1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

تعیین کننده اصلی رفتار ما ساختار شخصیتی ماست. اگر طی دوران کودکی یاد گرفته باشیم با ابراز خشم به خواسته های خود برسیم در بزرگسالی نیز از همین شیوه استفاده خواهیم کرد .

معمولا بچه ها به دو دلیل عصبانی می شوند

1-           ناکامی

2-          عصبانیت آموخته شده

بچه ها به مرور یاد می گیرند که می توانند با کج خلقی به آنچه می خواهند برسند . هر چه والدین در برابر این کج خلقی ها بیشتر تسلیم شوند احتمال بیشتری دارد کودکان از این روش برای رسیدن به خواسته هایشان استفاده کنند .

بررسی کنید کودکتان:

-         در چه زمانی

-         تحت چه شرایطی

-         در برابر چه کسانی

-         با چه محرکهایی

کج خلقی می کند .

به رفتارهای آزار دهنده او بی اعتنایی کنید و به او بگویید که به جای کج خلقی چگونه می توانست بهتر رفتار کند و رفتار درست را برای او اجرا کنید و از او بخواهید آن را اجرا نماید. پس از اینکه کودک رفتار مناسب را انجام داد به او پاداش دهید .

به او بگویید اگر بدون کج خلقی و با گفت وگو به شما بفهماند که از چه چیزی ناراحت است خیلی از او خشنود خواهید شد .

در صورت پرخاشگری کودک حتما باید از تکنیک وقفه یا اتاق تنهایی استفاده کنید .

 

چگونه خشم خود را نسبت به رفتار کودکان ابراز نماییم؟

ابراز خشم والدین در تربیت کودک نقش موثری دارد . والدینی که کنترل خود را از دست بدهند به عنوان انسان های ضعیف در چشم کودک خود جلوه می کنند.

تصمیم مبنی بر اینکه دیگر عصبانی نشویم آتش خشم ما را دامن می زند .

 

برای این که بتوانیم عصبانیت خود را به طور سازنده به کودک ابراز کنیم لازم است بپذیریم که :

-         گاهی فرزندان ما باعث عصبانیت ما می شوند

-         ما حق داریم بدون احساس گناه خشم خود را ابراز کنیم

-         ما حق داریم احساس خود را بدون بی حرمتی به کودکان ابراز کنیم .

-         آنچه که موجب عصبانیت شما شده را توصیف کنید مثلا:"اسباب بازی هایت کف اتاق ریخته "

-         سپس احساس خود را بگویید " از دیدن این همه اسباب بازی کف اتاق پذیرایی نا راحت می شوم "

-         سپس خشم خود را شدید تر بیان کنید " عصبانی شده ام و دارم به خاطر جمع نکردن اسباب بازی ها عصبانی می شوم "

-         سپس کاری را که باید انجام دهد را متذکر شوید " دوست دارم اسباب بازی هایت را جمع کنی "

-         سپس فرصت کافی بدهید " وقتی عقربه ساعت به اینجا رسید باید این وسایل جمع شده باشند "

-         سپس به او هشدار دهید " اگر تا رسیدن این عقربه وسایل جمع نشده باشد امروز از دیدن تلوزیون منع خواهی شد "

-         با این کار به کودک خود این پیغام را خواهید داد که " آنچه باعث عصبانیت شما شده خود او نیست بلکه رفتار اوست .

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

کودکان

کودکان و خشونت

کافی است تلویزیون را روشن کنید تا مثل همیشه چندین خبر درباره خشونت داعش، کشمکش‌های سوریه و عراق، درگیری‌های فلسطین، کشتار در آمریکا و الجزایر، ترور در اروپا و هر جای دیگری در دنیا ببینید و بشنوید. کودک‌تان کنار شما نشسته و همه چیز را می‌بیند. چطور باید چنین دنیایی را برای کودک‌تان توضیح بدهید؟ این خشونت‌ها چه تاثیری دارند؟ آیا او می‌ترسد؟ چه کاری از شما برمی‌آید؟ دنیا همیشه جایی پر از خشونت، جنگ، کشتار و ترور بوده‌ اما در سال‌های اخیر روند رو به رشدی در انتشار اخبار مربوط به جنگ‌ها، کشتارها وخشونت‌ها به وجود آمده است. بسیاری از ما بی‌توجه به تاثیرعمیق این خشونت‌ها از ترس‌هایی که ایجاد می‌کنند، می‌گذریم و  کودک را به حال خودش رها می‌کنیم. دکتر الن هندریکسن، روانشناسی است که ۱۳ راهکار برای گفت‌وگو با کودکان درباره تروریسم و خشونت پیشنهاد داده است. این پیشنهادها ساده اما حاوی نکته‌هایی دقیق هستند. بی‌خبری خوش خبری است تا جایی که می‌توانید کودک را از تماشای تصاویر خشونت‌بار دور نگه دارید، چون ذهن کودکان اصلا شبیه ما نیست. آنها مرزی بین خیال و واقعیت ندارند. اگر نمی‌خواهید کودک‌تان دچار ترس‌های شبانه، بی‌خوابی و کابوس شود، باید کمی آگاهانه‌تر رفتار کنید.  وقتی کودکی در کنار شماست شبکه‌های خبری را تماشا نکنید. خوب است این نکته را هم رعایت کنید که تا جایی که ممکن است بحث‌هایی با محتوای موضوعات خشونت آمیز روز که به شدت شما را تحت تاثیر قرار داده، نداشته باشید. شاید از نظر شما کودک در عالم بازی خودش غرق باشد اما واقعا این‌طور نیست. بچه‌ها شبیه اسفنج همه چیز را  جذب می‌کنند. آنها  بسیار هوشیار هستند. لطفا اخبار جنایت‌های هر روزه داعش را جلوی کودک‌تان دنبال نکنید. اگر او محو تماشای یک تصویر خشونت‌بار در تلویزیون است اولین قدم این است که در چنین موقعیتی آرامش‌تان را حفظ کنید. بدون اشاره به اینکه چه محتوایی پخش می‌شود  بگویید: «بهتر است به تلویزیون استراحت بدهیم» و سپس تلویزیون را خاموش کنید و موضوع را عوض کنید. مثلا درباره آخرین اتفاق جالب زندگی کودک حرف بزنید. هرگز با دستپاچگی تلویزیون را خاموش نکنید یا تذکر ندهید که او نباید چنین تصاویری را ببیند. هرچقدر موضوع را بااهمیت جلوه بدهید، برای کودک‌تان حساسیت و اشتیاق ایجاد می‌کنید. او حتی ممکن است در این باره دچار احساس عذاب وجدان شود.   اگر رد پایی از خشونت می‌بینید اگر در بازی‌های کودک تاثیر خشونت‌های رایج را می‌بینید، بدون اینکه سعی کنید جلوی ادامه بازی را بگیرید با مداخله در بازی سعی کنید روند آن را تغییر بدهید. مثلا اگر کودک با لگوها یک ساختمان ساخته و هدفش این است که مثل همیشه آن را ویران کند و صدای انفجار در بیاورد، وارد بازی شوید و پیشنهاد بدهید که همه این ویرانه‌ها را درست کند. از او بخواهید به این فکر کند که چطور می‌شود جلوی ویران شدن این ساختمان زیبا را گرفت. او می‌تواند با درست کردن یک حصار از آن محافظت کند یا عروسکش را مسئول مراقبت از ساختمان قرار بدهد. برای کودکان کم سن،  لزومی ندارد که مفهوم امنیت را با واقعیت‌ها منطبق کنید. یک دایناسور هم می‌تواند مراقب امنیت این ساختمان باشد. او چه چیزی شنیده؟ در گفت‌وگو با کودکان بزرگ‌تر می‌توانید با این جمله شروع کنید که او دقیقا چه چیزی شنیده است؟ این مساله در مورد نوجوان‌هایی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند مهم‌تر است، چون آنها تقریبا همه اخبار مربوط به تروریسم و خشونت را می‌شنوند. بنابراین اگر در جمع خانواده خبری از خشونت‌ها شنیدید، از این فرصت استفاده کنید و با او وارد مکالمه شوید: «راستی در مدرسه راجع به داعش چه می‌گویند؟» یا اگر خود او بحثی را در این مورد شروع کرد از او بخواهید دقیقا درباره چیزهایی که شنیده حرف بزند. اگر او از جواب دادن طفره می‌رود اصلا او را مجبور نکنید که چیز بیشتری بگوید. اما اگر اشتیاق نشان داد و درباره یک واقعه خشونت‌آمیز مثل سربریدن یک خبرنگار حرف زد، در مکالمه به سه مساله دقت کنید: ترس‌هایش، اطلاعات درست و غلط و سوال‌هایی که در ذهن دارد. در ادامه من به شما روش واکنش مناسب را می‌گویم: اگر ترسیده اگر در بیان فرزندتان ترس و نگرانی می‌بینید، باید این ترس را واقعی، محدود و طبیعی‌ کنید. مثلا بگویید: «خبر وحشتناکی بود. همه ما از این خبر ترسیدیم» و هرگز نگویید: «این ترس ندارد یا دلیلی برای ترس وجود ندارد.» حتی اگر جایی زندگی می‌کنید که هیچ نوع ترسی وجود ندارد و امنیت فراهم است، باز هم نباید ترس را انکار کنید. چون او واقعا ترسیده است و این فقط به او نشان می‌دهد که والدینش افرادی نیستند که بشود با آنها درباره این مساله حرف زد. جست‌وجو برای کمک وقتی تراژدی اتفاق افتاده، به نقش افراد مثبت در حادثه بیشتر اشاره کنید. پلیس، ارتش، مردم داوطلب و سازمان‌های بین‌المللی، کسانی هستند که به افراد آسیب دیده کمک می‌کنند. مثلا اگر خبری درباره یک قهرمان یا نجات یافتگانی از یک فاجعه به روز شده است، حتما این خبر را با فرزندتان در میان بگذارید. کودک باید با وجود همه این اخبار ناگوار به انسانیت باور داشته باشد. پررنگ کردن فاصله‌ها یکی از راه‌های مقابله با ترس و آرام کردن کودکی که ترسیده، اشاره به فاصله مکانی بین محل زندگی تا محل حادثه است. تلویزیون حادثه را به اتاق نشیمن شما آورده است. او نمی‌داند سوریه یا الجزایر کجاست. یک شهر نزدیک است یا در یک سیاره دیگر؟ با نقشه، فاصله مکانی را نشان بدهید. ممکن یا محتمل؟ کودکان بزرگ‌تری که قادر به درک مفاهیم انتزاعی هستند، تفاوت بین ممکن بودن و محتمل بودن را می‌دانند. عملیات تروریستی ممکن است در همین شهر شما هم اتفاق بیفتد اما احتمال وقوع آن بسیار پایین‌تر است. اگر اخبار درباره کشته‌ای در شهر شماست، به کودک بفهمانید که چون این اتفاق نادر است، رسانه‌ای شده و مورد بحث جدی است. بیشتر آدم‌ها خوبند با اینکه خشونت و ترور  وجود دارد اما بیشتر آدم‌ها خشونت را نفی می‌کنند. یادآوری این نکته در کم شدن ترس کودک بسیار موثر است. خشونت‌طلب‌ها درصد کمی از جمعیت جهان را تشکیل می‌دهند. بیشتر آدم‌ها صلح طلب و انسان دوست هستند. شاید کودک‌تان این نکته را بداند اما اشاره دوباره به آن در لحظه‌های ترس و اضطراب به او آرامش می‌دهد. برداشت‌های غلط را درست کنید اگر کودک فکر می‌کند بیشتر آدم‌ها خطرناک و ترسناک هستند، این برداشت غلط باید اصلاح شود. آیا کودک شما فکر می‌کند مسلمان‌ها تروریست هستند؟ این فرصتی برای آموزش است. اکنون وقت مناسبی برای آموزش مفاهیمی مثل تعصب و بیگانه‌ستیزی و اصلاح تصورات اشتباه است. مثلا بگویید: «تروریست‌ها کسانی هستند که از خشونت برای ترساندن دیگران استفاده می‌کنند در حالی که بیشتر مسلمان‌ها  صلح طلب هستند.» شوخی با خشونت کودک همیشه درک درستی از خشونت ندارد و می‌تواند آن را نوعی بازی بداند. مثلا در بازی یا مکالماتش از گردن زدن آدم‌ها استفاده کند. خود شما باید این نکته را در ذهن داشته باشید که خیلی از بچه‌ها حتی درک درستی از مرگ ندارند چه برسد به مرگ خشونت بار یک انسان بی‌گناه. به کودک بیاموزید که خشونت بهانه‌ای برای شوخی و طنز نیست. جوابی برای ترس‌ها بسیاری اوقات کودک ترس‌ها را در قالب سوال‌هایش مطرح می‌کند. مثلا می‌پرسد: «آیا این اتفاق می‌تواند در شهر ما هم بیفتد؟» به جای اینکه با یک «نه» پاسخ بدهید، با دادن یک پاسخ کامل و درست امنیت ایجاد کنید. به او بگویید: «هزاران نفر تلاش می‌کنند تا کشور و شهر ما امن باشد.» برای بچه‌های کوچکتر دقت پاسخ شما خیلی مهم نیست. او فقط باید احساس امنیت کند. هیچ مشکلی وجود ندارد که به کودک پنج ساله بگویید لاک پشت‌های نینجا از شهرها مراقبت می‌کنند. او چه عملکردی خواهد داشت؟ در نوجوانی دیدگاه اخلاقی نیز در حال شکل‌گیری است. شنیدن اخبار خشونت آمیز ممکن است در فرزند نوجوان‌تان این تصور را به وجود بیاورد که جهان ناعادلانه است. اگر او می‌پرسد چطور یک نفر چنین کار وحشیانه‌ای انجام می‌د‌هد، به او چه جوابی خواهید داد؟ مکالمه را هدایت کنید. مثلا تشویقش کنید که به عنوان یک انسان برای ایجاد صلح در جهان تلاش کند. همین که چنین ایده‌ای در ذهن او شکل بگیرد بدون شک یک انسان موثر برای صلح پرورش پیدا خواهد کرد

با کودک خجالتی خود چگونه رفتار کنیم؟

همه ما کسانی را دور و بر خود می شناسیم که خجالتی هستند و بسیار پیش آمده که این خجالتی بودن به آن ها صدمات جبران ناپذیری زده است.  خجالتی بودن ریشه در تربیت فرزندان دارد. در این جا می خواهیم  چند نکته برای   اجتماعی کردن کودک خجالتی شما مطرح کنیم.
بیخوابی کودکان، کابوس والدین ﺑﺮﺭﺳﯽ ﻋﻠﺖ ﻭ ﺭﻭﺵ ﻫﺎﯼ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻧﺎﺧﻦ ﺟﻮﯾﺪﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ چالشهای کودکان دو زبانه فرزندان خود را وابسته بار نیاورید بهترین خوراکی ها برای بچه های بدغذا

انتخاب سردبیر

خواندنی ها

شبکه روسی برای همجنس‌گرایان بلیت یک‌طرفه هواپیما می‌خرد

یک کانال تلویزیونی مذهبی روسیه گفتهآماده است برای همجنسگرایانی که قصد مهاجرت دارند، بلیت یک‌طرفه بخرد. ویدئویی در شبکه‌های اجتماعی پخش شده که در آن تلویزیون تزارگراد از افراد همجنسگرا دعوت کرده تا برای بلیت یک طرفه هواپیما به مقصد خارج از روسیه، رقابت کنند. آندری آفاناسییو، مجری این تلویزیون، گفت: "اخیرا، کالیفرنیا که اتفاقا آزادترین ایالت آمریکا است، به گمراهان روسیه در دریافت گرین کارت پیشنهاد کمک کرده است." این شبکه تلویزیونی برای نام بردن از دگرباشان از کلمات "توهین آمیز" استفاده می‌کند. او افزوده است: "کارمندان تزارگراد از این ابتکار حمایت می‌کنند. علاوه بر این، ما آماده‌ایم تا برای هر کسی که قصد مهاجرت دائم دارد و می تواند برای تایید همجنس‌گرایی یا داشتن سایر انحرافات گواهینامه پزشکی ارائه کند، بلیت یک طرفه بخریم." "ما واقعا می خواهیم شما به آنجا بروید، جایی که می توانید به صورت آشکارا تسلیم گناهان خود شوید." این شبکه مذهبی تاکید کرده است که هدفش آزار بینندگان نیست بلکه "می‌خواهد کار نیک بکند". تزارگراد یک شبکه ماهواره‌ای است که برای ارتقای ارزش‌های ارتدوکس مسیحی تاسیس شده است. معنی اسم آن قسطنطنیه است که تا حدی نشانه دیدگاه‌های مذهبی و سیاسی آن است. این کانال مدعی است که حدود یک چهارم جمعیت روسیه مخاطبانش هستند. بنیانگذار آن، کنستانتین مالوفیف تاجر مشهوری است که از ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوی روسیه حمایت می کند. او می‌گوید دیدگاه های وی شبیه شبکه فاکس نیوز آمریکا است. تزارگراد اکثرا از کشورهای غربی به دلیل "بی‌اخلاقی" انتقاد می کند. شمار اندکی به این پیشنهاد تزارگراد علاقه نشان داده‌اند، هرچند مشخص نیست تا چه حد جدی هستند. یکی پرسیده است "به نظر می آید این بلیت برد من برای رها شدن از این کشور در حال غرق شدن است. چه مدارکی باید بدهم؟" بسیاری هم به این ویدئو با خشم پاسخ داده‌اند و گفته‌اند دیگر این شبکه را نگاه نمی‌کنند. با این وجود چند نفر هم موافق بوده اند: "من از تزارگراد حمایت می کنم. اجازه دهید همجنسگرایان به ایالات متحده آمریکا بروند. ما ارزش های خودمان را در روسیه داریم، ارزش های کلیسای ارتدکس، ارزش های الهی." تعصبات ضد همجنسگرایی در روسیه رواج دارد، جایی که رهبران سیاسی همجنس گرا بودن را نشانه ای از فساد اخلاقی می‌دانند و کشورهای دیگر را به خاطر برابری حقوق دگرباشان نکوهش می‌کنند.

بالا بالا بالاتر

ما انسان ها در جهانی سرتاسر مملو از شگفتی زندگی می کنیم. طبیعت پیرامونمان همواره به شکلی بوده که ما را عادت به دیدن چیزهای خارق العاده داده است. از همین رو، بشر از اعصار گذشته در صدد خلق سازه هایی با ابعاد منحصر به فرد و پیچیدگی های فراوان بوده است. نگاهی به سمبل های مختلف شهرهای گوناگون گواه این مدعاست. مرتفع ترین برج ساخته دست بشر آسمان خراشی ست به نام برج الخلیفه که در امارات متحده عربی قرار گرفته است و 828 متر ارتفاع دارد. این ارتفاع عجیب و غریب به مدد دلارهای کلان نفتی است که اماراتی ها خرج می کنند. اما نکته در این است که این خصلت تنها مختص عرب ها نیست و ملل گونه گون جهان برای اثبات قدرت صنعتی خود وارد مسابقه برج سازی شده و هر کشوری قصد دارد سازه ی مرتفع تری بنا کند. فعلاً که رکورد از آنِ همین برج الخلیفه ی 828 متری است. حال تصور کنید در زیر آبشاری بس بلندتر و به مراتب وسیع تر از این برج بایستید. عظمت آفرینش بی هیچ تردیدی منقلبتان خواهد کرد؛ حتی خیال این بلندا نیز وهم آلود و باشکوه است . چنان باشکوه که نمی توان در مقابلش، در مقابل این اورنگ شگفت آفرینش کرنش نکرد. آبشار انجل در جنوب شرقی ونزوئلا مرتفع ترین آبشار جهان است که در ارتفاع 979 متری از سطح زمین در میان جنگل های بکر پارک ملی کانایما در ایالت بولیوار قرار دارد. در این میان باید به نکته ای ظریف توجه داشت. حس ایستادن در کنار غول بتن و آهن و سیمان کجا و حس ایستادن کنار ساخته هوش ربا و سحر آسای خداوندگار کجا؟ ما انسان ها از ذات طبیعتیم، گرایشمان به طبیعت است و وقتی نبضمان با نبض هستی هم سو می شود روحمان به پرواز در می آید. از همین روست که حس ناب حضور در کنار آبشار انجل به مراتب بلندتر از برج الخلیفه نمی تواند اصلاً نمی تواند قیاسی معقول و منطقی باشد.
ام پی تری جمعیت در موناکو بهترین 10 شهر جهان برای زندگی از نگاه مجله اکونومیست اسرار پنهانی که گارسون شما هیچگاه به شما نخواهد گفت سردی مردان بعد از رابطه جنسی زنان کشورهای مختلف چگونه خود را زیبا می کنند؟

مطالب تصادفی

حرفه من

حرفه من: سوپروایزر خانه داری هتل

حتما زمانی که در هتل اقامت دارید این سوال برای تان پیش می آید که زمانی که مهمان ها از اتاق های شان خارج می شوند یا وقتی check out صورت می گیرد چه اتفاقی در اتاق ها صورت می گیرد.

برای مصاحبه شغلی آماده باشید

همه می دانیم که یافتن شغلی مناسب چقدر سخت است، تعداد محدود نیازهای شغلی، عدم مطابقت تحصبلات به شغل های پیشنهاد شده، سابقه کار اندک و همچنین عدم داشتن پارتی مناسب که در صورت حل این مشکل آخری دیگر نیازی به رفع و رجوع بقیه موارد ندارید. سلسله نوشته های ذیل در حقیقت به شما کمک می نماید که از کنکور مصاحبه کاری براحتی و با موفیت عبور نمائید. استرسی که برای عبور از این آخرین و بلند ترین مانع دارید میتواند شانس شما را در متقاعد ساختن مصاحبه کننده در انتخاب شما کاهش دهد هر چند که شما و کار مورد نظر واقعا بهم بیائید.اما در آغاز بررسی می نمائیم سوالاتی را که باید جواب آنرا از آغاز در آستین داشته باشید. · چرا شما به کار در صنف .. علاقمندید؟این سوال در حقیقت بسیار کلی است و بهتر است اگر جوابی برایش ندارید و باید بگوئید دنبال کار می گردم وقت خود را تلف ننمائید. بهترین جواب می تواند برگرفته از تجربه شخصی/تحصیلی شما با صنف مزبور باشد. میتوانید حتی از آینده ای که برای این صنف در نظر دارید سخن بگوئید، مثلا کمتر کسی به صنعت نفت واقعا از ته دل علاقه دارد ولی همه می دانیم صنعت نفت و انرژی تا دنیا هست باقی خواهد ماند. مصاحبه کننده احتیاج دارد علاقه شخصی یا نگرشی بلند مدت را درون شما به صنف مزبور بیابد. · چرا به کار در شرکت ما علاقمندید؟سوال آسانی بنظر می آید اما بموقع خودش میتواند کمی چالش ایجاد نماید، بهتر است قبل از انجام مصاحبه نگاهی به گذشته و فعالیتهای شرکت داشته باشید و چند نکته مثبت را که در شما انگیزه حضور یا مشارکت در فعالیتهای این شرکت ایجاد می نماید را پیدا نمایید. باز هم از کلی گویی بپرهیزید. · 5 سال بعد از این می خواهید چکاره شوید؟آیا فکرش را کرده اید؟ کمتر اتفاق می افتد کسی که دنبال کاری می گردد فکر 5 سال بعد را نیز نموده باشد. در این مورد بهتر است قبل از اینکه به مصاحبه بروید کمی فکر نمائید، صادق باشید و اگر قصد ماندن در شرکتی را برای بلند مدت ندارید بگویید. ادامه تحصیل بالاتر، امکان مدیریت بخشی از شرکت و حتی راه اندازی کسب و کار شخصی خیلی بهتر از کلمه هنوز فکری ندارم است، مصاحبه کننده با این سوال در حقیقت میزان بلند پروازی شما را می سنجد اگر نه حتی خودش نیز نمی داند 5 روز آینده بطور قطع چه خواهد نمود. · بار آخری که حقوق شما مورد باز بینی قرار گرفته است کی بوده است؟این سوال در حقیقت برای اینست که ببیند آیا در محل قبلی از کار شما رضایت داشته اند یا خیر. در این مورد بهتر است کتمانی انجام نگردد. شرکتها امروزه کم و بیش از وقایع داخل هم اطلاع دارند اگر بر سر پاداش و اضافه نمودن حقوق مشکلی داشته اید یا وضع مالی شرکت طوری نبوده که پاسخگوی نیازهای شما باشد بدون رو در وایستی بگویید. · چه نوعی از مدیریت  را بیشتر می پسندید؟آیا فرد مستقلی هستید یا نیاز دارید کسی شما را در طول مسیر راهنمائی نماید؟ مدیران بیشتر دنبال افرادی هستد که میتوانند کاری را بدون اینکه 50 بار ایمییل رد و بدل شود و 10 بار صحبت شود انجام دهند. مهم اینست که گزارش کار انجام شده را آنان برای مقامات بالاتر ببرند. · چه نکات مهمی در کارهای قبلی خود آموخته اید؟اگر در صنف خود دنبال شغل دیگری در شرکت دیگری می باشید یاد آوری چند مورد فنی خیلی هم مناسب و خوب است اما اگر از بانکداری به صنعت لبنیات میخواهید وارد شوید بهتر است نکاتی کلی از مهم بودن همکاری های بین گروهی و درون گروهی، نظم و انضباط کاری، حرکت بر اساس برنامه ریزی انجام شده و غیره را بعنوان مثال بکار گیرید. · کدام را بیشتر پسندیدیید و چرا؟بازگشت به سوال قبل، مصاحبه کننده بدنبال شناختن بیشتر شما می باشد، در این زمان شما میتوانید یکی از تجربیات خود را باز نموده و توضیحات بیشتری از تجربه خود بدهید. · چه کاری با رهبری شما انجام گرفته است؟آیا تاکنون حرکت انقلابی در محل کار قبلی انجام داده اید؟ پروژه ای که با پیشنهاد و رهبری شما آغاز و به نتیجه رسیده باشد؟ لزوما اگر محل کار نه زندگی شخصی چه؟ آیا کسی هستید که بتواند جمعی از دوستان را برای مسافرت یا کار گروهی دیگری بسیج نماید؟ · چه نقاط ضعف و چه نقاط قوتی دارید؟هیچکدام ما خدا نیستیم و ضعفهای بیشماری داریم، ولی بهتر است یک یا دو مورد آنرا که به بهروری شما در محل کار تاثیر می گذارد اشاره نمائید. عدم ایجاد ارتباط قوی با همکاران، عدم قدرت رهبری تیمی، عدم امکان کار در شرایط سخت و ساعات کاری طولانی از مواردیست که مصاحبه کننده بدنبال آن است. بهتر است از الان بداند در چه چیزهایی میتواند بروی شما حساب ویژه باز نماید و در چه چیزهایی خیر. · چه نکاتی بازگو کننده پیشرفت شخص در یک موسسه می باشد؟همه میخواهند پیشرفت نمایند ولی نوع پیشرفتیکه شما در ذهن دارید  در حقیقت شرط اساسی برای مصاحبه کننده است. جواب شما به وی توضیح میدهد که شما چه نوع راهی را برای پیشرفت در موسسه بکار خواهید بست آیا با همکاری با دیگران خود را بالا خواهید کشید یا با به زیر آوردن آنان. · آیا امکان کار در شهرستانها را دارید؟نترسید همین الان شما را به کویر تبعید نکرده اند، شاید چند ماهی یا شاید ماهی چند روز مجبور به مسافرت شوید. چه کسی از مسافرت بدش می آید؟ اگر واقعا نگرانید بهتر است قبل از جواب نه دادن شرایط تغییر مکان موقت  یا بلند مدت را بپرسید پرسیدن چیزی که شما را برای دادن پاسخ بهتر به مصاحبه کننده کمک می کند یکی از ویژگی های مثبت شما محسوب خواهد شد. · علایق شخصی شما چیست؟آیا ورزش می کنید؟ تلویزیون تماشا می نمایید یا ترجیح می دهید وقت خود را با دوستان و خانواده بگذرانید؟ کتاب می خوانید یا شال و پلیور می بافید؟ مهمانی می گیرید یا به سفر می روید؟ فکر نکنیند مهم نیست هر کدام از علایق ما بنوعی بازگو کننده شخصیت ما می باشد. · کار گروهی چقدر برای شما اهمیت دارد؟این مساله بسیار مهمی در داخل سازمان میباشد، اگر قرار بر انجام کارها بصورت شخصی بود خوب هیچوقت سازمانی بوجود نمی آمد بنابر این هیچوقت سعی نکنید اهمیت کار گروهی را کوچک جلوه دهید، اینکار شما را بزرگ نمی نماید. اگر درون تیم بودن برای شما مشکل است بهتر است شروع به یادگیری نمایید، مطمئن باشید این یک هنر اکتسابی است که با کمک و همراهی و  کمی هم تساهل  براحتی بدست می آید. در قسمت بعدی این مقاله موارد منفی را که بهتر است در مصاحبه از آنها پرهیز کنید را مطرح می نماییم.
زنان بدانند:تنها شرط استقلال اشتغال نیست کوک زندگی با سوزن خیاط کوچه های پاریس روزنامه نگاری، شغلی برای تمام فصول کیک ها را من نقاشی می کنم پاسخ به سخت ترین سوال استخدامی

پر بازدیدترین ها

سبک زندگی

چگونه شاد زیستن را بیاموزیم!

به گفته وین دایر ما در زندگی یک مأموریت داریم؛ مأموریت برای شادزیستن. از ابتدای تمدن بشر، غم و اندوه مایه توقف و انزجار و شادی و نشاط، عامل تحرک و نظم بوده است. شادزیستن، آرزوی دیرینه آدمی بوده؛ آرزویی که ریشه در خلقت و نهاد آدمی دارد و مقدمه غلبه بر تمام ناکامی هاست.انسان ها دارای هیجان های مختلفی هستند؛ از جمله اندوه، خشم، تنفر، شادی و... در میان این هیجان ها، «خشم» جزو هیجان های منفی و حالت روانی تخلیه انرژی به صورت قهرانه است، اما «شادی» جزو هیجان های مثبت تخلیه انرژی است. شادی در روان شناسی 4بعد دارد: 1) رضایت از زندگی 2) خوشی درونی داشتن 3) نداشتن افسردگی  4) نداشتن اضطراب شاد زیستن به پیش شرط هایی نیاز دارد؛ از جمله: تفکر مثبت داشتن: اولین لازمه شادی و شادزیستن، تفکر مثبت است. به گفته «ویلیام جیمز»، این اندیشه ها یمان است که زندگی مان را شاد یا غمگین می کند. وقتی تفکر انسان منفی باشد، احساس نیز منفی می شود و با تفکر و احساس منفی، عملکرد منفی از انسان سرمی زند. انسان ها با توجه به تفکرات متفاوتی که دارند، در مورد موقعیتی یکسان، تفسیر و تحلیل متفاوتی از خود ارائه می دهند. عده ای موقعیت پیش آمده را فاجعه می دانند و عده ای تنها یک موقعیت ناخوشایند. اگر به دنبال شادزیستن هستیم، باید بدانیم همان طور که هر قفلی با کلید خاص خودش باز می شود، قفل هر مشکل هم تنها با راه حل خاص خودش باز می شود. اگر نمی توانیم مشکلی را حل کنیم، شاید دچار جبر تکرار شده باشیم یعنی از راه حل های تکراری، توقع نتیجه مطلوب و دلخواهمان را داریم. فراموش کردن گذشته: امکان آنکه به گذشته برگردیم و به بازسازی و تعمیر گذشته بپردازیم، وجود ندارد. یادآوری گذشته ها فقط زخم های روانی را تحریک نموده و روح و روان را آزرده می کند و جز غم و اندوه، نتیجه ای ندارد. اگر گذشته خوبی نداشته ایم، گذشته و تجربیات گذشته را چراغ راه زندگی حال و آینده قرار دهیم تا گذشته همراه با ناکامی را به حال و آینده همراه با «شادکامی» تبدیل کنیم. طبق گفته «آنتونی رابینز» در معادله زندگی، هیچ وقت آینده برابر گذشته نیست. زندگی خود را با دیگران مقایسه نکنیم: از مقایسه زندگی خود با دیگران، دچار احساس فقر نسبی می شویم یعنی از اینکه می بینیم دیگران امکانات بهتر و روابط بهتری دارند، خودمان را سرزنش می کنیم و نداشته هایمان را با داشته های دیگران می سنجیم و دچار اساس منفی می شویم. به جای مقایسه کردن خودمان با دیگران، سعی کنیم به دنبال راه هایی باشیم که هر روز شادی را به خود و دیگران هدیه کنیم. هیچ کس مسئول شاد کردن شما نیست جز خود شما: باید بپذیریم که سختی ها و موانع در زندگی همه وجود دارد، اما زندگی مدرسه ای است که باید بیاموزیم و مشکلات هم قسمتی از برنامه درسی هستند که شاید این درس ها را دوست نداشته باشیم، اما در این درس ها هم باید نمره قبولی کسب کنیم. شادی مانند شارژر است که انرژی تخلیه شده انسان ها را شارژ می کند و انسان را به حرکت وامی دارد. انسان شاد، ذهن پویاتری دارد و انگیزه و امید به آینده در او بیشتر است. در محیط شاد، استعدادهای انسانها شکوفا می شود، ارزیابی منفی به رویدادها ندارد، دارای وجدان کار است و کمتر به رفتارهای پرخطر گرایش پیدا می کند. فرد، خانواده و جامعه سه ضلع یک مثلث هستند که هریک بر دیگری تأثیر متقابلی می گذارد. فرد شاد، خانواده شاد می سازد و خانواده های شاد، جامعه ای شاد را می سازند. در جامعه شاد تولید بیشتر صورت می گیرد، پیشرفت اقتصادی، فرهنگی و رغبت تحصیلی افراد بیشتر می شود؛ چنین جامعه ای کمتر دچار جرم، بزهکاری، طلاق و نابسامانی خانوادگی می شود.

استاد بزرگ موسیقی کلاسیک تهران را برای زندگی ترجیح می دهد

 خيلي‌ها مي‌گويند تهران،‌ شهر بي‌هويتي شده كه بايد از آن فرار كرد. بايد رفت شهرهاي كوچكتر يا بزرگتر، بايد رفت اطراف تهران يا اصلا مهاجرت كرد و در كشور ديگري ساكن شد. اما عده‌اي هستند كه هنوز اين شهر را با تمام مشكلات و سختي‌هايش دوست دارند و حاضر نيستند رهايش كنند. لوريس چكناواريان، آهنگساز و رهبر اركستر ايراني، يكي از اين افراد است. او مي‌گويد نه‌تنها حاضر نيست شهرش را عوض كند، بلكه محله‌ای را كه در آن زندگي مي‌كند هم تغيير نخواهد داد و تهران و خيابان محل سكونتش را از هر جاي ديگري بيشتر دوست دارد. با لوريس چكناواريان، در عمارت تاريخي سراي كاظمي در خيابان امامزاده يحيي حرف زديم، ساختماني زيبا كه اين آهنگساز مي‌گفت جان مي‌دهد براي برگزاري كنسرت موسيقي. آقاي چكناواريان، در سفرهايي كه به كشورهاي مختلف داشته‌ايد، پيش آمده تصميم بگيريد يكي از آن كشورها را براي زندگي انتخاب كنيد؟ نه اصلا، با اين كه به كشورهاي زيادي سفر كرده‌ام ولي همچنان ترجيح مي‌دهم در همين جا زندگي كنم. لندن و نيويورك شهرهاي جالبي هستند اما با اين حال، به زندگي در آنها فكر نمي‌كنم. من همين كشور، شهر و محله‌اي را كه در آن زندگي مي‌كنم دوست دارم. كدام محله؟ خيابان سي‌تير. من از بچگي در اين محله ساكنم. عاشق اين محله، كوچه‌ها،‌ خيابان‌ها و خانه‌هايش هستم مخصوصا به خانه قوام‌السلطنه، کلیساي ارامنه، پارک شهر و ... بسيار علاقمندم. آلودگي هوا، ترافيك و مشكلات ديگري كه پايتخت‌نشين‌ها با آن مواجهند شما را به فكر زندگي در شهر ديگري از ايران نينداخته؟ نه احساس مي‌كنم اين منطقه از تهران كه در آن زندگي مي‌كنم، هنوز شخصیت دارد و دارای هویت است. واقعا از قدم زدن دراين كوچه‌ و خيابان‌ها لذت مي‌برم و تا جايي كه بشود،‌ مسيرم را در اين كوچه‌ و خيابان‌ها پياده طي مي‌كنم. يعني هيچ‌چيز شما را از تهران دور نمي‌كند؟ تهران شهر فوق العاده‌ای است. با اين كه براي تحصيل و كار به شهرها و كشورهاي ديگر رفته‌ام اما تهران هنوز انتخاب من براي زندگي است. تنها چیزی که ممکن است باعث شود من از اين شهر فرار کنم موتورسوارها هستند. اگر بشود موتورسوارهای این شهر را کنترل كرد با بقيه مشكلات مي‌شود كنار آمد. نظرتان درباره شهرهاي ديگر ايران چيست؟ من اهل بروجردم و طبيعتا بروجرد را خیلی دوست دارم. از اصفهان هم خیلی خوشم می‌آید و جالب است كه بگويم چند هفته پیش برای اولین بار به شهر مشهد رفتم و عاشق اين شهر و مخصوصا حرم امام رضا (ع) شدم. شهر مشهد آنقدر برايم دوست‌داشتني بود که مي‌خواهم دوباره برگردم و مدتی را در آنجا بمانم. در گشت و گذارهايتان،‌ تهران قديم را با تهران جديد مقايسه مي‌كنيد؟ بله. لاله زار مرکز فرهنگ ایران بود؛ تمام سینماها آنجا بود و هنرمندان و بازیگران در آنجا تجمع می‌کردند، اما حالا چه بر سر اين خيابان آمده است؟ به نظرم لازم است سازمان ميراث فرهنگي و شهرداري از این میراث و مناطق مشابه آن نگهداری کنند. با نگهداري درست اين مناطق حتي مي‌توان به آنها كاربري مجدد داد و مخصوصا فكر مي‌كنم اجرای موسیقی زنده در بناهای تاریخی براي مخاطبان بسيار اثرگذار و جالب است. اما متاسفانه مي‌بينيم که در برخی موارد، آثار فرهنگی ارزشمند ما رو به خرابی و نابودی است. تمام باغ‌هایی که من در دوران کودکی در آنها بازی می‌کردم به خیابان‌های 6 متری تبدیل شده و نمي‌دانم اگر زلزله‌ای بیايد مردم چطور قرار است از خطر نجات پيدا كنند. نظرتان درباره برج ميلاد و برج آزادي چيست؟ برج ميلاد، برج خوب و زيبايي است. بارها براي كنسرت به برج ميلاد رفته‌ام و به نظرم امكانات خوبي دارد. سوم مرداد هم قرار است تراژدی خسرو و شیرین را در برج میلاد اجرا کنم؛ با اين حال، برج آزادی را نماد تهران مي‌دانم. آهنگي اختصاصي براي تهران ساخته‌‌ايد؟ اتفاقا چند بار ساخت آهنگ درباره تهران را سفارش داده‌اند ولی فکر می‌کنم نوشتن موسیقی درباره تهران کار بسيار سختی است. تهران الان یک شهر زنده است، شهری است که هر ثانیه در آن اتفاقات عجیبی می‌افتد، شهري است كه در هر گوشه آن همزمان اتفاقات تلخ و شيرين رخ مي‌دهد و باید اثری جامعه درباره اين شهر نوشته شود؛ اثري كه از تولد تا مرگ را در بر داشته باشد. در ساخت موسيقي، از تهران و اتفاقاتش الهام مي‌گيريد؟ بسيار. پارک‌های زیبایی هست كه در آنها مي‌توان از طبيعت و دنياي اطرافمان الهام بگيريم. برای من پارک شهر در تهران منبع الهام موسیقی است و ايده‌هاي زيادي در آنجا به ذهنم خطور كرده است. شايد یکی از دلایل مهم آن حس نوستالژی است که من نسبت به این پارک دارم و برايم يادآور روزهاي تلخ و شيرين کودکی است.
یک میلیارد جفت آل استار بایدهای یک زندگی مشترک شاد آغاز سی سال وحشتناک در ایران من ۲۶ ساله هستم و در هیچ شبکه اجتماعی حضور ندارم تاثیرات استفاده از تلفن هوشمند پیش از خواب

آداب و رسوم

عید فطر در ایران

عيد فطر يکی از دو عيد بزرگ اسلامی است که در روز اول ماه شوال آن را جشن می گیرند.مسلمانان پس از يک ماه روزه و عبادت پروردگار، چشم به راه اين روز بزرگ هستند و با برپایی آیین های خاص این روز، به اصطلاح ماه رمضان را بدرقه می کنند.

چهارشنبه‌سوری از کجا می‌آید؟

هفت کپه آتش و پریدن از روی آن با زمزمه «زردی من از تو، سرخی تو از من» را می‌توان ماندگارترین آیین چهارشنبه سوری، آخرین سه شنبه شب سال دانست که همچنان در کوچه‌پس‌کوچه‌های ایران، افغانستان، تاجیکستان، بخشی از ازبکستان و حتی قرقیزستان انجام می‌شود. مراسمی برای استقبال بهار و زنده شدن طبیعت که نمی‌توان برای آن، رسوم و تاریخچه‌ای مکتوب یافت. نخستین نشانی ثبت شده از چهارشنبه سوری اما در تاریخ بخارا، تالیف محمد بن جعفر نرشخی (۲۸۶ - ۳۴۸) آمده است که طبق آن، در زمان سامانیان به این مراسم «جشن سوری» می‌گفتند که حتی منجر به آتش‌سوزی در قصر منصور بن نوح شده بود: «...و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هرچه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آن گاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون \"شب سوری\" چنان که \"عادت قدیم\" است، آتشی عظیم افروختند. پاره ای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت.» فردوسی هم در شعرهایش به این «عادت قدیم» اشاره‌هایی داشته است: ستاره شمر گفت بهرام را که در «چهارشنبه» مزن کام را/ اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت/ یکی باغ بُد درمیان سپاه از این روی و زان روی بُد رزمگاه/ بشد \"چارشنبه\" هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد/ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی/ ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند. در کنار روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، فال‌گوش ایستادن، قاشق‌زنی و کوزه شکستن دیگر آیین‌هایی هستند که خصوصا در دهه‌های گذشته بیش از امروز به انجام می‌رسید. مردم نیت می‌کردند و پشت دیوارها فال‌گوش می‌ایستادند تا از پچ‌پچ‌هایی که می‌شنیدند نیت خود را تعبیر کنند. در همان شب، کوزه‌ها پر از آب می‌شد و از پشت بام به پایین میفتاد تا نحسی و بدی سال گذشته از میان برود. در قاشق‌زنی هم جوانان صورت‌های خود را می‌پوشاندند، به در خانه‌ها می‌رفتند و صاحب‌خانه را با صدای کوبیدن قاشق‌ها به ظرف خبر می‌کردند تا به آن‌ها شیرینی و آجیل‌های مشکل‌گشا بدهند. طبق باورهای کهن ارواح پیش از سال جدید به میان بازماندگان می‌آمدند، روی خود را می‌پوشاندند و به رسم یادگاری به عزیزان خود هدیه‌ای می‌دادند. رسمی که مشابه آن را در شب هالووین می‌بینیم. خداداد رضاخانی، تاریخ‌دان مقیم آمریکا معتقد است که رسوم چهارشنبه سوری، «تک و بی‌بدیل» نیست، هر کدام از آن‌ها را می‌توان در فرهنگ‌های دیگر هم یافت. مثل همین قاشق‌زنی در هالووین، بان فایر در انگلیس یا از روی آتش پریدن در بخش‌هایی از ترکیه. در تقویم ارامنه هم روز چهاردهم فوریه، چهل روزه شدن مسیح به عنوان «عید ترندز» نام‌گذاری شده که محور آن آتش است. غروب روز سیزدهم در حیاط‌ کلیساها و خانه‌ها آتشی روشن می‌شود و روز بعد با اجرای مراسم عبادی، این جشن به پایان می‌رسد. ارمنی‌ها از نظر قومی و زبانی به اقوام هند و اروپایی تعلق دارند و از نظر جغرافیایی، ارمنستان در منطقه‌ای واقع شده که گمان می‌رود منشا کوچ اصلی اقوام آریایی باشد. موعد چهارشنبه سوری، شش هفته پس از این جشن است. اما هیچ سندی وجود ندارد که چه زمانی، چه کسانی و بر چه اساسی تصمیم گرفتند برخی از این رسوم را در شب چهارشنبه آخر سال جمع کنند و به پایکوبی بپردازند. آقای رضاخانی تاکید دارد که اگرچه سنت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کنند اما هیچ‌وقت از بین نمی‌روند. نانوشته ماندن این آیین کهن باعث شده که روایت‌های بسیاری پیرامون آن به وجود آید؛ ربط دادن چهارشنبه سوری به زرتشت یا اسلام. اما عموم تاریخ‌دانان و پژوهش‌گران معتقدند که این آیین ارتباطی به مذهب ندارد و تاکنون سندی از چنین گمانی پیدا نشده بلکه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است. نماد آتش را به زرتشت نسبت می‌دهند و اسلام را از جهت نام‌گذاری آن مطرح می‌کنند. به این صورت که پیش از ورود اعراب به ایران، طبق تقویم زرتشت، هر ماه به سی روز تقسیم می‌شد و هر روز نامی مشخص داشت، در نتیجه هفته‌ای نداشتیم که «چهارشنبه» و مراسم «چهارشنبه سوری» به آن نسبت داده شود. به باور این گروه، قیام مختار برای خون‌خواهی از حسین بن علی، امام سوم شیعیان با برپایی آتش روی بام‌ها اتفاق افتاد. به باور رضاخانی ریشه‌های تاریخی چهارشنبه سوری به «قرن‌ها و هزاران سال پیش» برمی‌گردد که نوشتاری از آن موجود نیست: «آیین چهارشنبه سوری تمامی شاخصه‌های آیینی کهن را داراست. رسوم آن در فرهنگ مدرن شهرنشین یا قرون وسطای شهرنشین محلی از اعراب ندارد. ما نمی‌دانیم در هزاران سال پیش چه رسوم دیگری برای این مراسم وجود داشت، در نتیجه ممکن است در تاریخ از آن استفاده‌های مختلفی شده باشد. مثلا در مورد قیام مختار، ممکن است او از آتش روشن کردن استفاده کرده باشد مثل زمان جنبش سبز که مردم بدون اعتقاد به \"الله اکبر\" روی پشت‌بام‌ها فریادش می‌زدند. اما هیچ سندی مربوط به اسلامی بودن آن وجود ندارد و استفاده احتمالی مختار را هم نمی‌توان به چهارشنبه سوری ربط داد.» از سوی دیگر به گفته این تاریخ‌دان ایده هفته‌گذاری از ابتکارات «بابلی‌های باستان» بوده است، در نتیجه در دنیای قبل از اسلام هم «هفته» شناخته شده بود:‌ «در آن زمان هم برای آبیاری مزارع و گذر فصل‌ها و ارتباط آن به کشت و زار به هفته نیاز داشتند. اسامی روزهای هفته هم اگرچه جدید به نظر می‌آید ولی یونانی‌ها هم مثل ما روزهای هفته را با تلفیق عدد و کلمه می‌خوانند. اما برای این‌که در چه روزی این مراسم برگزار می‌شده، هیچ سندی نیست.» اما از یک جهت می‌توان چهارشنبه سوری را برای نگهداشتن تقویم به زرتشت ربط داد. تقویم زرتشتی ۱۲ ماه ۳۰ روزه دارد یعنی یک سال ۳۶۰ روزه. در نتیجه ۵ روز پایانی سال گمشده‌اند. به گفته رضاخانی متدیانان آیین زرتشت این ۵ روز را به مناجات و رفتن به عبادت‌گاه می‌پرداختند و خود را برای سال نو و نوروز آماده می‌کردند و برای همین «شاید تعیین چهارشنبه سوری در یکی از آخرین جشن‌های پیش از نوروز به این ۵ روز گمشده مرتبط باشد.» عبدالغنی نیک‌سیر، پژوهش‌گر افغانستانی و عضو هیات مدیره انجمن ادبی هرات نیز در این خصوص معتقد است که چهارشنبه سوری «میراثی» است از زمان «آریایی‌ها که ربطی به مذهب ندارد» و امروز به فرصتی برای شادی و گردهمایی تبدیل شده است. در افغانستان، مردم آخرین سه شنبه شب سال را در باغ «ملت» هرات جمع می‌شوند و با روشن کردن آتش این شب را تجلیل می‌کنند:‌ «اما متاسفانه به دلیل چند دهه جنگ در افغانستان، پرداختن به این رسم هم کم‌تر شده است. دغدغه مردم، جنگ است اما در کوچه‌پس‌کوچه‌ها پیش از رسیدن بهار می‌توان پایبندی به این آیین را کم و بیش مشاهده کرد.» در این میان بسیاری از علاقه‌مندان به آیین‌های کهن کوشیده‌اند تا از طرق مختلف، چنین رسمی را زنده نگه دارند. به عنوان نمونه مراسم چهارشنبه سوری در گذشته همراه با ترانه‌هایی خاص اجرا می‌شد که اسماعیل خان مهرتاش، موسیقی‌دان (۱۲۸۳ - ۱۳۵۹) ضمن بازسازی برخی از این ترانه‌ها روی آن‌ها آهنگ گذاشت و از شاعران طنزپرداز آن زمان خواست تا برای آن‌ها شعر بسرایند. این ترانه‌ها در تئاتر «باربد» لاله‌زار بین دو پرده نمایشنامه یا هنگام تغییر دکور صحنه به اجرا در می‌آمد. بعدها رادیو و تلویزیون بخشی از این ترانه‌ها را در چهارشنبه سوری پخش می‌کردند. هیچ‌ نمی‌دانیم که در تاریخ کهن، مراسم چهارشنبه سوری به چه نحو دیگری برگزار می‌شده، اما آن‌چه امروز از آن باقی‌مانده نیز با این آیین کهن متفاوت است. جنگ در برخی از کشورها مثل افغانستان، یا ممنوعیت شادی و گردهمایی در ایران، در تغییر این آیین‌ها بی‌نقش نبوده است. امروز در ایران جشن چهارشنبه سوری به مهمانی‌های خصوصی تبدیل شده که گاه شاید هیچ خبری از آتش هم در آن نباشد. یا نارنجک‌های دست‌سازی که توسط شهروندان عادی ساخته و منفجر می‌شود و موجب آسیب خوردن افراد مختلف خصوصا کودکان می‌شود. چه بسا بسیاری از کودکان و نوجوانان، امروز از سر «زردی من از تو، سرخی تو از من» هم بی‌خبرند. همان‌طور که ثمین باغچه‌بان پیش از مرگش، یک روز پیش از نوروز ۱۳۸۷، در یادداشتی نوشته بود: «… چهارشنبه سوری از یاد بچه‌های ما رفت...»    
چند راهکار مفید برای خرید عید رضایت بخش مردان شمشیر به دست کارناوال برزیل 2014 عید فطر در میان کشور های اسلامی حاجی فیروز

سفر و تفریح

بالاتر از هیجان

هیجان انگیزترین تفریحی که در زندگیتان داشته‌اید چیست، کارتینگ، بانجی‌جامپینگ، دوچرخه سواری در کوهستان، پریدن با پاراگلایدر ... ؟

اگر مارکو پولو تلفن هوشمند داشت

وقتی برای سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم، تنها بودجه مقصد نیست که باید به آن فکر کنیم. در کنار آن باید به نحوه رفتن به آن مکان (هواپیما، قطار،‌ اتوبوس، وسیله نقلیه شخصی)، محل اقامت (هتل، هاستل، متل، مسافرخانه، خانه دوست و آشنا یا غریبه)، فعالیت‌هایی که می‌خواهیم در آنجا داشته باشیم (از دیدن مکان‌های تاریخی و دیدنی تا غذا خوردن و خرید کردن) و زمان برگشت هم فکر کنیم. اما در کنار این‌ها جزییات دیگری هم هست که حتی اگر در برنامه‌ریزی اولیه به آن فکر نکنیم، اما در طول سفر به سراغمان می‌آید: کاش کمی بیشتر پول می‌دادیم اما مدت معطلی‌مان در فرودگاه‌های بین راه کمتر بود، یا فاصله بین صندلی‌های هواپیما آنقدر کم بود که تا آخر سفر زانو درد داشتیم! یا فهمیدیم که هتل ارزانی که پیدا کرده بودیم، به دلیل کیفیت پایین اتاق‌هایش یا فاصله طولانی از مرکز شهر بود که ارزان بود! شرکت‌های زیادی هستند که هدفشان بهتر شدن تجربه سفر برای ماست. در کنار شرکت‌های قدیمی‌تر-و شناخته‌شده‌تر-مثل اکسپدیا Expedia (که ارائه‌کننده خدماتی مثل فروش بلیط هواپیما، رزرو کردن هتل و وسیله نقلیه) یا هتلز دات کام hotels.com (که همانطور که از اسمش پیداست کارش پیدا کردن اتاق خالی در هتل‌هاست) و یا تریپ ادوایزرTripAdvisor (که در خصوص مکان‌های دیدنی مقصد و فعالیت‌هایی که می‌شود در آن انجام داد به ما اطلاعاتی می‌دهد) شرکت‌های نوپای زیادی هم هستند که سعی می‌کنند خدمات متفاوتی را- که ممکن است حتی ما به آن فکر هم نکرده باشیم- به ما ارائه دهند. زپ تراول Zaptravel - مجانی- همان کاری را برای شما می‌کند که قبلا آژانس‌های مسافرتی انجام می‌دادند و شما باید برایش پرداخت می‌کردید: «من می خواهم سه روز به رم بروم و اینقدر هم پول دارم!» «برای من یک جای رومانتیک پیدا کنید که نامزدم را در تابستان به آنجا ببرم.»، «هتل گرانقیمت نمی‌خواهم اما دلم می خواهد به مرکز شهر نزدیک باشد.» شما این اطلاعات را به زیپ تراول می‌دهید و آنها برای شما مناسب‌ترین مکان را -با توجه به بودجه، زمان و نوع فعالیتی که می‌خواهید انجام دهید» برایتان پیدا می‌کنند. حالا فرض کنید شما محدودیت خاصی برای زمان سفر ندارید، اما بودجه‌تان محدود است. یعنی می‌دانید که پنج میلیون تومان دارید و ده روز قرار است در ماه شهریور به چین بروید، اما برایتان تاریخ شروع و پایان سفر فرقی ندارد، وب‌سایت ادیوسو Adisio برای شما بهترین ترکیب پرواز و اقامت را با این بودجه و در بازه زمانی یک ماهه مشخص می‌کند. هرچه بازه زمانی طولانی‌تری به ادیوسو بدهید، امکان ارزان‌تر شدن سفرتان یا بالا رفتن کیفیتش بیشتر می‌شود. اگر شما زیاد با هواپیما سفر کنید، احتمالا دیگر فقط رسیدن به مقصد برایتان مهم نیست، چرا که شما زمان زیادی را در هواپیما سپری می‌کنید. شما ترجیح می‌دهید پروازتان وای‌فای داشته باشد، غذای مجانی به شما دهند، در تمام طول سفر زانوهایتان توی شکمتان جمع نشود، بتوانید توی راه تلویزیون و فیلم نگاه کنید و ...وب‌سایت روت هپی Routehappy به شما این امکان را می‌دهید که قبل از خرید بلیط، از این امکانات خط هوایی هم با خبر شوید و در واقع با علم به امکانات هواپیما، بلیط بخرید. با وجود اینترنت حالا دیگر جستجو برای یافتن مکان‌های تاریخی و دیدنی شهرها آسان شده است. اما مسئله این است که در کلان‌شهرهای امروزی مثل نیویورک، لندن، شانگهای یا رم، هر روز اتفاقات فرهنگی، هنری، ورزشی و سرگرم‌کننده زیادی می‌افتد که ممکن است شما به عنوان مسافر- که لزوما زبان آن کشور را هم نمی‌دانید- از آن باخبر نشوید. فرض کنید بعد از اینکه از رم برگشتید می‌فهمید که طی همان روزهایی که آنجا بودید، تیم فوتبال آ. ث. رم میزبان یوونتوس بوده و شما می‌توانستید به تماشای آن بروید! تریپوسو Triposo، سایتی است که- به زبان انگلیسی- شما را از وقایع و فعالیت‌های محلی با خبر می‌کند. یکی دیگر از دلایلی که ممکن است آه از نهاد ما بلند کند این است که بفهمیم اتاقی را که ما با شبی دویست دلار از ماها قبل رزرو کردیم، حالا شده شبی ۱۵۰ دلار! اگر بودجه‌مان برای سفر محدود باشد، این پنجاه دلار ممکن است خیلی برایمان مهم باشد. وب سایت تینگو Tingo به شما قول می دهد که اگر شما هتل‌تان را از طریق آنها رزرو کنید و این تفاوت قیمت اتفاق بیافتد، آنها آن پنجاه دلار را به شما بر می‌گردانند! چرا که نه؟ از آن افرادی هستید که تا چمدانتان از بخش بار بیرون بیاید، دلهره زیادی دارید و از شدت اضطراب خیس عرق می‌شوید که شاید محموله‌تان در بین راه گم شده باشد یا به دستتان نرسد؟ بگ تو گو Bag2Go یا چمدان هوشمند را شرکت هواپیماسازی ایرباس AirBus برای شما طراحی کرده است! چمدان هوشمندی که جی پی اسی در خود دارد و به شما این امکان را می‌دهد که آن را لحظه به لحظه ردیابی کنید! حالا تنها نکته‌ای که باقی می‌ماند این است که چطور با وجود همه این اپلیکشن‌ها و سایت‌ها، یادمان نرود که که از اصل سفر لذت ببریم!
چشمه های آب گرم مازندران، پزشک مهربان طبیعت روستای دیدنی " کپ" مرگ هامون ده گانه ی برترین مقاصد بهاری جهان چند توصیه برای رفتینگ