواج نكرده است باید در كنف حمایت خانواده قرار داشته باشد.حتی اگر این رخداد میمون هیچ گاه به وقوع نپیوندد.
نخستین مرکز معالجه زنان ختنه شده زوجها ژنهایی مشابه دارند هشدار ابتکار؛ ایران دچار معضلات شدید زیست محیطی است رفت و برگشت ماده 23 لایحه حمایت از خانواده زورآزمایی مخالفان و موافقان روایتی از مزاحمت‌های نامحسوس برای زنان

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

میزان رسیدن به اوج لذت جنسی در زنان با علایق مختلف متفاوت است

نتایج تحقیقی که روی ۵۲۶۰۰ آمریکایی انجام شده نشان می‌دهد زنان غیرهمجنس‌گرا کمتر از مردان، زنان همجنس‌گرا و زنان دوجنس‌گرا اوج لذت جنسی (ارگاسم) را تجربه می‌کنند. این تحقیق که در نشریه آرشیو رفتار جنسی منتشر شده به این نتیجه رسیده که جنسیت و گرایش جنسی سبب تفاوت در رسیدن به اوج لذت جنسی در افراد می‌شود. بر اساس این تحقیق شرکای جنسی می‌توانند \"طیف متفاوتی از رفتارهای جنسی را امتحان کنند تا دفعات لذت جنسی آنها افزایش پیدا کند.\" سکس دهانی و تحریک با دست از جمله این رفتارها است. این تحقیق که با همکاری سه دانشگاه آمریکایی انجام شده درصد رسیدن به اوج لذت جنسی را بر اساس گرایش جنسی به ترتیب زیر نشان داده است: زنان غیرهم‌جنس‌گرا ۶۵% زنان دوجنس‌گرا ۶۶% زنان هم‌جنس‌گرا ۸۶% مردان دوجنس‌گرا ۸۸% مردان‌هم‌جنس‌گرا ۸۹% مردان غیرهمجنس‌گرا ۹۵% این محققان همچنین به این نتیجه رسیده‌اند که این تفاوت در دفعات رسیدن به اوج لذت جنسی را \"می‌توان کاهش داد:\" \"این نکته که زنان هم‌جنس‌گرا بیشتر از زنان غیرهم‌جنس‌گرا به اوج لذت جنسی می‌رسند حاکی از این است که بسیاری از زنان غیرهم‌جنس‌گرا هم می‌توانند دفعات بیشتری از اوج لذت جنسی را تجربه کنند.\" رفتارهای جنسی دیگر پژوهشگرانی که این تحقیق را انجام داده‌اند می‌گویند تعداد زنان غیرهم‌جنس‌گرا که فقط از راه دخول به اوج لذت می‌رسند بسیار کم است. ین تحقیق همچنین نشانگر \"اهمیت ویژه گنجاندن سکس دهانی در کنار دیگر کارها حین رابطه جنسی است\"، چرا که بین سکس دهانی و افزایش دفعات ارگاسم در زنان غیرهمجنس‌گرا، زنان‌هم‌جنس‌گرا، مردان همجنس‌گرا و دوجنس‌گرا ارتباط وجود دارد و فقط این ارتباط در مردان غیرهم‌جنس‌گرا دیده نشد. دیگر رفتارهای جنسی که به افزایش دفعات ارگاسم منجر می‌شود عبارتند از: درخواست از شریک جنسی برای آنچه که می‌خواهند در حین رابطه جنسی اتفاق بیفتد تحسین و ستایش از شریک جنسی برای کاری که حین رابطه جنسی انجام داده‌اند تلفن یا ای‌میل زدن برای شوخی وسر به سر گذاشتن درباره موضوعاتی با ماهیت جنسی پوشیدن لباس‌های زیر سکسی امتحان کردن موقعیت (پوزیشن)‌های جدید تحریک مقعدی حرفهای جنسی و بروز احساسات جنسی در حین رابطه جنسی به عقیده نویسندگان این تحقیق تفاوت دفعات ارگاسم در زنان و مردان دلایل اجتماعی و تکاملی دارد. برای مثال ناپسند دانستن اینکه زنان امیال جنسی خود را ابراز کنند یا این باور برخی مردان که بیشتر زنان با دخول به اوج لذت جنسی می‌رسند می‌تواند مانع از تنوع تجربه جنسی و جستجو برای تجربه‎های جدید شود. علاوه بر این ارگاسم در زنان و مردان اهداف تکاملی مختلفی دارد که این هم باعث تفاوت مردان و زنان در دفعات ارگاسم می‌شود: هدف غایی ارگاسم در مردان انزال است، برای اینکه تولیدمثل را تضمین کند اما در زنان هدف \"تسهیل پیوند عاطفی درازمدت با معشوق جنسی ‌است.\"

من یک ربع قرنی ام

من یک ربع قرنی ام و دیگر حوصله ی سروکله زدن با توهمات آدم هام را ندارم..من خسته میشوم از توضیح دادن..من آدم هام را انتظار دارم که بفهمند مرا..نگام را..لحنم را..خط کج لبخندم را..من عاجزم از تفسیر خودم اینروزها...نه..من همیشه خوب نیستم..
زنان و خود ارضایی، کی و چگونه کفش پاشنه بلند از پسران جنتلمن می سازد با این 20 حرکت کوچک جان تازه ای به زندگی عاشقانه خود ببخشید تست / چقدر خرافاتی هستید؟ آیا اپلیکیشنهای باروری برای جلوگیری از بارداری دقیق است؟

زنان حادثه

فرشتگان در سایزهای مختلف می آیند. داستان زاغی که خانواده ای را نجات داد

سام (سامانتا) بلوم در تعطیلاتی خانوادگی از بالکن افتاد و بدنش از سینه به پایین فلج شد. تحت تاثیر این حادثه دچار افسردگی شدیدی شد اما نمی توانست تصور کند که یک جوجه زاغ که او نیز از لانه‌اش به زمین افتاده بود به او کمک خواهد کرد. وقتی خانواده سام، این جوجه زاغ را به خانه آوردند، شادی و نشاط به محیط خانواده آورده شد. این جوجه زاغ به سام کمک کرد تا زندگی جدیدی را شروع کند. او لحظه سقوط از بالکن هتل در تایلند را به خاطر نمی آورد. ژانویه ۲۰۱۳ بود و سام همراه شوهرش کامرون و سه فرزندشان برای تعطیلات به یک روستای کوچک در سواحل دریای آندامان رفته بودند. سام از ارتفاعی حدود شش متر به زمین افتاد. وقتی شوهرش بالای سرش رسید، رسید از هوش رفته بود و فرصتی نبود تا این صحنه دلخراش را از چشم فرزندانشان پنهان کند. کامرون به یاد می‌آورد که پسر بزرگشان وقتی مادرش را در آن حالت دید پرسید:\"مامان در حال مرگه؟\" کامرون می گوید:\"می دانستم سام زنده است ولی خون از سرش جاری شده بود و بشدت نگران بودم که ممکن است همانجا بمیرد.\" وقتی سام را به بیمارستان اصلی منطقه که چهار ساعت با محل فاصله داشت منتقل کردند آزمایش‌ها نشان داد جمجمه او از چند نقطه ترک خورده، مغزش دچار خونریزی شده ، هر دو ریه‌اش سوراخ شده و یکی از آنها کاملا از کار افتاده و ستون فقراتش درست زیر تیغه های شانه خرد شده است. سام وقتی فهمید از سینه به پایین فلج شده دچار افسردگی شدیدی شد. از همه چیز و همه کس و بخصوص خودش بیزار و عصبانی بود. او شش ماه در بیمارستان بستری بود و در تمام آن مدت حتی زمانیکه بچه ها به ملاقاتش می رفتند نمی توانست جلوی گریه خود را بگیرد. در این مدت کامرون دست به کار شد و منزلشان در سواحل شهر سیدنی استرالیا را برای حرکت سام با صندلی چرخ دار آماده کرد. او و بچه ها منتظر بازگشت سام بودند و امیدشان این بود که با آمدن به خانه روحیه اش بهتر شود. اما درست برعکس بود. سام با بازگشت به خانه متوجه شد دیگر نمی تواند خیلی از کارهای روزانه را انجام دهد. نه می توانست شنا کند و نه همراه بچه ها به موج سواری برود. شرایط روحی اش چنان بد بود که آرزو می کرد بمیرد. اما سه ماه بعد حادثه ای که کسی انتظارش را نداشت روی داد. سام و بچه ها به دیدن مادرش رفته بودند. باد شدیدی می وزید. نوا پسر وسطی خانواده جوجه زاغی را دید که روی زمین افتاده بود. آنها جوجه زاغ را با خودشان به خانه بردند. سام می گوید:\"اسمش را گذاشتیم پنگوئن چون خیلی شبیه پنگوئن است. سراسر سفید و نرم بود و پاهای بزرگی داشت.\" ابتدا فکر می کردند یکی از بالهای جوجه زاغ شکسته است ولی بعد متوجه شدند سالم است ولی چون خیلی کوچک بود و بدن نحیفی داشت. یک دامپزشک به آنها گفت نگهداری از جوجه زاغ مسئولیت زیادی است چون در ماههای اول باید هر دوساعت یک بار به او غذا بدهند. با این همه خانواده تصمیم گرفت که نجات این جوجه می تواند کار خوبی باشد که همگی در آن شرکت کنند. سام می گوید:\"خیلی به او علاقمند شدم چون مثل این بود که همیشه یک نفر پیش من است. از لحظه ای که او را به خانه آوردیم همیشه روی شانه ها و یا پاهای من می نشست. ما را سرگرم می‌کرد و می خنداند.\" \"باهاش حرف می زدم، غر می زدم و درد دلم را بهش می گفتم. به نظرم شوهرم دیگه حوصله زیادی برای این حرف ها نداشت. ولی پنگوئن همه درد دلهای من را شنیده و همه چیز را می داند.\" به گفته سم خلق و خوی پنگوئن متغیر بود.\"بعضی از صبح ها عصبانی بود و دست آدم را نوک می زد. در مواقع دیگر با سرعت داخل سالن می دوید و خودش را می انداخت توی تخت، می رفت زیر لحاف و می خوابید. این حرکاتش واقعا خنده دار بود.\" بچه ها هم با او بازی می کردند، برایش یک تکه چوب پرت می کردند و او با نوکش آنرا می گرفت. کامرون شروع کرد به عکس گرفتن از جوجه زاغ و یک صفحه اینستاگرام برای پنگوئن درست کرد. به فاصله کوتاهی او هزاران طرفدار پیدا کرد. پنگوئن در سراسر خانه جولان می داد و آداب توالت رفتن را نمی دانست در نتیجه همه جا را کثیف می کرد. وقتی بزرگتر شد خانواده او را تشویق کردند که برود توی باغ و در نهایت یاد گرفت شب ها بیرون بخوابد. ولی هر روز صبح ساعت شش سرو کله اش پشت در خانه پیدا می شد و صدای خاصی از خودش درمی آورد که معنای آن این بود \"در را برایم باز کنید.\" هر چه پنگوئن مستقل تر شد زمان بیشتری را بیرون از خانه می ماند. تابستانی که تقریبا یک ساله شده بود به مدت شش هفته ناپدید شد. دل همه برای او تنگ شده بود. اما درست روز تولد سیزده سالگی روبن پسر بزرگ خانواده دوباره سر و کله اش پیدا شد و هشت ماه دیگر آنجا ماند. یک سال پیش او از خانه رفته و تاکنون برنگشته است. جوجه زاغی که به کمک خانواده نجات پیدا کرد بزرگ شده و آزادی خود را یافته است و همزمان سام نیز آزادی متفاوتی پیدا کرده است. از سه سال پیش ورزش قایقرانی (کایاک) را شروع کرده و اکنون عضو تیم کایاک پارالمپیک استرالیا است. او می گوید:\"از صندلی چرخ دار آمدم بیرون و به ورزش در آب و طبیعت بازگشته ام، چیزی که بشدت دلم برایش تنگ شده بود.\" طی دوسالی که پنگوئن با آنها زندگی می کرد کامرون که عکاس حرفه ای است، حدود ۱۴ هزار عکس از او گرفته است. عکسهای زاغ در اینترنت علاقمندان فراوانی داشتند ولی در این مدت کسی از مشکلاتی که این خانواده با آن روبرو بود خبر نداشت. داستان این ماجرا اکنون در کتابی به قلم بردلی ترور گریو همراه با عکس های کامرون منتشر شده است. با خواندن این کتاب اولین بار سام متوجه شد که فرزندانش او را بیهوش و مجروح روی زمین دیده بودند. کامرون معتقد است درست به همان شکلی که خانواده اش جوجه زاغ را نجات دادند او نیز به نجات خانواده آنها کمک کرده است. \"سام وقتی آمد خانه بشدت افسرده بود و وقتی پنگوئن وارد زندگی ما شد فضای خانه را کاملا تغییر داد. بخصوص روحیه سام را از این رو به آن رو کرد.\" سام نیز موافق است و می گوید:\"من واقعا دوستش داشتم، از صمیم قلب عاشقش بودم.\" بخشی از عکسهایی که کامرون از زاغ گرفته اکنون در کتابی با عنوان \"پنگوئن بلوم\" منتشر شده که در عین حال ماجرای تصادف و بازپروری سام را هم بازگو می کند. در مقدمه کتاب، سام با صراحت از زندگی در حالت فلج نسبی صحبت می کند.\"زندگی در حالت فلجی مثل بیرون آمدن از کما و فهمیدن این است که ۱۲۰ ساله هستید. خانواده و دوستان می خواهند شما خوشحال باشید چون بالاخره هنوز زنده اید ولی هر کاری که می خواهید بکنید خیلی کند و دردناک است. و بسیاری از کارهایی که قبلا انجام می دادید و به شما احساس زنده بودن می داد، اکنون دیگر غیرممکن است.\" او می گوید توانست با کمک خانواده اش و ورزش و البته دوستی با یک پرنده براین شرایط غلبه کند. درویدئوی تبلیغاتی این کتاب گفته می شود\"فرشته ها در اندازه ها و اشکال گوناگون ظاهر می‌شوند.\"

قاتل سریالی 4 زن در انتظار دادگاه

خودش هم مرد جوانیست؛ 27 ساله، به اسم مسعود، در زندان در انتظار دادگاه کیفری. اتهام او قتل 4 زنی است که همگی به قصد سرقت و تصاحب دارایی​هایی آن​ها انجام شده است. دختران جوانی که  پولدار نبودند ولی چند قطعه طلا دلیلی برای سکوت همیشگی​شان شد. جسد اولین زن جوان، 25 ساله، 24 بهمن 1389 در شهرستان آبیک قزوین پیدا شد. قاتل در هشتگرد با فاطمه  آشنا شده، با  او طرح دوستی ریخته و روز حادثه او را به محل قتل كشانده بود. مسعود با شلیک گلوله به سر به زندگی فاطمه پایان داد و بعد اموال و طلاهایش را سرقت كرد. همان شیوه قتلی که برای مژگان هم به کار برد. جسد مژگان 30 ساله ، 12 اردیبهشت 1390 در نزدیکی محل کشف جسد اول پیدا شد. او هم با شلیک گلوله از اسلحه کمری به قتل رسیده بود. طبق اعترافات مسعود، انگیزه او از قتل مژگان پنهان کردن رابطه​اش با او بوده است. بعد از این دو جنایت، قاتل از استان قزوین خارج می​شود و دو جنایت دیگرش را در استان مازندران مرتکب می​شود. رابطه قتل​های مازندران و قزوین بعد از دستگیری قاتل و به دست آوردن  مدارکی مربوط به مژگان در ماشین مسعود کشف شد. دو مقتول دیگر، دو خواهر بودند که جسد آنها روز 8‌ تیر در پارك جنگلی سیسنگان در شهرستان نوشهر در فاصله 500 متری از یكدیگر كشف شد؛ این بار نیز هر دو مقتول از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفته بودند. تحقیقات برای شناسایی هویت اصلی مقتولان خیلی زود به نتیجه رسید چون  2 روز بعد مردی با مراجعه به پلیس آگاهی نوشهر از گم شدن 2 دخترش به نام‌های نرجس و نسترن خبر داد و مشخص شد این دو، همان مقتولان كشف شده در جنگل سیسنگان هستند. قاتل از طریق همسرش با نرجس و نسترن آشنا شده بود، روز قتل به محل کار آن​ها رفته، به بهانه​ای  این دو دختر را با خود همراه کرده و با آبمیوه مسموم بیهوش کرده بود. پایان زندگی نرجس و نسترن هم مثل دو مقتول دیگر کشته شدن با گلوله و به سرقت رفتن طلاهایشان بود. برای پیدا کردن قاتل، پای زن دیگری به میان آمد به نام مهدخت که همسر دوم مسعود و دوست نرجس و نسترن بوده است. او پس از بازداشت،  با یک قرار صوری همسرش را تسلیم ماموران پلیس کرد اما او هم در بازداشت پلیس و در انتظار دادگاه کیفری به سر می​برد چون بعد از انجام تحقیقات و اعترافات، بازجویان مهر بی​گناهی بر او نزدند و نمی توان به صراحت گفت گه او هیچ نقشی در خاموشی همیشگی 4 هم نوع خودش ندارد. برای این قاتل سریالی که نمی توان گفت بهره​ای از هوش برده، چون خوشبختانه پیش از خرج یک دست گلوله شش تایی​اش شناسایی و بازداشت شد و بیشتر به مانند یک کلاغ، رنگ زرد و براق طلا را دنبال می​کرده، تمام گناه زنان حیله پذیریشان بود و این که می​شد به سادگی زنانه​شان اعتماد کرد.
اندوه بی پایان گریس کلی زاها حدید، طراح هتل پاسارگاد تهران درگذشت وقتی همه در پارلمان اروپا گریستند اما واتسون: سینه‌های من چه ارتباطی به فمینیسم دارد؟ رئیس جمهور احتمالی فرانسه امانوئل ماکرون از همسرش ۲۴ سال جوانتر است

حقوق زنان

چراغ سبزهای قانون برای ندادن نفقه

یكی از مواردی كه حق زنان محسوب می شود نفقه است. مردان وظیفه دارند نفقه زنان را بپردازند وچون زنان روزانه یا ماهانه و یا حتی سالانه نفقه خود را از مردان نمی گیرند، همیشه می تواند اهرمی فشاری باشد در دست زنان هنگام طلاق.

بچه های ایسلندی فکر می کنند رییس جمهور کشور فقط باید زن باش

چهل سال پیش در روز ۲۴ اکتبر زنان ایسلندی دست به اعتصاب زدند. آنها سر کارهایشان نرفتند، غذا نپختند و در روز اعتصاب از فرزندان‌شان هم مراقبت نکردند. این روزی بود که نگاه به زنان را در جامعه ایسلند تغییر داد و کمک کرد ایسلند امروز در خط مقدم مبارزه برای برابری زنان و مردان باشد. وقتی در سال ۱۹۸۰ رونالد ریگان به ریاست جمهوری آمریکا رسید یک پسر بچه ایسلندی که تلویزیون تماشا می‌کرد به مادرش گفت: "او که نمی‌تواند رئیس جمهور شود، او مرد است." این زمانی بود که تابستان همان سال ویگدیس فینبوگادوتیر زنی که طلاق گرفته بود و سرپرست فرزندش بود، برنده انتخابات ریاست جمهوری ایسلند شده بود. آن پسر بچه نمی‌دانست اما ویگدیس (که همه ایسلندی‌ها او را به اسم کوچکش صدا می‌زنند) اولین زنی بود که در اروپا به ریاست جمهوری می‌رسید و اولین زنی بود که در یک انتخابات دموکراتیک، حکومت را به دست می‌گرفت. ویگدیس، ۱۶ سال در پست ریاست جمهوری باقی ماند. آن‌قدر که بسیاری از کودکان ایسلندی گمان می‌کردند، ریاست جمهوری یک شغل زنانه است. این سال‌ها باعث شد که امروز ایسلند "فمینیست‌ترین کشور جهان" باشد. اما ویگدیس تاکید می‌کند که اگر چهل سال پیش زنان در یک روز آفتابی اکتبر ۱۹۷۵ دست به اعتصاب نمی‌زدند، اگر ۹۰ درصد از زنان کشور تظاهرات نمی‌کردند تا اهمیت خودشان را با این اعتصاب عمومی ثابت کنند، امکان نداشت او روزی رئیس جمهور شود. ۲۴ اکتبر آن سال زن‌ها به جای رفتن به اداره، انجام کارهای خانه یا بچه‌داری، همراه با هزاران نفر دیگر برای به دست آوردن حق برابر با مردان به خیابان رفتند. سال‌ها بعد از این تاریخ که ویگدیس می‌گوید یک نقطه عطف بود، این روز، در ایسلند برای زنان تعطیل است. آنچه در آن روز رخ داد، گام اول برای رهایی زنان ایسلند بود. به گفته او این اعتصاب یک روزه "کشور را کاملا فلج کرد و چشم مردها را باز کرد." بانک‌ها، کارخانه‌ها و بعضی فروشگاه‌ها به ناچار تعطیل شدند. مدرسه‌ها و مهدکودک‌ها هم تعطیل شدند و از آن‌جایی که زن‌ها در این روز از مراقبت کودکان‌شان هم سر باز زدند، پدرها چاره‌ای نداشتند جز اینکه بچه‌ها را هم با خودشان به سرکارشان ببرند. گزارش‌ها نشان می‌داد مردها برای سرگرم گردن بچه‌های هیجان‌زده‌ای که به دفتر کارشان آمده بودند، به شیرینی و مداد رنگی متوسل شدند. پختن سوسیس کار سختی نبود و غذایی بود که همه دوست داشتند ولی به خاطر وضعیت پیش آمده، فروشگاه‌ها تمام سوسیس‌هایشان را فروخته بودند. بعضی از پدرها این روز را به عنوان "جمعه طولانی" اسم گذاشتند. ویگدیس می‌گوید: "وقتی گوینده خبرهای رادیو، خبر می‌خواند، ما صدای بچه‌ها را در پس‌زمینه می‌شنیدیم. شنیدن این صداها خیلی اتفاق بزرگی بود. معنایش این بود که پدرها باید حواس‌شان به همه چیز می‌بود." یک گزارشگر رادیو به خانه‌های مناطق دوردست تلفن می‌کرد که ببیند چند نفر از زن‌های روستایی این روز را تعطیل کرده‌اند اما تلفن را شوهرهایی برمی‌داشتند که ناچار شده بودند برای مراقبت از کودکان در خانه بمانند. در خانه ویگدیس قاب عکس سیاه و سفیدی بر دیوار است که روز تظاهرات در ریکیاویک (پایتخت ایسلند) گرفته شده است. خود ویگدیس، مادرش و دختر سه‌ ساله‌شان جایی وسط دریایی از جمعیت ۲۵ هزار نفری زنانی هستند که در میدان جمع شده‌اند، آواز می‌خوانند و به سخنرانی‌ها گوش می‌دهند و درباره این‌که چه کاری باید انجام دهند صحبت می‌کنند. برای ساکنان کشوری که کل جمعیتش ۲۲۰ هزار نفر بود، حضور این تعداد زن، حکایت از مشارکت بالای آنها داشت. در آن موقع ویگدیس که بعدها رئیس جمهوری این کشور شد، کارگردان هنری یک شرکت تئاتر در ریکیاویک بود و همراه زنان همکارش، برای پیوستن به تظاهرات، تمرین تئاتر را رها کرده بود. در میدانی که همه زن‌ها جمع شده بودند، یک گروه موسیقی، آهنگ سریالی را می‌نواخت که در آن سال‌ها بی‌بی‌سی درباره جنبش زنان خواهان حق رای ساخته بود و کمی پیش از آن در تلویزیون ایسلند پخش شده بود. زنان ایسلند در سال ۱۹۱۵ به حق رای رسیده بودند اما در طول شصت سال بعد از آن، تنها ۹ صندلی پارلمان را به دست آورده بودند. در روز تظاهرات مشهور، تنها سه نماینده زن در پارلمان عضو بودند. راگن‌هیدور کریستیاندیتور، استاد تاریخ دانشگاه ایسلند می‌گوید: "خود این برنامه، اهمیت اتحاد همه زنان را با پیشینه اجتماعی و سیاسی مختلف بازتاب داد." در میان سخنران‌های این برنامه یک زن خانه‌دار، دو نماینده مجلس، یک نماینده جنبش زنان و یک زن کارگر حضور داشتند. آخرین سخنران، آدالهایدور بارنفردسدوتی، رئیس اتحادیه زنان تمیزکار و کارگران آشپزخانه و لباسشویی در بیمارستان‌ها و مدارس بود. برنامه‌ریزان این مراسم موفق شده بودند در روزنامه‌های ملی و تلویزیون گزارش‌هایی در مورد دستمزد پایین زنان و تبعیض جنسیتی منتشر کنند که مورد توجه بین‌المللی قرار گرفت. ویگدیس می‌گوید مردها متوجه شدند اگر مخالف این حرکت باشند، محبوبیت‌شان را از دست می‌دهند. به گفته او فردای آن روز همه چیز به حالت عادی برگشت اما با این درک که زن‌ها هم مانند مردها ستون‌های جامع‌اند. پنج سال بعد، ویگدیس در رقابت با سه مرد، بر آنها پیروز شد و به ریاست جمهوری ایسلند رسید. او آن‌قدر محبوب بود که در دو انتخابات بعدی هم پیروز شد. در سال ۲۰۱۰ برای اولین بار یک زن در این کشور به نخست‌وزیری رسید. یوهانا سگوراتورتر اولین رهبر یک کشور است که آشکار اعلام کرده، هم‌جنس‌گرا است. در همین سال در ایسلند نمایش رقص برهنه ممنوع شد. سعدیه زاهدی، رئیس بخش طرح‌های جنسیت مجمع جهانی اقتصاد می‌گوید ایسلند هنوز جای پیشرفت دارد. به گفته او "تا وقتی مردان بیشتری نسبت به زنان در دانشگاه‌ها هستند، فاصله جنسیتی هنوز وجود دارد." با وجود این‌ ایسلند از سال ۲۰۰۹ به این سو در صدر فهرست کشورهایی است که بر مبنای شاخص‌های مجمع جهانی اقتصاد، کمترین فاصله جنسیتی میان زنان و مردانش برقرار است. چهل سال پیش و در زمان برگزاری اعتصاب یک‌روزه زنان، از ۶۳ عضو پارلمان تنها سه نفر از آنها زن بودند اکنون تعداد آنها به ۲۸ نفر معادل ۴۴ درصد اعضای پارلمان رسیده است. ویگدیس، زنی که سال‌ها رئیس جمهوری ایسلند بوده می‌گوید ما ایسلندی‌ها می‌گوییم برف خیلی زود جای پاها را پر می‌کند. یعنی این‌که اتفاق‌ها زود به دست تاریخ سپرده می‌شوند اما ما هنوز هم درباره آن روز حرف می‌زنیم. روز شگفت‌انگیزی بود."
رواج نگران کننده ازدواج کودکان در آمریکا ازدواج مذاهب متفاوت آیا معاون نخست‌وزیر سوئد می‌خواسته ترامپ را دست بیاندازد؟ قوانین نگهداری كودك در محل كار مادر دگرگونی جایگاه زن در پایان دوران قاجار؛ ضرورتی که درک شد