1 1 1 1 1 1 1 1 1 1

«ورود زنان به چایخانه‌ها ممنوع شد.» كمتر كسی است این خبر را نشنیده باشد، سیزدهم تیرماه  بود که فرمانده نیروی انتظامی تهران آن را اعلام کرد.

براساس تصمیم پلیس، از بیستم تیر ماه، ورود زنان به چایخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها ممنوع می شود تا بار دیگر سناریوی دیگری برای محدود کردن زنان از فعالیت های اجتماعی رقم خورد.

سردار حسین ساجدی نیا البته این توضیح را داده بود كه این اقدام در پی درخواست شهروندان و گلایه خانواده ها صورت گرفته است. بدین ترتیب در راستای طرح برخورد با ناهنجاری‌های اجتماعی ورود خانم‌ها  به چایخانه‌هایی كه در آنها قلیان عرضه می‌شود بر اساس ماده 27 قانون صنفی ممنوع می شود.

به گفته او، این طرح هم اکنون شامل سفرخانه های سنتی نمی شود اما نظارت ویژه ای بر سفره خانه ها اعمال می‌شود.

اولین بار نیست كه مسوولان دولتی به جای قانونگذاری بدون اعمال تبعیض جنسیتی، زنان را از ورود به اماكن ممنوع می‌كنند. تمام این محدودیت‌ها برای حضور زنان به عنوان جنس دوم در شرایطی رخ می‌دهد كه پیش از این در قانون مبارزه با دخانیات برخورد با قلیان‌ نیز مدنظر قرار گرفته بود اما پس از اجرای كوتاه مدت قانون در زمستان سال 86، احمدی نژاد، دستور توقف در برخورد با قهوه‌داران برای استفاده از قلیان را صادر كرد. از آن زمان دو سال گذشت تا اینكه در راستای اجرای دوباره قانون  اواخر سال 88 كمیسیون فرهنگی مجلس مصوبه ای مبنی بر جمع آوری قلیان ها تصویب كرد، اما وزارت كشور این مصوبه را به نیروی انتظامی ابلاغ نكرد. همین موضوع سبب شد تا اماكن مختلف از جمله رستوران‌های سنتی، قهوه خانه‌ها و چایخانه‌ها قانون را اجرا نكنند. البته در این میان نمی‌توان تاثیر اقتصادی در جمع آوری قلیان‌ها را انكار كرد. چرا كه چایخانه‌ها بر اساس آنچه در مجوزشان درج شده، اجازه عرضه قلیان را دارند. به هر حال پس از گذشت نزدیك به دو سال از دستور مجلس، به جای آنكه قوانین اجرا شوند و یا فرهنگسازی ویژه‌ای صورت گیرد، مسوولان پشت تریبون رفتند و این بار زنان را حذف كردند، گویی این تنها زنان هستند که از مصرف قلیان متضرر می شوند. آخرین بررسی ها نشان می دهد شیوع مصرف قلیان طی سالهای 82 تا 86 در بین پسران 13 تا 15 ساله ‌از 16 به 32 درصد و در بین دختران همین رده سنی از8/9 به 19 درصد افزایش پیدا کرده است. بنابر این گزارش،‌ مصرف قلیان طی سالهای یاد شده از 1/12 به 1/26 درصد رسیده است که افزایش مصرف سیگار را هم از 2 درصد به 3 درصد به همراه داشته است. بدین ترتیب اگر منظور کاهش مصرف دخانیات از جمله قلیان باشد، باید برخورد برابر و یکسانی نیز انجام شود.

نکته قابل توجه این است که متولی کنترل دخانیات وزارت بهداشت است، این در حالیست که با به میان آمدن پلیس، به نظر می رسد هدف دیگری در پس پرده دنبال می شود.

به هر حال ممنوعیت ورود زنان به چایخانه ها و قهوه خانه ها و به احتمال فراوان در آینده نه چندان دور، رستوان های سنتی، حکایت تلخی از تکرار تجربه های ناموفق و جنجال برانگیز گذشته است.

به ظاهر مسوولان تصمیم گیرنده به جای حل، به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند،  متاسفانه این روش چندین دهه در حال عملیاتی شدن است، بدون آنکه به پیامدهای ناشی از آن توجه داشته باشند. به طور قطع زنان اصراری برای قلیان کشیدن در این اماكن ندارند اما محدودیتی كه برای آنان در راستای اجرا نشدن قوانین، ایجاد می‌شود آزار دهنده است و زمینه محدودیت های دیگری را فراهم می‌كند.

تکرار تجربه ای تلخ برای زنان

مصداق این موضوع را در منع ورود زنان به ورزشگاه ها برای تماشای مسابقات فوتبال  می توان یافت. مسوولان تاكید می كنند كه فضای ورزشگاه برای ورود زنان مناسب نیست و تماشاگران هنگام تماشای بازی الفاظ ركیك و ... به كار می‌برند، غافل از اینكه به جای محدودیت در ورود زنان به عنوان نیمی از افراد جامعه، باید الگوهای فرهنگی و اجتماعی نادرست را تصحیح كند. به هر حال به نظر می‌رسد مشكل جای دیگر است. حضور زنان و مردان كنار یكدیگر بخش اصلی نگرانی مسوولان و تصمیم گیرندگان را تشكیل می دهد. چرا كه  در ادامه اعمال این محدودیت ها سال گذشته نیز همزمان با پخش مسابقات جام جهانی 2010 فوتبال در پردیس‌های سینمایی تهران، در نیمه نمایش بازی‌ها، ورود زنان به این سالن‌ها برای تماشای فوتبال ممنوع شد. این موضوع باعث شد تا زنان علاقه مند به فوتبال را که سرانجام توانسته بودند مسابقات را در صفحه‌ای غیر از تلویزیون تماشا كنند،  از داشتن حقی برابر با مردان ناامیدتر شوند.

 



 

دیدگاه‌ها  

0 # پریسا 1390-04-22 12:44
من هم یکی از مخالفان قلیان هستم و مطمئنم بسیار مضر است. اما اول اینکه این رفتارهای حذفی برای زنان واقعا غیر قابل تحمل است و بعد اینکه اگر واقعا نگران سلامتی هستند باید به مردان هم قلیان ندهند.خیلی متاسفم که تنها مکان تفریحی دختر پسرهای جوان این مملکت سفره خانه و تنها تفریح شان قلیانه و از اون بدتر متاسفم که بدون اینکه جایگزین بهتری ارائه بشه همین هارو هم از جوونا می گیرن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # فلانی 1390-04-22 13:22
آخه مگه چایخونه جای زناس
حتی فلسفه چایخونه رو هم نمیدونید
بعدشم قلیان برای همه غیر مجازه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پسر 1390-05-13 13:42
ببین فلانی دیگه دوره ی زن و مرد گذشت مال همست
الان یه ابله پیدا میشه به من میگه وااااااااااااای آخر زمون شده این پسره میگه زن و مرد نداره اسلام باز دوباره به خطر افتاد!!

بدبختی داریم به خدا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Iman 1390-06-03 00:58
به نقل از پریسا:
من هم یکی از مخالفان قلیان هستم و مطمئنم بسیار مضر است. اما اول اینکه این رفتارهای حذفی برای زنان واقعا غیر قابل تحمل است و بعد اینکه اگر واقعا نگران سلامتی هستند باید به مردان هم قلیان ندهند.خیلی متاسفم که تنها مکان تفریحی دختر پسرهای جوان این مملکت سفره خانه و تنها تفریح شان قلیانه و از اون بدتر متاسفم که بدون اینکه جایگزین بهتری ارائه بشه همین هارو هم از جوونا می گیرن.

agha ,khanom berin NON dararin ke kharboze abe ina mishe chi?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اعظم 1390-04-22 12:51
من بعنوان یک مادر از این تصمیم خیلی راضی هستم.ای کاش برای پسر ها هم اعمال بشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # narges 1390-04-22 12:56
از اینکه یک اقدامی با اعمال زور انجام بشه به شدت مخالفم و این کار رو جز تحریک بیشتر برای کشیدن قلیان در دختران نمی بینم. ای کاش که برای رشه کن کردن مشکلات اقداماتی درست و به جا صورت بگیرد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-7 # فلانی 1390-04-22 13:20
اولا پریسا خانوم قلیان برای همه غیر مجاز است واین رو نیروی انتظامی اعلام کرده.
دوما مگه چایخونه جای خانوماس؟؟!!
واقعا عجیبه اصلا شما فلسفه چایخونه رو نمیدونید
مگه از اون اولشم زنا میرفتن داخل چایخونه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-04-22 13:36
agha ta mogheyi ke ex o grass o crack hast chera bayad ghelyun keshid? taze kelase cokam bishtare, man ba felani movafeghtaram
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نرگس 1390-04-22 13:45
مساله قلیون کشیدن و گرس نیست مرد سالار عزیز..مساله اینه که زمانی که اجبار برای هر کاری باشه نتیجه ی معکوس میده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پریسا 1390-04-22 13:48
آقای فلانی، خانم ها حسرت رفتن به قهوه خانه ندارندولی موضوع اینه که نباید قوانین جنسیتی اعمال بشه.متوجهین؟ استادیوم و موتور سواری و شنا در سواحل و لباس اسلامی اجباری و ..... ظاهرا برای شما آقایون کافی نیست. امیدوارم اینو درک کنین که حکومتی که به "زن" احترام نمی ذاره به " انسان" ها بطور کلی هم ارزشی نمی ده.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مرضیه 1390-04-24 16:00
واقعا که!
اسارت یعنی چی اقای به اصطلاح فیلسوف!؟
یعنی همین دیگه !توی کشوری که دم از حقوق بشر میزنن ذره ذره دارن ازادی مارو می گیرن اونا به اینم راضی نمیشن!
اونا می خوان زن تبدیل کنن به یه کلفت کور و کر که صبح تا شب بشوره وبسابه پاشم از در خونه بیرون نزازه مبادا یکی ببیندش اون وقت مردا خودشون هر ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saeed 1390-04-24 16:26
من آگهی شما را در بلاگفا دیدم و از وب شما خوشم آمد شما را به پیوندهام اضافه می کنم اگر از نظر شما اشکالی دارد امر بفرمایید تا حذف کنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-04-25 10:12
خیلی ممنون سعید جان، هر پیوندی در هر جا ما رو خوشحال می کنه!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # saeed 1390-04-24 16:28
راستی آدرس وب من این است:
www.mirzaeesaeed.com
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # behzad gh 1390-04-25 02:24
من آدم تک بعدی نیستم ...
ولی به نظر من این کار درستیه ..
چون نه قهوه خونه جای خوبیه و نه آدمایی که میان اونجا ...
اگه میگین نه بهتره برین یه سری بزنین ...
البته همیشه کرم از خود درخته . دخترا برن قهوه خونه بعدم بیان بگن این پسره بهمون بد نگاه کرد ... هیزن ...مزاحم میشن ...
خوب نرین اونجا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حامدگرگ 1390-04-25 09:46
من بعنوان یک پسر با این تصمیم مخالفم و با نظرات پریساخانوم و نرگس خانوم موافقم
من امروز بطور اتفاقی این مطالبو خوندم
خوشحال میشم باهاتون مکاتبه کنم ولی من زیاد نمیام اینترنت چون ترم بعد ترم آخرمه دارم برای ارشد میخونم
برام دعا کنید
مرسی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # zorro 1390-04-25 15:06
فمینیست ها!عوضی ها!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mardsalar 1390-04-26 10:43
man baraye gorg daram doa mikhunam harcahnand ba man mokhalefe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # s. 1390-04-26 12:57
من تا حالا اصلا این که برم قهوه خونه به فکرم نرسیده بود ولی حالا که تو فکرم افتاد ممنوع هم باشه میرم چه ربطی داره به این که زنیم خیلی به نظرشون ضرر داره میتونن از ریشه برش دارن که اونم میشه تاریخ زدایی از 300 سال پیشم تو ایران قهوه خونه بود و من فکر نمیکنم که اون وقت ها ورود زنا ممنوع بود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # davi 1390-04-27 09:44
برو بابا با اون مقاله فیمینسمیت ما مردا خوشحال میشیم اگه زن ها بیان قهوه خونه آخه هم قلیون حال میده هم خوشگلا حال مضاعف.زنی که بیاد قهوه خونه او سوز......
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Xmen 1390-04-27 10:56
Zorro man matlabo khundam che rabti be femenist budan dasht ???n bishtar az hame ke ma zarar mikonim mage inke shoma tarafdare gay club kardane jamee bashin ke khob harki ye ehsasati dare dige
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیدا 1390-04-28 02:03
من نه تا حالا رفتم قهوه خونه نه میرم چون علاقه ای ندارم که برم این جورجاها اماکسی حق نداره ورود خانوم هارو به قهوه خونه ممنوع کنه سلامتی یک خانوم یا نگاهای بدی که یک مرد توی قهوه خونه بهش میندازه به خودش ربط داره نه به کس دیگه ای من با نظر مرضیه کاملا موافقم تو کشوری که دم از حقوق بشر میزنن این کارا نباید انجام بشه چون نتیجه ی معکوس میده خانومی که بخواد قلیون بکشه یا بره قهو خونه چه ممنوع باشه چه نباشه میره پس دلیلی برای ممنوع کردن وجود نداره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # حسرت 1390-04-28 12:39
آقای بهزاد
اصلا برای من رفتن یا نرفتن به قهوه خانه مهم نیست ولی از همیچین دولتی بیشتر از این نمی شه انتظار داشت
این که کرم از خود درخته 90 درصد در مورد اقایان هیزو پررو صدق می کنه که همیشه و همجا مایه ننگ هستین، شما آقایایان اینقدر عقده ای و دریده هستین که حتی اگر همه خانمها با چادر و پوشیه ظاهر شوند ، اراده ندارین که جلوی نفس کثیف خودتونو بگیرین واقعا شرم باد بر شما که هیچ وقت سیر مونی ندارین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیدا 1390-04-28 16:42
من با نظر حسرت کاملا موافقم آقا بهزاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شیدا 1390-04-28 16:47
اگه قهوه خونه جای درستی برای یک خانوم نیست به کسی ربطی نداره خانوم که میره قهوه خونه حتما فکر همه جاش. کرده که میره پس دلیلی نداره ورود خانوم ها رو به قهوه خونه ممنوع کنن
در ضمن آقا بهزاد شما آقایون باید جلوی نفستون رو بگیرید که تو قهوه خونه یا هر جای دیگه با نگاه های هرزه و کثیف به خانوم ها نگاه نکنید خانوم ها نباید واسه ی نگاهای کثیف شما تو خونه بشینن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # farnaz 1390-04-29 16:56
سلام بر دوستان
جناب آقای فلانی !!!!
من اهل قلیون نیستم قهوه خونه هم نمی رم میشه فلسفه قهوه خونه رو بگین بعد نظر بدین شاید اشتباه فکر میکنیم و نمی دونستیم!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # zahra 1390-04-31 13:40
حالا قهوه خونه رفتن خیلی فضیلت بزرگیه که از زنها گرفته شده....
برای همتون متاسفام....
بجای اینکه نگران فهم و شعورتون باشید نگران قهوه خونه رفتنتون هستید....
اگه این تبعیضه که یک عمل بیهوده و مزخرف از زندگی خانم ها حذف بشه....
من طرفدار تبعیضم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fereshte 1390-04-31 20:12
khak to sare bishoret ke hichi nemifahmi.ye ede adame nafahm mesle to karo be injaha mikeshonan.dar zemn aghaye davi v xmen baghiye aghyon dar mored khanevade shoma ham hamin ehsaso daran.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-03 12:05
خیلی جالب ودقیق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # hamed 1390-06-03 12:09
لطفا نظر من را در لادیز بخوانید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # g 1390-04-31 22:17
فکر می کردم اینجا فقط واسه زن هاست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Yeki 1390-05-05 19:50
تنها دلخوشیمون دود قلیون بود که اونو هم ازمون گرفتین:((
هوفففففففف:-<
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سهیلا رزی 1390-05-07 11:50
کاش فقط یه هفته اقایونو از یه جایی‌، حالا هر جایی‌ که میخواست باشه ممنوع میکردن تا بعضی‌هایی‌ که اینجا دارن حرف بیربط میزنن میفهمیدن ما داریم چی‌ میکشیم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ماندانا 1390-05-07 14:51
آقاي زورو احترام خودتونو حفظ كنين. فمينيست يعني چي؟ به نظر من اين حق هر انسانيه كه آزادش بذارن تا خودش درست و غلطو تشخيص بده . اگه خود شما رو هم در رابطه با كاري منع كنن، بيشتر تحريك مي شين انجامش بدين.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مروارید 1390-05-10 17:47
اگر من جای دولت محترم بودم هر کس قلیان در قهوه خانه سرو می کرد یک یک میلیون تومان برای هر عدد قلیان جریمه می کردم. وقتی پای قلیان وسط می آید پای خیلی چیزهای دیگر و نیز آدم های خاصی که با مردم دیگر تفاوت دارند به میان می آید.در ضمن حق و حقوق زنان ایران زمین قلیان کشی و ولگردی نیست. حق ما زنان امنیت اجتماعی برای کارهای درست و حسابی است. حق ما حمایت های اجتماعی است نه دود و دم و تریاک و قلیان و اکستازی.حق ما چیزی است که آن را گرفته اند و به جای آن قلیان به ما تعارف می کنند.اگر این ممنوعیت به امنیت اخلاقی و اجتماعی زنان کمک می کند هیچ اشکالی ندارد.کاش مثل زمان قیام تنباکو همه ی قلیان ها شکسته می شد. واقعا این خیلی توهین است که گفته شود فعالیت اجتماعی ایرانیان دود و دم است. من یک زن ایرانی دانشجو هستم که به فعالیت های اجتماعی خیلی علاقه دارم اما به دلیل همین ناامنی اخلاقی نمی توانم خیلی جاها بروم. محدودیت واقعی یعنی این.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # amin 1390-05-10 23:17
به نظر من محيطش خوب نيست ولذا باسه خود فرد هم از نظر پزشكي بسيار ضرر دارد بعدشم ماندانا خانم اگه يه بچه بخواد سم بخوره ما بايد بزاريم و بگيم خودش خوب و بدش رو بفهمه اگه اين طور هست واقعا متاسفم كه ما اينقدر همه چي رو زود به سياست ربطش ميديم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پسر 1390-05-13 13:55
ببین سم با قلیون فرق داره بچه هم با خانم بالای 18 سال فرق داره
باید ورود بچه به قهوه خانه ممنوع بشه نه زن بدبخت
قلیون خیلی هم چیز بدیه من هم نمیکشم و امیدوارم همه برن دنبال سعادت و علم و پیشرفت ولی اون خانمی که خواست بره قلیون بکشه رو نباید به زور جلو اش رو گرفت شرم آوره ای دولت جمهوری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سهیلا رزی 1390-05-11 11:04
حرف شما خیلیم درست آقا امین، اما اگه راجع به اینکه چرا برای آقایون مجازه و برای خانومها غیر مجازه توضیحات بیشتری مبسوط بفرمایید خیلی‌ ممنون میشم، من نه تا حالا قلیون کشیدم نه خواهم کشید ولی‌ دیگه بس این بعضی‌‌ها و ادا اتورهی برای خانومها ضرر داره بده خانومها بکشن اما آقایون خوب بکشن تا خفه شن، خانومها نرن فوتبال ببینن آقایون برن، خانومها صد تا چیز بپوشن برن بیرون تواین این گرما آقایون آستین کوتاه عیب نداره، یه کم منطقی‌ فک کنین ... البته اگه بلد بودین تا حالا میکردین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # پسر 1390-05-13 14:01
سهیلا تو و عده ی زیادی تو این پست ((گل)) گفتید
ناراحتم دلم گرفته
من پسرم ولی به خدا دلم گرفته از این ظلمی که بر خانمها تو ایران اعمال میشه و بعضی ها اون رو نه تنها ظلم نمیدونن بلکه عامل پیشرفت و کمال میدونن
متاسفام به خدا یادم که میافته دلم میگیره بدجوری هم میگیره
برای همه ی خانم ها آرزوی سلامتی دل خوشی میکنم و مطمئن باشید خدا هیچ چیزی رو بی اسخ نمیگذاره
دیر یا زود پاسخ همه ی ظلم های وارد شده و همه ی بدب ها رو به همه میده حالا ما گفتیم این رو از من به عنوان یک برادر یادگاری داشته باشید یک برادری که بسیار ارادت دارم به همه ی خانم های محترم و کلا همیشه ارادت بسیار داشتم به جنس مقدس زن.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # شبح سیاه 1390-05-15 00:53
ایا فکر نمی کنید موقه اش هستش که یه کاری کنیم.گر چه دیره اگر الان کاری نکنیم بعدش ممکنه بدتر بشه. خداوند سر نوشت هرقومی را به دست بنوشت
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهگذر 1390-05-15 11:53
اسلام=مرد سالاری
نظرتون چیه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # رهگذر 1390-05-15 12:07
باسلام سایت بسیار عالی و جذابی داری با افتخا شما رو تو وب خودم لینک کردم http://peranshahr.blogfa.com/
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # amin 2 1390-05-21 18:53
این احمقا نمی دونن که با این قانوناشون هیچ مشکلی حل نمی شه! اگه قلیون ضرر داره خوب واسه منم که پسرم ضرر داره! ریه دختر و پسر نداره که!!! اگه بیرون نتونن بکشن خوب میرن تو خونه می کشن از حرصشونم بیشتر میکشن..
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیا 1390-05-21 20:01
ای بابا این دولت ما هم دیگه شاهکاره
همه چیزو برای همه ممنوع می کنن ی روز خانوما نیان توی چای خانه ی روز تو ساحل حتی آقایون اجازه ورود به دریا رو ندارن
بعد میگن چرا همه خلاف می کنن و زیر زمینی هستن
همه چیز که از نظر اینا خلافه اگه تو خونت هم انجام بدی همین تکی هم باشی میشی زیر زمینی
خلاصه اینه دیگه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنين 1390-05-22 17:10
به هر حال هرانساني عقيده اي داره و بايد حق تصميم گيري داشته باشه وقتي حق تصميم گيريو از خانوما بگيرن يعني خانوما آدم نيستند شما بگين اين انصافه؟ تازه من كمتر خانومي ديدم كه موافق قليون باشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مسعود 1390-05-22 17:15
manam ba nazanin khanum movafegham. zamani ke ye haghi ro az kasi migiran bi ensafiye.....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-23 16:34
من با همه ی تصمیمای تبعیضانه مخالفم اما با این یکی موافقم چون قلیون واقعا ضرر داره اما کاش ورود پسرا هم ممنوع میکردن. من اگه دختر بودم خدا رو شکر میکردم چون میدونم این قانون به نفع خانوم هاست
دخترا خودشونو آماده کنن چند روز دیگه ورودتون به کافی شاپ هم ممنوع میکنن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-23 20:25
ساسان واسه یه پسر خجالت داره بگه از قلیون بدش میاد!برو دهنتو آب بکشD:
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-23 22:56
آقا یه مطلبی شماهایی که میگین خانومها موافق قلیون نیستن پس پسرا روسری سرشون میکنن میرن دربند و درکه و فرحزاد؟اولا نگاه کنین قان.نشو بعد نظر بدین.ورود زنان مجرد به قهوه خانه ممنوع است.کی گفته خانومها اجازه ندارن؟اگه با همسرش یا برادرش یا دوستش بره کسی حرفی نمیزنه.تازه همه قهوه خونه ها این قانون رو رعایت نمیکنن پس اینها فقط حرفه.اونی هم که گفت قلیونو گرس و تریاک وکوک تو یه ردیفه برات متاسفم.این همه آدما هستن وقتی با خانواده میرن تو طبیعت قلیون میکشن!یعنی همه معتادن؟قلیان تو این دوره یه چیز تفریحیه نه مواد مخدر!واسه این افراد با این طرز تفکر متاسفم.این همه تبعیض وجود داره شما چسبیدین به چیزی که رعایتم نمیشه؟بابا ایول داره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهتاب 1390-05-24 10:24
من نه قليون كشيدم نه حالااز نكشيدنش ناراحتم. ولي اين رفتارها بيشتر از اينكه حالت بازدارنده داشته باشه جنبه تحقيري داره. در حقيقت اثبات درجه دو بودن نصف جمعيت جامعه است. خلاصه اوني كه بخواد قليون بكشه يه جاي ديگه پيدا مي كنه و مي كشه. ديگه تو خونه مردم كه نمي تونن اعمال زور كنن. پس بحث سر سالامتي و اينجور حرفها نيست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # احمد 1390-05-24 10:32
manam ba mahtab khanum movafegham. kolan zour ke migan aaaay aaadam hers mikhore.salamati mohem nist barashun ke
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-26 05:13
سپهر جنبه هم خوب چیزیه یه خورده ازت تعریف کردن باید جوگیر بشی؟ آقای پسر شجاع که اینقد زرنگی و زرنگیتو با قلیون میخوای نشون بدی اگه مردونگی به قلیون کشیدنه میخوام که هیچ مردی نباشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نازنين 1390-05-27 12:03
تا جايي كه من ميدونم به جاهايي مثل قهوه خونه و ورزشگاه ميگن مكان عمومي وقتي ميگن مكان عمومي يعني ورود عموم مردم آزاد است وقتي ميگن ورود بانوان ممنوع يعني بانوان جزو عموم مردم نيستند علاوه بر اون من واقعا براي اونايي كه ميگن قليون مواد مخدر نيست متاسفم لطفا يكم مطالعه كنيد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-28 05:33
ساسان من به تعریف بقیه چی کار دارم؟باشه تو خوب.تو خفن.تو آدم.تو زورو خوبه؟جنبه شوخی نداری بگو! من نگفتم زرنگی به قلیون کشیدنه.مردونگی به آدم زندگی کردن و اذیت نکردن دیگرانه نه اینکه به آدما توهین کنی و تهمت بزنی!مطلب منم dislike میکنی یه بار بخونش بعد اون گزینرو بزن.اگه حرفم دروغه بگو دارم دروغ میگم! اگه بچه تهران باشی میفهمی منظورم از جمله قبلیم چیه!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-28 15:52
همه بحثاتون رو خوندم و نمیشه اینطور راجب این بحث نظر داد چون باید زیاد تجزیه وتحلیل شه ، در ضمن به راه حل درست فک کنید نه اینکه به هم توهین کنید توهین شخصیت آدم رو نشون میده پس در حد شخصیت خودتون رفتار کنید.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-28 22:46
یه نکته دیگه.نازنین من خودم تو دانشگاه چند تا سمینار راجع به مواد مخدر داشتم!اگه طبق نظر تو بخواد رفتار شه که سیگار خیلی بد تر از قلیونه!پس جایه این که بخوای به بیشتره افراد ننگه معتاد بودن و بزنی بهتره راجع به این قضیه تحقیق کنی!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 01:34
هر کی گفته کاملا در اشتباه سپهر ،اون دانشگاه ببین چه طور دانشگاهی بوده که اجازه داده شما سمینار داشته باشید با این طرز فکر! اگه مایلید من حاظرم راجب این مطلب باهاتون علمی بحث کنم سپهر .جای دیگه نگید این حرف رو بهتون میخندن به عنوان یه هم وطن بت گفتم خود دانی!!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-29 05:04
امین جان دانشگاه شهید بهشتی من درس میخونم.نکنه میخوای بگی دانشگاه ضایعیه؟!بله نیکوتین از دسته مواد مخدر قرار میگیره ولی در صورت استمرار.تو میدونستی رنگ دیوار یا چسب قطره ای یا بنزین جزو مواد مخدر به حساب میان؟پس با این تفاسیر هر کسی که از بو کردن این مواد خوشش بیاد معتاده!!!!!!!!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-29 05:06
این توهینتونم نشنیده میگیرم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 11:18
نه عزیزم در اشتباهی یا اطلاعات بت درست نرسیده
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 11:47
بر خلاف تصور و باور عمومی که معتقدند ضرر قلیان از سیگار وسایرمواد دخانی کمتربوده وآب قلیان جلوی مواد مضر و سمی آن را می‌ گیرد،ولی باتوجه به میزان ومدت مصرف قلیان باید اذعان نمود که ضرر و عوارض جسمی وروانی استعمال قلیان از سیگار وسایرمواددخانی نه تنها کمتر نبوده بلکه میزان ونوع عوارض آن بیشتر ومتنوع تر می باشد واین باورهای غلط درموردمصرف قلیان در جامعه وبخصوص جوانان ونوجوانان رواج داشته وباعث افزایش شیوع مصرف قلیان درجامعه گردیده آقا سپهر
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 11:50
بذارید یه آمار بدم برای اثبات کل حرفم سازمان جهانی بهداشت در روز چهارشنبه ۱۵ مارس (۲۴ اسفند۱۳۸۸) اعلام کرد قلیان‌های آبی معروف مصری (عربی یا همون معسل)، زیان بیشتری از سیگار دارند.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 11:54
حسین جزایری رئیس منطقه مدیترانه شرقی سازمان جهانی بهداشت گفته: ده‌ها سال، عقیده‌ کاذب فراگیری وجود داشته است که قلیان‌های آبی از سیگار خطر کمتری دارند. دود استنشاق‌شده از قلیان، نه تنها همه مواد سرطان‌زای دود سیگار را داراست، بلکه مونوکسیدکربن بیشتری هم دارد. به علاوه دود قلیان مجموعه‌ای از مواد سرطان‌زای دیگر هم دارد که ناشی از سوختن زغال است و خطر انتقال بیماری‌‌های عفونی مانند سل و هپاتیت از قطعه دهانی مشترک قلیان هم وجود دارد.”
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 11:58
باهر پک به سیگار ۹سی سی دود وارد ریه انسان میشود ولی باهر پک به قلیون ۴۵سی سی دود وارد ریه ها میشود
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 12:11
دكتر هاشم كازرانى متخصص قلب و عروق :مصرف قلیان هیچ تفاوتی با مصرف سیگار ندارد، بلكه علاوه بر مضرات سیگار، زیان های خاص خودش را نیز دارد.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-29 14:31
امین جان من تمام این هارو میدونم ولی بذار چیزای تجربی هم بهت بگم:آدم دود سیگار و میده داخل ریه ولی دود قلیونو نه!سیگاری ها میفهمن چی میگم!بعلاوه آدم سیگاری در روز حداقل 10 نخ میکشه ولی قلیون فوقش هفتهای 2باره!آره زغال قلیون منوکسید کربن زیادی تلید میکنه ولی افراد سیگاری که تا آخر سیگار میکشن و فیلتر هم باهاش میسوزه مواد سرطان زای زیادی و دریافت میکنن!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 17:06
من طبق سازمان جهانی بهداشت مقایسه کردم که دقیق ترینه نه احتمالات
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-29 15:38
من نگفتم ضرر نداره میگم جزو مواد مخدر به حساب نمیاد.همین!راجع به ممنوعیتشم نیلوفر جان من که گفتم دختر مجرد و راه نمیدن نه اینکه کلا ورود خانوم ها ممنوع شده!تازه بیشتر قهوه خونه ها هم رعایت نمیکنن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 16:50
به نظرم میشه رو خواهر برادریتون حساب کرد من با داداش خوب خودم سپهر جان دعوا ندارم داریم اطلاعاتمون رو ردوبدل میکنیم.آقا سپهر منم تقریبا همسنتونم مهندس mbaاز دانشگاه ملی نخبگان من کارمم با بیمارای سرطانیه البته دور از جون شما
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-29 20:52
امین جان منم کارم تو آزمایشگاهه و سرطان و یه جورایی خودم تشخیص میدم!من فقط دارم میگم قلیون جزو مواد مخدر به حساب نمیاد و کسی که استعمال میکنه معتاد خونده نمیشه.همین.اونهایی که نگران سرطان ریه هستن و از بیماری های تنفسی میترسن باید بدونن نفس کشیدن تو هوای تهران به ازای 1 ساعت معادل کشیدن 3نخ سیگاره!!!!!!!!پس فکر نکنین تو محیط سالمی داریم زندگی میکنین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-05-29 22:25
خوشحالم که میشه روت حساب کرد میشه شمارتو بهم بدی تا اگه راجب سرطان اطلاعاتی خواستم ازت بگیرم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-05-30 01:14
امین کار من بیشتر سرطان خون و رده های لنفوییدیه!من پاتولوژیست نیستم.اگه تو این زمینه دوست داری من شمارمو بدم بهت!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-05-30 01:49
توجه داشته باشین که اگه یه بار دیگه به خواهر من (نیلوفر) توهین کنین یا سر به سرش بذارین یا بهش بد بگین (هر نوع اذیتی) با من طرفین با کسی هم شوخی ندارم دیگه نبینم اذیتش کنین. همین. یا حق
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mohsen 1390-06-01 13:59
از آدماي چاپلوس نفرت داشتم و دارم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # mohsen 1390-06-01 14:05
به نظر من يه دختر اگه به دختر بودنش ارزش قاعل باشه به خودش اجازه نميده كه بره قهوه خونه بشينه قليون بكشه حالا بحث ضرر بودنش به كنار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-01 14:39
چرا محسن جان؟مگه دخترا برن قلیون بکشن اتفاقی براشون میفته؟از منزلتشون کم میشه؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-06-02 00:31
چرا نظرهای من حذف میشه؟ توهین کردم فحش دادم چیز بدی گفتم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # لـادیز 1390-06-02 12:03
ساسان عزیز،
یکی از سیاست های وبسایت ما حذف نکردن مطالب و آزادی بیان برای تمامی خوانندگان است. به شما اطمینان می دهیم که تا به امروز هیچ نظری از شما توسط مدیریت لادیز حذف نشده است. شاید در ارسال آن دچار مشکل شده اید. لادیز همیشه از نظرات همه دوستان خود استقبال می کند و به همراهی شما عزیزان مفتخر است.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-06-03 03:32
به نقل از لـادیز:
ساسان عزیز،
یکی از سیاست های وبسایت ما حذف نکردن مطالب و آزادی بیان برای تمامی خوانندگان است. به شما اطمینان می دهیم که تا به امروز هیچ نظری از شما توسط مدیریت لادیز حذف نشده است. شاید در ارسال آن دچار مشکل شده اید. لادیز همیشه از نظرات همه دوستان خود استقبال می کند و به همراهی شما عزیزان مفتخر است.

شما لطف دارین اما من مطمئنم نظرم درج شد اما حالا نیست. مطمئنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # يسنا 1390-06-02 12:36
چه خبره اينجا؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
به نظرم همش بده چه قليون چه سيگار ....
خبر جالب:
بر اساس آخرين نظر سازمان ملل ايران رتبه ي 2 مصرف مواد مخدر رو توي دنيا داره و بيشترشونم افراد زير 19 سال هستند
و تبريك به خاطر اينكه سن اعتياد به سن 13 سالگي كاهش پيدا كرده
ميبينيد چه قدر پيشرفت كرديم بازم جاي شكرش باقيه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # fafa 1390-06-02 15:28
شايد واقعا تفريح جونهاي ما جز قليون نباشه ولي يه دختر ميتونه سفره خانه هم بره به عفتش لطمه اي وارد نميشه من خودم اكثر وقتا ميخوام برم بيرون ميرم سفره خونه حالا يا با دوستهام يا با برادروخواهرم تا حالا هم نه بهم توهيني شده نه از ارزشم كم شده جا داريم تا جا ميخوايد چند جا بهتون معرفي كنم كه مناسب خانواده هاست؟ بستگي به خود ادم داره با منع كردن چه دختر چه پسر هيچي عوض نميشه.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Iman 1390-06-03 00:53
baba ina mishe chi berin non dararin ke kharboze abe
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 01:22
افرین محسن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # Hamed 1390-06-03 11:59
زهرا خانوم من بانظر شماموافقم . به شما میگن یه خانوم خوب؟
من از طرزفکرشما خوشم آمد میتونم باشماآشنابشم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 12:18
من کلا با قهوه خونه مخالفم چون بیشترشون محیط خیلی نامناسبی دارن ولی بعضی از قهوه خونه ها هستن که محیط کاملا خانوادگی داره اگر خانوم یا دختری هم با شوهر یا خانوادش بره قهوه خونه فکر نکنم مشکلی پیش بیاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیر علی 1390-06-03 12:32
kiana jonam hamed az zahra darkhast dosti kard manam mikham ba shoma dost sham payei?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 12:46
به به چه شود ..........
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیر علی 1390-06-03 12:53
chera azizam?
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ... 1390-06-03 13:03
خانم ها حالا فهمیدین چرا بعضیا کاسه داغتر از آش میشن....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 13:12
آقا امیر علی اشتبا اومدی کیانا خانوم ایرانیه و کسی که ایرانی صفت هستش به امسال شما اهمیت نمیدن در ضمن حامد شاید منظورش اون چیزی نیست که شما گفتید ،امیر علی اون کسی که شما دنبال میگردی هرزه هستش ولی کیانا معلومه با خانوادس ،... نمیشه با یه آدم نما راجب همه آدما قضاوت کرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 13:19
مرسی امین ولی من امیرعلی رو به عنوان 1برادر دوست دارم چون ایرانیه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 13:27
ولی کیانا دوس داشتنم لیاقت میخاد ایرانی زاده شدن مهم نیست مم اینه که خوی مردانگی ایرانی داشته باشه کیانا جان هر گلی بوی ایران رو نمیده ، باز هم خود دانی خانوم منم به عنوان یه برادر بت گفتم خود دانی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیر علی 1390-06-03 13:29
merci kiana jonam ke zayash kardi
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 13:57
فک نکنم کیانا چنین قصدی داشته آقا امیر علی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 13:57
امیرعلی خان من کسی رو نخواستم ضایع کنم در ضمن شما هم برو با اهلش امین پسره عاقلیه در موردش اینطوری قضاوت نکن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 13:59
ممنون کیانا جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 14:00
حقیقته لازم به تشکر نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امیر علی 1390-06-03 14:03
kiana malome asheghe amin shodi ha mobarake
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 14:08
نخیر سو تفاهم نشه خوده امین میدونه لازم به توضیح و توجیه واسه ادمای منفی نگر مثل شما لازم نیست
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 14:14
اولا آقا امیر علی کیانا مث خواهره منه ولی اگه هم چیزی باشه هم به شما فک نکنم ارتباط داشته باشه آره من کیانا رو دوس دارم ولی مث یه خواهر عزیز
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 14:19
نظره لطفته امین جان داداشیه گلم من که برادر ندارم تو داداشم باش
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 14:25
در خدمتم عزیزم جالب اینجاس منم خواهری ندارم ولی حالا دارم و از این خیلی خوشحالم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 14:27
مرسی ایشالا لایقه خواهریت باشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 14:33
ایمیلتو میدی کیانا جان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-03 14:42
سو تفاهم نشه آبجی خانوم اگه دوس نداری بیخیال
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-03 21:37
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-04 00:21
چرا بهم اعتماد کردی کیانا
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-04 04:38
چی بگم واالله فکر کردم باهمه فرق داری درضمن منظوره بدی هم نداری اما اشتباه گرفتم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-04 04:40
خودمونیما چقدر ساده ام من ........................
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-04 11:31
همین که اعتماد کردی بهم به عنوان داداش منم داداشت میشم و این واقعا واسم مهمه به روح داداشم قسم . آبجی در ضمن داداشت نامزدم داره والانم کنارم نشسته خوشحاله که هنوز یه دل پاک که هنوز راجب همه با پاکی فک میکنه وجود درسته کارت اشتبا بود ولی خیلی خوبه اینقدر صاف و ساده رفتار میکنی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-04 11:35
آبجی دیگه به کسی اعتماد نکن چون همه مث خودت پاک تینت نیستن از مدیریت سایت خاهش میکنم ایمیل کیانا رو پاک کنه ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-04 17:06
نظره لطفته اما من سنم واسه درکه این کارت خیلی کمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-04 19:58
مگه چند سالته آبجی خانوم؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-05 22:40
دوستای عزیزم دیروز یه مشکل بزرگ واسم پیش اومده واسم دعا کنید در ضمن دنیا ارزشی نداره بیاید به عشق هم احترام بذاریم و خودمون رو توو دریای عشق هم غرق کنیم دیگه دنبال بهونه ها واسه دوری دلهامون نگردیم بیاید نفسامون واسه عشقمون بیاد و بره ،و نبض قلبمون با صدای پا ،نوای دلنشین صداش و برا نوایه نفسه، نفس زندگیمون بزنه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-05 23:43
داداشی من واست دعا کردم ایشالا مشکلت حل شه در ضمن من 15 سالمه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-06 15:43
مرسی آبجی خوبم. آخی چقدر کم سنی بت نمیاد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-06 19:53
اره خیلی کوچیکم داداشی ...!!!!میخوام ازت خداحافظی کنم اگه 1روزی دلت برام تنگ شد حتما بیا چت روم واسه دردو دل به 1ادمه منطقی نیاز دارم البته اگه یکی از دوستان دیگه هم دلش تنگ شد حتما بیاد قدمش رو چشم !خداحافظت داداشیه گلم ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سعید 1390-06-07 03:38
حالا کیانا خانوم قهر نکن بیا و به خاطره ما نرو ...باشه ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 13:10
کیانا جونم نرو تک داداشتو تنها میذاری عزیزم آبجی کوچیکه برگرد
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # مهرناز 1390-06-07 14:18
کیانا، عزیزم. قهر نکن دیگه. ما تازه همو پیدا کردیم. حیف نیست؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-07 22:10
سعید امین و مهرناز عزیزم واقعا مرسی ... اره راست میگید حیفه تازه دوستای گلی مثله شما پیدا کردم خودمم راضی نیستم برم اما واسه نظر دادن سنم خیلی کمه و هنوز وارد جامعه نشدم و واقعیتها رو به چشم ندیدم !!احساس میکنم حرفامو هیچ کس قبول نمیکنه !!(به خاطر سن کمم)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 22:20
آبجی خانوم بودنت خودش میشه واست تجربه نری ها دلگیر میشم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-07 22:31
چشم امین عزیزم ...میشه بگی اون حرفات بیشتر از یه شوخی نبوده ؟؟تو رو خدا راست بگو من دارم سکته میکنما ...قلبم باتری داره !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 22:35
بیخیال عزیزم هر آدمی یه روز میاد ومیره الحمدلله جز من داداش ها و خاهرای دیگه هستند بیشتر کیانا از این میسوزم که بدون آرزوهام دارم میرم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 22:40
معذرت میخام دوستای عزیزم سیستمم مسه خودم ویروسی شده !توو این سایت جز این قسمت قسمتای دیگه ای بالا نمیاد جوابتون روتو این قسمت میدم.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 22:46
ممنونم از ابراز محبتتون از خدا میخام به آرزو هاتون برسید سید نیلوفر صبا اشک مهتاب وتمام دوستای عزیزی که تازه خواهر برادرایی مث شما پیدا کردم وکیانای عزیزم دوستون دارم و این محبتتون رو روی سنگ محبت دلم مینگارم و با یه بوسه به این سنگ توو خاطرم حفظ میکنم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-07 22:47
وای امین جونم تو رو خدا اینارو نگو ایشالا همه چی درست میشه تو انقدر خوبی که همه بچه های این سایت عاشقت شدن ...امید داشته باش عزیزم من که به شخصه هروقت مشکلی داشتم با امیدی که به خدا داشتم همه چی درست شده با این که من بنده بد و ناشکر خدا هستم اما چون بهش ایمان داشتم بهم کمک کرده ...تو هم امیدتو از دست نده داداشه گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 22:52
همین طوره عزیزم خدا خیلی خوبه این ما آدماییم که قدرش رو نمیدونیم من به خدا توکل میکنم و از خودش درمان رو میخام چون درد رو بم داده درمانشم یا راهشو بم میده.کیانا ونیلوفر خواهرای عزیزم یه خاطره واستون بگم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-07 22:56
من که سرا پا گوشم ...امین خییییییییییییییییییلی دوست دارم باور کن !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 23:53
منم همین طور عزیزم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 23:05
سالای گذشته رفتم مسابقات روسیه (زمانی بود که مخترع ها ،خبرنگارا وسیاستمدارای ایران رو میگرفتن تو کشورایه دیگه)اونوقت از برگشتمم مطمعن نبودم وقتی خاستم برم مادرم بم گفت امین جان من فقط تورو دارم اگه بر نگردی میمیرم رفتم و برگشتم مادرم گفت شبی که رفتی داداشت امده خابم و بم گفته امین تو این سفر نمیمیره ولی خیلی تنها میمیره(داداشم شهید شده والان تک فرزند به حساب میام) فک کنم الان اون موقع نباشه چون شما ها باهامید
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-07 23:11
امیییییین خیییلی ناراحتم کردی داداشه بد ...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-07 23:50
کیانا جونم آبجی ناراحت نشو بخاطر شما دوتا ونامزد عزیزم هم که شده خوب میشم االان کنارمه میگه دوستون داره.نیلوفر جون آبجی خودم بت + میدم هر چند خودت منشا + هستی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-08 00:32
thanks ...منم نامزدتو دوست دارم !بهش حسودیم میشه چون تو رو داره خوش به حالت نامزدش !قدرشو بدون ...در ضمن من خواهرشوهرتم نبینم هیچ وقت امینو اذیت کنیا وگرنه میشم خواهرشوهر بده من حسابی پشته امینم !!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-08 00:58
bashe azizam havasho daram amin vjodame tanha kesiye ke inghad to eshgh didam sabet ghadame rasti kiyana man 2 sal az to bozorgtaram man va amin az kochiki ashghe ham shodim
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-08 01:02
کیانا جونم تو خیلی خوبی سما بهم گفت چقدر روت حساسه گفتم بایدم باشه مثلا تک داداششم ها!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-08 01:20
نیلوفر حرفات بم دلگرمی میده ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # سپهر 1390-06-08 01:42
امین جان قصد بی ادبی ندارم ولی اگه دوست داشتی بگو سرطان چی داری و در چه مرحله ای و کدوم شهر زندگی میکنی تا اگه تونستم راهنمایی لازم و بکنم البته اگه منو قابل بدونی!اگرم دوست نداشتی تو سایت بگی میتونم ID خودمو بدم که برام میل کنی.انصافا میگم من تورو داداشه واقعی خودم میدونم
از ته قلبم آرزو میکنم سلامتیتو کامل بدست بیاری
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # بهداد 1390-06-08 01:43
فضای ورزشگاه برای ورود زنان مناسب نیست و تماشاگران هنگام تماشای بازی الفاظ ركیك و ... به كار می‌برند، تماشاگران می دانند که در ورزشگاه زنی نیست،مردا کنار همدیگه که هستن ممکنه بعضی رفتارها رو انتخاب کنن که ناشی از نبودن زناستو ولی با بودن زنا این کارا رو نمیکنند،تمام مشکلات از محدودیتهای اجباریه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-08 02:44
امین شاید فکر کنی حرفام شعاره شاید بگی خودت اگر یه درد کوچولو داشته باشی زمینو زمانو به هم میدوزی شایداگرمنم یه روزی به مشکل تو دچار بشم به خدا شکوه کنم اما شاید زبون من وسیله ای که خدا پیغامش را بهت برسونه.....میخواسم بگم خدا خیلی دوست داره((هرکه دراین بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند))...امیدوارم قلب پاکت را همه ی پسرای جامعه داشته باشن....راستی واکنش نامزدت چیه امیدوارم خودشو نبازه ومث یه کوه پشتت باشه ...عذر میخوام اینو میپرسم شما شیمیایی جنگ هستید؟؟؟...حرفای شما ونیلوفر وکیانا وسپهر ادما به صفای عشق به همنوع؛عشق به دوست میبره
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-08 04:09
مرسی سما جونم ...ااااخی چقدر این سما دوست داشتنیه ایشالا خوشبخت بشید ...داداشی معلومه خیلی دوستش داریا !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-08 04:10
ااااخ من انقدر اشک مهتاب رو دوست دارم از اون اولم ازش خوشم اومد ...دوست دارم اشک مهتاب !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # ساسان 1390-06-08 05:32
بدو دل تازه بدو دله دل! دل میدم قلوه میگیرم. بدو دل تازه :)
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-08 05:44
سلام ساسان جون بالاخره اومدی ؟خدا رو شکر که مشکلت حل شد ...مگه بده ماها انقدر همدیگرو دوست داریم ؟!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-08 06:37
کیانا جونم من شایسته ی اینهمه لطف شما نیستم.راستی تا اونجایی که یادمه یه جا نوشته بودی که من سنم کمتر از اینه که بخوام بیام تو سایت ونظر بدماما باید بگم که اینطور نیست مهم اینه که ادم درک لازمو داشته باشه سن وسال مطرح نیست درسته ادم هرچی بزرگتر باشه با تجربه تره اما درک وفهم ربطی به سن وسال ندارهi love you
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-08 06:42
اقا ساسان وسط لادیز وجیگرکی باز کردن؟؟؟؟ ...راستی امیدوارم مشکلتون حل بشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-08 13:27
دلینگ... دلینگ...
صدای زنگ کاروان می اید.حال وهوای سفر در فضا سیال است.عده ای از مسافران بارشان رابسته اند وهمراه قافله رمضان سبک بالانه عزم کوچ از برهوت دنیا را دارند.
واماعده ای دیگربروی زمین خشک شوره زار ؛ زیر افتاب سوزان غفلت نشسته اند...گویا پایشان به این ماسه های داغ چسبیده ودلهایشان به دنیا میخ شده ودستهای اسیره زنجیر هوا وهوسشان در تقلای آزادی
چهره ی کاروانیان در اغوش لبخندی عاشقانه غرق شده واما یأس وحسرت برصورت جاماندگان چنگ انداخته. کاروان عشاق در حال دور شدن است و نوای دلارام زنگش در حضور تلخ سکوت محو میشود...ناگهان یکی از دلمردگان در حالی که دستهایش را بلند کرده وبا چهره ی خسته نگاه محزونش را به صورت نیلی آسمان دوخته فریادی دردناک سرمیدهد:
خدایا!!!!!!جرا دلم رمضانی نشد ......براستی چرااااا؟؟؟؟؟
...عیدسعیدفطر را به نیلوفرجان ؛کیانای عزیز؛اقا امین؛اقا ساسان ؛اقاسید؛اقاسپهروتمام دوستان خوبم در این سایت تبریک عرض میکنم...
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-08 20:45
عید تو هم مبارک عزیزم ...تو که انقدر توی نوشتن متنهای پراحساسو تاثیر گزار مهارت داری چرا واسه لادیز مطلب نمیفرستی ؟ به همه بچه های لادیز عیدو تبریک میگم ...خودمونیما چقدر امسال ماه رمضان زود گذشت !
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ghazal 1390-06-08 22:51
eido be hame bacheha sait tabrik migam ishala in akharan mah ramezan vase ma nabude bashe. man k asheghe ramezanam. mahtab jooon eide toam mobarak
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # کیانا 1390-06-09 03:17
ایشالا ...!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # امین 1390-06-13 18:41
کیانا کجای آبجی نیستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # اشک مهتاب 1390-06-13 10:13
نیلوفرجون نتیجه انتخاب رشتت چی شد ؟؟؟منوبیخبر نذار
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # آرمین 1390-06-14 20:57
دوستان عزیز سایت لادیز ، برید در مقاله " گلشیفته بر فرش قرمز جشنواره ونیز "و به گزوه طرفداران سایت لادیز بپیوندید و LIKE یگذارید مانند نمونه زیر :
اسم خودتون + کلمه LIKE
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
0 # نارسيس 1390-06-15 17:31
اميدوارم رفتن به اينطور اماكن براي آقايان هم ممنوع شود باوركنيداستعمال قليان در شان ما ايراني ها نيست!!!!!و اوج بي فرهنگيست.
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-18 22:17
سلام بچه ها ...
ببخشید چند وقت نبودم
عموم و خانوادش تازه از هلنند اومده بودن و مهمون ما بودن,دختر عموم که فقط 5سالش بود از پله ها افتاد و متاسفانه دچار مرگ مغزی شد ...
واسش دعا کنید چون زن عموم اجازه نمیده دستگاه ها رو قطع کن,نمیدونه اون دیگه برنمیگرده ...
دعا کنید خدا بهش صبر بده,ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-06-19 02:04
کیانا جان واقعا متاسفم.خدا به خانوادت صبر بده مخصوصا زن عموت و خود عموت!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-19 02:25
ممنون نیلوفرجون که انقدر بامحبتی ...واقعا ممنون
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # اشک مهتاب 1390-06-19 18:53
کیانا جان عزیزم واقعا متاسفم امیدوارم هم شما هم والدینش صبور باشن چون برای نزدیکانش خیلی سخته که نبود اونو بپذیرند منو تو غم خودت شریک بدون گلم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-19 03:06
تو لطف داری سپهرجان
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # سپهر 1390-06-19 04:49
بازم میگم تسلیت میگم بهت.خدا بهشون صبر بده همین
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # sahar 1390-06-19 19:51
vaghan chera faghat barayekhnooma mamnu kardan pas aghayoon chi?!!!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-19 23:30
من از همین صمیمی بودن سایت میام اینجا واقعا ممنونم از محبت همتون (سپهر,نیلوفر و اشک مهتاب عزیز)
من بهتون خیلی وابسته شدم اما متاسفانه مدرسه ها داره شروع میشه !!منم کمتر میتونم بیام اون موقع دلم واستون یه ذره میشه
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # amin 1390-06-29 21:35
کیانا آبجی اگه من بگم میتونم برگردونمش چی؟ اینطور هم بعضی از بچه ها ثابت میشه ایران کسایی داره که میتونن
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # کیانا 1390-06-30 03:17
امین جان اگه تو کما بود میگفتیم شاید بشه اما اون مرگ مغزی شده الانم کار از کار گذشته
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # amin 1390-06-30 11:21
باشه هم میشه برگردوندش .
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # ... 1390-07-07 19:14
michael rast mige
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ugd 1390-07-14 12:49
"ورود زنان به چایخانه‌ها و قهوه‌خانه‌ها ممنوع می شود تا بار دیگر سناریوی دیگری برای محدود کردن زنان از فعالیت های اجتماعی رقم خورد."
معنای فعالیت اجتماعی رو هم فهمیدیم!
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
-1 # فرزام 1390-08-10 14:57
اينم شد وضع؟ديگه با زيدم نميشه برم كافه....
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+3 # sama 1390-08-15 18:32
چرا منی که روسری دارم با توی که روسری نداری باید فرق کنیم ،اگه خدا تو قران گفته ما زنا باید چادر بزاریم به شما مردها هم گفته باید ابا بپوشین مگه شما این کارو می کنین که ما زنا انجام بدیم قلیون اگه بد هستش برای هر آدمی بد چه زن و چه مرد ، من قلیونو تایید نمی کنم اما اینجوری فرق گذاشتن و دوست ندارم ، زنا باید مثل مردها در همه جای اجتماع حضور داشته باشند، چرا فرق ... ؟
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+2 # sama 1390-08-15 18:39
سلام کیانا جان من بهت تسلیت میگم امیدوارم خدا به خودت و خانواده عموت صبر بده ،هیچی نمیشه برای این داغ بزرگ گفت فقط می تونم بگم متاسفم
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن
+1 # ابوالفضل 1391-06-07 19:00
سلام بچه ها.واقعا واسم جالبه تا حالا این صمیمیت ومهربونیو ندیده بودم دمتون گرم امین کیانا اشک مهتاب..کیانا منم واسش دعا میکنم اون هنوز پاکو معصومه.یاعلی
پاسخ دادن | پاسخ به نقل قول | نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی جدید تصویر امنیتی

  • نسوز و بساز، عکس بذار و ببر!
    نسوز و بساز، عکس بذار و ببر! اتو یکی از آن دست وسایلی است که تقریبا همه ما با آن همیشه سر و کار داشته‌ایم. ممکن است در این میان خاطرات تلخی را هم با سوزاندن لباس محبوب‌مان در زیر این دستگاه‌های داغ تجربه کرده باشیم، تجربه‌ای که این روزها و به واسطه فناوری‌هایی چون OptimalTemp کمپانی فیلیپس، به دست فراموشی سپرده شده است. حال به همین خاطر قصد داریم تا یک مسابقه جذاب که با همکاری فیلیپس و شکوفا الکتریک، نماینده رسمی این شرکت در ایران برگزار می‌شود را در اینجا برای شما شرح دهیم تا شاید یکی از برندگان خوش شانس این رقابت جالب شوید.
    ادامه مطلب...

دلنوشته ها

ساعت بی عقربه

یکی از سخت ترین کارها در دنیا پاک کردن اسامی دوستان از فون بوک موبایل است. اوایل یکی دو نفر بیشتر نبودند. حالا بیشتر و بیشتر می شوند. دوستان مان از جغرافیای ما خارج می شوند و معلوم نیست دوباره کی و کجا همدیگر راببینیم.

بی زحمت مرا اهلی کن

اگر کمی درهای دل و قلب مان را روی آدم ها باز کنیم اتفاقات غیر قابل پیش بینی جالبی می افتد که زندگی را شیرین می کند.
دلم می خواهدت.. این مردهای غمگین نازنین ! ...آنچنانکه تو هستی برای رفع دلتنگی هایت وقت بگذار رازهای کوچک از دنیای بزرگ زنان

انتخاب سردبیر

اقتصاد زنانه

بانوی صندوق بین المللی پول

کریستین لاگارد 55 ساله، متولد کشور فرانسه است. او از جمله بانوان موفق درعرصه اقتصاد جهانی است که بعد از انتخاب وی به عنوان رئیس صندوق بین المللی پول بعد از 67 سال بعنوان تنها زن رئیس این صندوق انتخاب شده است.

مادر خرج سخت​تر از هر مادری

مهر ولخرجی بر پیشانی خانم​ها خورده و با هیچ قسم و آیه​ای پاک نمی​شود ولی همه تقصیرها به مخارج بی حد و حساب خانه برمی​گردد؛ به این واقعیت که هر چه خرید می کنی، باز چیزی کم است و پایانی برای خرید متصور نیست. در این مرحله است که ذات مدیر و مدبر خانم​ها می تواند نجات بخش خانواده باشد؛ کافی است کمر همت ببندند تا مدیریت اقتصادی خانواده را برعهده بگیرند این کار با چند تدبیر ساده امکانپذیر است : 1- توصیه اول تکراری است و حتما تمام اطرافیان از پدر و مادر تا دوستان یک بار به شما توصیه کرده​اند که تمام مخارج خانه را یادداشت کنید. کار سختی است ولی چاره​ای نیست. اولین قدم برای هر مدیریتی، اطلاع از وضعیت حاضر و میزان مخارج خانه است. هر خریدی را یاداشت کنید، از خرید مواد غذایی تا هدایایی که برای اطرافیانتان خریداری می​کنید، قبوض، اجاره، شارژ ساختمان و...( سعی کنید چیزی از قلم نیفتد). این کار را برای یک ماه انجام دهید و در پایان تمام هزینه​های انجام شده را جمع کنید. 2- در مرحله دوم نوبت به بخش شیرین ماجرا می​رسد. تمام دریافتی خانواده را در طول یک ماه یادداشت کنید. حواستان به مبالغ کوچک هم باشد مثلا سودی که روزانه به سپرده شما تعلق می​گیرد. حالا شما دو عدد دارید که امیدوارم فاصله نجومی از هم نداشته باشد. 3-  هزینه​ها را از درآمد خانواده کم کنید. اگر عدد شما مثبت بود، وضعیت خوبی دارید اما عدد شما منفی شد باید یک بازنگری جدی در هزینه​های خانواده بکنید چون شاید الان به چشم نیاید ولی دیر یا زود دچار مشکلات مالی جدی می​شوید. 4- برای بازنگری در دخل و خرج خانه باید به لیست اولیه برگردید. کاغذ دیگری کنار دست​تان بگذارید، دو ستون با عنوان «خواسته​ها »و «نیازمندی​ها» بکشید و با حوصله و دقت لیست اولیه را مرور کنید. کلیه خریدهایی که در یک ماه انجام دادید، در لیست دوم وارد کنید و به تشخیص خودتان در لیست نیازمندی یا خواسته ها بنویسید. در پایان لیست نیازمندی​ها مبلغی برای پس انداز هم اضافه کنید. یادتان باشد که پس انداز در شمار نیازهاست نه خواسته ها. 5- در ماه دوم سعی کنید، مخارج خانه به نیازمندی ها محدود شود ولی یاداشت کلیه هزینه​ها فراموشتان نشود. اگر به طور جدی خودتان را کنترل کنید، در پایان ماه دوم حاصل منهای شما مثبت می​شود ولی کسی از شما توقع ندارد که یک ماهه حسابدار حرفه​ای شوید و شاید بهتراست، این روش را در چند ماه تمرین کنید. 6- مهم​ترین نکته این روش​ و تهیه لیست نیازمندی​ها و خواسته​ها این است که شمامی​فهمید باید در کدام بخش از خریدهای خودتان صرفه جویی کنید. اگر در تهیه لیست دوم دچار مشکل شدید و نتوانستید بین خواسته​ها و نیازمندی​هایتان تفکیک ایجاد کنید، از شخصی که به خوبی شما و عادت​های خانواده​تان را می​شناسد مثل خواهر یا دوست کمک بگیرید البته بهترین توصیه این است که این کار را در کنار همسرتان و در مشورت با او انجام دهید. این کار به همسر شما کمک می​کند، درک واقعی  درستی از هزینه​های خانه داشته باشد.
از پس اندازتان مراقبت کنید کنترل خرید در فروشگاه‌های بزرگ آیا زنان خانه دار بیمه میشوند؟ 1 درصد بسیار پولدار دنیا کیفی پر از مدرسه

مطالب تصادفی

گزارش روز

ممنوع شدن فعالیت سیرکهای حیوانی در 10 استان

  با پیوستن ٧ استان دیگر به کمپین «سیرک نه»، تعداد استان‌هایی که فعالیت سیرک حیوانات در آنها ممنوع شد به ١٠ استان رسید. پس از خراسان‌رضوی، قم و گلستان، استان‌های خراسان‌شمالی، خراسان‌جنوبی، کهگیلویه‌وبویراحمد، کرمانشاه، آذربایجان‌شرقی، اصفهان و کرمان هم فعالیت سیرک‌ها را ممنوع کردند و به این ترتیب روی نقشه، نیمی از ایران سبز شده است. استان‌ها یکی پس از دیگری به کمپین «سیرک نه» می‌پیوندند و برپایی سیرک حیوانات را ممنوع اعلام می‌کنند. به گفته شهرام امیری‌شریفی، مدیر دیده‌بان حقوق حیوانات، پس از پیوستن این ١٠ استان به کمپین سیرک نه در روزهای آینده ٩ استان کشور هم به این کمپین خواهند پیوست. او با اشاره به این‌که در روزهای گذشته، خبر پیوستن این ٧ استان به‌دست ما رسیده بود، به «شهروند» گفت: «با توجه به سفر رئیس سازمان محیط‌زیست به خراسان‌شمالی این روز برای اعلام نام استان‌هایی که به این کمپین پیوسته‌اند، انتخاب شد.» امیری‌شریفی، با اشاره به این‌که در برخی استان‌ها، سیرک‌ها پیش از پیوستن استان به کمپین مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، از پیوستن مشروط این استان‌ها به کمپین خبر می‌دهد و افزود: «سیرک‌هایی که پیش از پیوستن ٣ استان کشور به کمپین «سیرک نه» از این استان‌ها مجوز فعالیت دریافت کرده بودند، مجاز خواهند بود تا پایان امسال فعالیت داشته باشند، البته تلاش می‌کنیم زمان فعالیت آنها را کاهش دهیم.» دیروز همزمان با پیوستن استان‌های جدید به کمپین «سیرک نه»، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان، طی نامه‌ای رسمی به سازمان محیط‌زیست از ممنوعیت برپایی سیرک حیوانات در این استان خبر داد.سعید یوسف‌پور، معاون پایش و نظارت محیط‌زیست استان اصفهان به معاونت محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست در تهران نامه‌ای نوشت و اعلام کرد: «اداره حفاظت محیط‌زیست اصفهان بنابر رسالتی که برای جلوگیری از آزار و اذیت حیوانات دارد و با توجه به این‌که انجام نمایش توسط حیات‌وحش در سیرک‌ها مستلزم انواع آزار از قبیل جداسازی از طبیعت، تنبیه بدنی، تحمل گرسنگی و اسارت و شرطی کردن آنهاست که اخلاقا و شرعا ناپسند است، از این پس مانع برپایی سیرک حیوانات در این استان خواهد شد.» او درخصوص این نامه به مهر گفت: «طی نامه‌ای که امروز توسط مدیرکل اداره حفاظت محیط‌زیست استان اصفهان برای معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست ارسال شد، سیرک حیوانات در این استان را رسما ممنوع اعلام کرد. استان اصفهان، خوشامدگوی سیرک‌هایی با برنامه‌های سرگرم‌کننده، ورزشی و مهیج بدون استفاده از حیوانات خواهد بود و از اجرای این‌گونه برنامه‌های انسانی و اخلاقی استقبال می‌کند.» معاون پایش و نظارت محیط‌زیست اصفهان از استان‌های سراسر کشور دعوت کرد تا با پیوستن به موج ممنوعیت سیرک حیوانات، گامی موثر در جلوگیری از آزار مخلوقات بیگناه خداوند و نهایتا ثبت‌نام ایران در فهرست کشورهایی که سیرک حیوانات را ممنوع کرده‌اند، بردارند. نخستین استانی که سبز شد و فعالیت سیرک حیوانات را ممنوع اعلام کرد، خراسان‌رضوی بود. پس از آن در همایش حمایت از حقوق حیوانات، نماینده استان قم از سبز شدن این استان خبر داد و پس از آن استان‌ گلستان هم دیگر استان سبز کشور شد. پس از این سه استان، ٧ استان دیگر رنگ خود را به سبز تغییر دادند تا سیرک‌ها دیگر در ١٠ استان اجازه فعالیت نداشته باشند. شهروند

ماندلای ابدی

قرن بیستم، انقلاب‌های زیادی به خود دید اما از میان همه آنها نام یک انقلابیِ آفریقایی به نام «نلسون‌ماندلا» استثنا شد. مستثنی شدن ماندلا نه به واسطه 27 سال زندانی‌شدنش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم سالها در زندان بودند؛ نه به واسطهٔ اهداف والا و بشردوستانه‌اش، که بسیاری از انقلابیون دیگر هم اهداف آرمان‌گرایانهٔ والایی دارند؛ نه به واسطهٔ عزم راسخش در جهت مبارزه علیه ظلم و بی‌عدالتی، که انقلابیون دیگر هم در مبارزه ثابت قدم‌ هستند؛ حتی نه به واسطهٔ پایبندی‌اش به اهدافی که برای آن‌ها انقلاب کرده‌بود، که بسیاری دیگر از انقلابیون هم بعد از پیروزی به اهداف و آرمان‌هایی که برای آنها انقلاب کرده‌بودند وفادار ماندند. نه؛ ارزش و جایگاه «نلسون‌ماندلا» به واسطه یک خصوصیت دیگر بود، خصوصیتی که در هیچ انقلابی دیگر هم دیده نشد: «عفو و بخشش مخالفین بعد از پیروزی». «نلسون‌ماندلا» پس از پیروزی و به قدرت‌ رسیدن در تصمیمی بی‌نظیر که دنیا را شگفت‌زده کرد، همه عوامل سرکوبِ رژیم قبلی را بخشید. او نه‌تنها همه شکنجه‌گران، بازجویان، زندانبانان، مامورین امنیتی، نیروهای ضد شورش و شبه‌نظامی که بارها سیاه‌پوستان و مبارزین را به گلوله بسته و از بین برده‌بودند، بلکه رهبران و مسئولینِ حکومتِ سفید‌پوستِ نژادپرست و در یک کلام همه عواملِ رژیمِ پیشین را بخشید. او حتی دادستانی را که برای وی تقاضای اعدام کرده و او را 27 سال در زندان نگه‌داشته بود را بخشید و به عنوان رهبر انقلاب او را به ناهار دعوت کرد. اصرار او بر عفو و ایجاد جامعه‌ای جدید بر اساس صلح، دوستی و عدالت به جای انتقام‌گیری و مجازات دیگران، دنیا را مبهوت و این انقلابی را بدل به یک اسطوره نمود. روحش شاد صادق زیباکلام پانزدهم آذر 92
26 درصد زنان ايراني از افسردگي رنج مي​برند وقتی «باغ شادونه» خشک شد سرزمین هایی برای مادر نشدن سرطان‌های جدید، ره‌آورد ریزگردها برای ایران ‘مختار مایی’زن جوان پاکستانی، که متجاوزان جنسی را به محاکمه کشاند

پر بازدیدترین ها

دخترانه ها

قصه شده ام!

برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیستاز روزهایی که اردیبهشت ، عطر نارنج های نورسیده ی کلاردشت رو میداد و عشق به رنگ شال های رنگ رنگ من بود که میان کوچه های غرق شکوفه از سرم سر میخورد و میان شانه هایم رقاصی میکرد برایت قصه میگویم از روزهایی که دور نیستکه دیر نیست

وقتی مادرها غیرقابل تحمل می شوند

بدون شک مادران اسطوره های عشق و فداکاری هستند، اما همین موجودات نازنین گاهی اوقات بی آنکه تعمدی داشته باشند عرصه را برای فرزندان شان تنگ می کنند. کمابیش همه دختران لحظاتی با روی دیگر مادران شان مواجه شده اند که چندان باب طبع شان نبوده است. با رسیدن دختران به سن بلوغ، برخی از مادران رفتارشان را تغییر می دهند به دلایل بسیار آنها گاه دچار این تفکر می شوند که دختران آنها قدم های شان را از حد مورد انتظار فراتر گذاشته اند، همین امر باعث می شود آنها تلاش کنند دختر ها را به جایی برگردانند که در کودکی بوده اند. مادرانی که با آمادگی با بزرگ شدن دخترشان مواجه شوند، به آنها اجازه تجربه کردن می دهند. اما هستند مادرانی که اینطور رفتار نمی کنند. در این مطلب با بعضی از این مادران آشنا شوید: مادران سلطه گردرست است که هر خانواده ای برای تربیت فرزندانش اصولی دارد، اما این به معنای آن نیست که هر حرکت بچه ها را که خارج از آن عرف بود سرزنش کنند. مادرها باید به این درک برسند که فرزندان میل به تجربه شخصی دارند آنها نیاز دارند با بال های خودشان پرواز کنند. مادرانی هستند که مدام اشتباهات دختران شان را به رخ آنها می کشند و همیشه مترصد فرصتی هستند تا عیوب آنها را پیدا کرده و به روی شان بیاورند. چنین رفتاری بسیار خطرناک است. از آن جهت که چنین دخترانی با نوعی احساس گناه وارد سنین بزرگسالی می شوند و هرگز اعتماد بنفسی که برای زندگی در اجتماع و زندگی مشترک نیاز دارند را به دست نخواهند آورد. دختران افسرده یا آنها که همیشه در حال عصیان و ناسازگاری هستند دختران خلف مادران سلطه جو هستند. مادران دختر لوس کناین مادران هرگز نمی پذیرند که دختران شان بزرگ شده اند. آنها با نوعی حمایت و محبت کاذب اجازه بزرگ شدن را به فرزندان شان نمی دهند و آنها را در یک قفس شیشه ای نگه می دارند. این مادران هیچ حس مسوولیتی به دختران شان نمی دهند؛ بنابراین دختری که در چنین خانه ای بزرگ می شود قادر نیست تصمیمات جدی را بدون دخالت و صلاحدید دیگران بگیرد. آنها ارزش واقعی خود را درک نمی کنند و بدون آنکه شهامت انجام کاری را داشته باشند تبدیل به افرادی منفعل می شوند. مادران غیر حامییک دختر نوجوان بیشتر از هر چیز به حمایت همیشگی و نامحسوس مادرش نیاز دارد. او باید اطمینان داشته باشد که مادرش بی قید و شرط و همیشه برای کمک به او حاضر است. وقتی یک دختر نوجوان آغاز به حضور در اجتماع می کند بسیار آسیب پذیر و بی تجربه است و این وظیفه خانواده و در وهله نخست مادر است که او را راهنمایی کند. اما مادرانی هستند که این وظیفه را فراموش کرده اند. آنها یا مادرانی درگیر هستند که خود را در فضای حرفه ای غرق کرده اند یا هنوز نپذیرفته اند که مادر یک دختر نوجوان هستند و یا سواد و آمادگی کامل ندارند. در هر حال چنین مادرانی باید آمادگی این را داشته باشند که دختران نوجوان شان در بهترین شرایط از آنها فاصله ای جدی بگیرد. آنچه خطرناک است دوستان ناباب یا حامیان غیرواقعی است که این دختران جایگزین مهر مادری می کنند. مادران ایده آلیستدرست برعکس مادران غیر حامی مادرانی قرار دارند که بیش از حد معمول در کار دختران شان دخالت می کنند و حاضر نیستند دقیقه ای از زندگی دخترشان بدون اطلاع آنها اتفاق بیفتد. آنها همواره مشغول کنجکاوی در زندگی فرزندان هستند و هرگز از عملکرد آنها راضی نیستند.آنها همیشه توقع بیشتری از بچه ها دارند. معدل بالاتر، رشته بهتر، دوستان عاقل تر، اندام موزون تر، لباس های برازنده تر، دستپخت خوشمزه تر، همسر مناسب تر و ...فهرستی است که نزد این مادران تمامی ندارد. مادران ایده آلیست دخترانی نق نقو و عصبی تربیت می کنند. مادران فرق گذاراغلب مادران با اینکه چنین موضوعی را انکار میکنند، تمایل دارند فرزندان شان را دسته بندی کنند. آنها که شبیه خودشان هستند و آنها که شبیه پدرشانند. آنها که با محبتند و بی عاطفه ها، دست و دلباز ها و خسیس ها و ...اما حققیت این است که مادری که به آینده فرزندش اهمیت می دهد باید او را بی قید و شرط و بدون دلیل دوست بدارد. مادری که بین فرزندانش فرق می گذارد دو نوع فرزند دارد ؛ آنها که محبتی بیش از سایر خواهر و برادرها دریافت کرده اند، آنها از همه مردم توقع دارند آنها را بیش از بقیه دوست بدارند و نسبت به کسانی که آنها را به شکلی خاص دوست ندارند کینه ورز می شوند. فرزندانی که والدین شان  آنها را کمتر دوست دارند افرادی بار می آیند که یا حسودند و یا خود را چندان فرد ارزشمندی نمی بینند. مادران دخالت گربعضی از مادران همیشه می خواهند نظرشان را به دختران شان القا کنند آنها این رفتارشان را تا ازدواج دخترها حتی بعد از آن ادامه می دهند. این نوع رفتارها به ایجاد فاصله بین مادر و دختر و یا به هم خوردن زندگی مشتر آنها منجر می شود.
چرا جذاب نیستم؟ 10 دلیل آفرینش زن خصوصیات متولدین فصل بهار چرا مردان میخواهند شاهد به ارگاسم رسیدن زنان باشند؟ این موضوعات ارزش بحث ندارد!

زنان حادثه

ستارگانی که دیر مادر شدند

  یوما تورمن ۴۲ ساله بود که برای سومین‌بار مادر شد. پدر فرزند او آرپارد بوسون بانکدار۴۹ ساله است. یوما تورمن دو فرزند نیز از ازدواج نخست‌ خود با ایتان هاک، هنرپیشه هالیود دارد. کارلا برونی سارکوزی ۴۷ ساله بود که صاحب یک دختر شد. پدر دختر او رئیس‌جمهور پیشین فرانسه نیکلا سارکوزی ۵۹ ساله است. او نخستین رئیس‌جمهور فرانسه بود که سال ۲۰۱۱میلادی در دوران ریاست‌جمهوری‌ خود پدر شد. کارلا یک پسر نیز از رابطه‌‌ای پیش از آشنایی با سارکوزی دارد. ماریا کری آوریل ۲۰۱۱ میلادی در سومین سالگرد ازدواج خود با نیک کنان، کمدین کارگردان آمریکایی موزیک ویدئو صاحب یک دو قلو شد. این دارنده جایزه اسکار که ۴۷ سال دارد، سال ۲۰۰۸ میلادی صاحب یک دختر شد. پدر دختر او کیت اوربان، خواننده است. این زوج سال ۲۰۱۰ میلادی آن‌هم با کمک یک رحم اجاره‌ای صاحب یک دختر دیگر شد.   هَل بری ۴۱ سال بود که برای نخستین بار مادر شد. او پنج سال بعد در حالی‌که از پدر دخترش، گابریل اوبری جدا شده بود، از نامزد خود اولیور مارتینز هنرپیشه فرانسوی صاحب یک پسر شد. مدونا خواننده پاپ که متولد ۱۹۵۸ میلادی است، ۳۸ ساله بود که برای نخستین بار مادر شد. او چهار سال بعد از همسر صابقش صاحب یک پسر شد و سال ۲۰۰۷ نیز یک پسر دیگر به فرزندی پذیرفت. مدونا سال ۲۰۰۹ یک دختر کوچک هم از آفریقا به فرزندی گرفت.   کیم بیسینجر هنرپیشه مشهور آمریکایی ۴۲ ساله بود که صاحب یک دختر به نام "آیرلند الیس" شد. این دختر حاصل ازدواج او با الک بالدوین هنرپیشه هالیود بود. کیم و همسرش پس از تولد دخترشان مدتی از کار خود در دنیای هالیوود فاصله گرفتند. سلین دیون خواننده مشهور، سال ۲۰۰۱ صاحب یک پسر شد. او نه سال بعد، زمانی‌که ۴۲ ساله بود صاحب دو پسر دوقلو شد.   هنرپیشه ایتالیایی، مونیکا بلوچی که متولد ۱۹۶۴ است، ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی و در حالی‌که ۴۶ ساله بود دومین دختر خود را به دنیا آورد. او که سال ۱۹۹۹ با هنرپیشه فرانسوی وینست کاسل ازدواج کرده بود، تابستان ۲۰۱۳ از همسر و پدر دختر خود جدا شد. این آهنگ‌ساز و خواننده مشهور ایتالیایی که متولد ۱۹۵۴ میلادی است، سال ۲۰۱۰ برای نخستین‌بار مادر شد. او پس از دو بارداری ناموفق، سرانجام زمانی‌که ۵۴ سال داشت یک دختر به دنیا آورد. جانّا نانیننی که در شمار مسن‌ترین مادران مشهور دنیا به شمار می‌‌رود هویت پدر دختر خود را فاش نکرده است. عکس بالا مربوط به این خواننده ایتالیایی است  

یک زن در آستانه مرگ، همسرش را عضو سایت زوج‌یابی کرد

یک زن نویسنده آمریکایی که در پی ابتلا به سرطان تخمدان، در روزهای پایانی عمر به سر می‌برد، در یک سایت زوج‌یابی برای همسرش حساب کاربری باز کرده است تا او بتواندیک ماجرای عاشقانه دیگر برای خودش پیدا کند. ایمی کروس روزنتال در یادداشتی نوشته است که در حساب کاربری همسرش، خوبی‌های او را فهرست کرده و نوشته که امیدوار است: \"فردی مناسب او این را بخواند و جیسون (همسرش) را پیدا کند. در یادداشت این زن نویسنده در نیویورک‌تایمز آمده است: \"هیچوقت عضو تیندر، بامبل یا ایی‌هارمونی نبوده‌ام. هر سه این سایت‌ها در زمینه زوج‌یابی فعال هستند. ایمی نوشته است: اما برای جیسون یک حساب کاربری درست می‌کنم و مشخصات و ویژگی‌های او را بر اساس تجربه خودم از زندگی با او در یک خانه در مدت ۹۴۹۰ روزی که با او بودم، فهرست می‌کنم.\"ایمی از نویسندگان شناخته‌شده کتاب کودکان به شمار می‌رود و کتاب‌هایی هم با محور خاطراتش از اعضای خانواده و زندگی شخصی خودش منتشر کرده است. او و جیسون برای نزدیک به سه دهه با هم زندگی کرده‌اند. ایمی در یکی از یادداشت‌هایی که قبل از تشخیص سرطان، درباره زندگی خودش نوشت، از خوانندگانش خواست که یکی از آنها طرحی را برای خالکوبی مشترک پیشنهاد بدهد و بعد، در ماه سپتامبر به همراه خواننده‌ای که طرح منتخب را پیشنهاد داده بود، به یک مرکز خالکوبی رفت و با هم طرح مشترکی را خالکوبی کردند. او در تازه‌ترین یادداشت خود با یادآوری این موضوع نوشته اساین، دومین خالکوبی من بود. اولین خالکوبی یک حرف \'جی \' کوچک است که برای ۲۵ سال روی ساق پایم داشته‌ام. می‌توانید حدس بزنید که \'جی\' برای چه کلمه‌ای است. جیسون هم یک خالکوبی دارد: ای‌کی‌آر (مخفف اسم کامل ایمی) که کمی بلندتر از خالکوبی من است ایمی در اواخر یادداشت خود با عنوان \"شاید بخواهید با همسرم ازدواج کنید نوشته است: این (نوشته) را در روز ولنتاین نهایی می‌کنم و واقعی‌ترین و اصل‌ترین هدیه‌ای که می‌توانم امیدوار باشم به او بدهم، این است که فردی مناسب این را بخواند، جیسون را پیدا کند و یک ماجرای عاشقانه دیگر شروع شود.
نخستین فضانورد ایرانی از برجام، ترامپ و موفقیت می گوید مریلین مونرو، آزادی از مسیر بدن زن تعیین کننده انتخابات ریاست جمهوری آمریکا روایت روزهای سخت «سلنا گومز»، ملکه اینستاگرام یک ایرانی اولین برنده زن معتبرترین جایزه جهانی ریاضیات

حقوق زنان

خبرنگاری در لباس یک تن‌فروش

نمی‌دانم اگر دوباره در موقعیتش قرار می گرفتم، این کار را تکرار می کردم یا نه. یک سال بعد از اینکه در نقش زن تن فروش ظاهر شدم، گزارشم تکمیل شد. نمی‌خواستم بیشتر از یک سال روی موضوع قاچاق انسان کار کنم اما یک دهه طول کشید. نمی‌خواستم درباره بیش از دو کشور گزارش بدهم، اما کار با ۹ کشور تمام شد. قبل از سفرهایم، مادرم همیشه از من می‌پرسید: «سال‌ها طول کشید که ما از فقر خلاص شویم. چرا مدام به فقر بر می‌گردی؟» من در آشپزخانه‌اش می‌نشستم و تنها جوابی که به ذهنم می‌رسید این بود: «چون خیلی به من شبیه است.» هربار که هواپیما در بالکان به زمین می‌نشست، احساس می‌کردم به خانه رسیده‌ام. ترکیه، یونانو آلبانی، بلغارستان(کشور محل تولدم) یا مقدونیه. آن جاها من خارجی نبودم. فرهنگشان را می‌فهمیدم، ناهمواری راه‌هایمان را می‌فهمیدم و طنز تلخ روزگار مشترکمان را درک می‌کردم. اما یک چیز بود که نمی‌فهمیدم: چه اتفاقی برایمان افتاده بود؟ چه شد که شروع کردیم به فروختن دخترهایمان؟ چه ششد که از خشونت و شیادی پول درآوردیم؟ اولش عکاس خبری بودم و دنیا را از دریچه دوربین می‌دیدم. فکرم این بود که به کشورم برگردم و دخترهایی را که از باندهای فاچاق فرار کرده بودند پیدا کنم. می‌دانستم که در فرهنگ ما «شرم» وجود دارد، می‌دانستم که اگر دختری یک بار مجبور به روسپیگری شود، نمی‌تواند به روستایش برگردد و از اهالی روستا توقع داشته باشد که او را بپذیرند. او قضاوت می‌شد، طرد می‌شد و دور انداخته می‌شد؛ حتی از سوی خانواده‌اش. در هم شکستن خیلی طول کشید تا زنان نجات یافته را پیدا کنم. به پناهنگاه‌ها رفتم: با وکلا و مددکاران دیدار کردم و وقتی سرانجام زن جوانی را پیدا کردم و دوربینم را درآوردم، ترس عمیقی را در چشمانش دیدم. فکر کردم از اینکه با عکسش از سوی قاچاقچی‌ها شناسایی شود نگران است. اما قضیه این نبود. دوربین برای بسیاری از این زنان جوان یادآور تجربه دزدیده شدن بود. قاچاقچی‌ها در طول دورانی که آن را دوران «در هم شکستن» می‌نامیدند، این زنان را شکنجه می‌دادند و به آنها تجاوز می‌کردند تا روحشان را در هم بشکنند. از برخی از آنها هنگام این تجاوزها فیلم هم گرفته شده بود. این روش، روش موثری برای کنترل بود: «اگر تلاش کنی فرار کنی، ما عکس‌هایت را اینجا داریم. می‌دانیم کجا زندگی‌ می‌کنی… این عکس‌ها را برای پدر و مادرت می‌فرستیم.» جلب اعتمادشان نیاز به زمان داشت. گاهی ماه‌ها طول می‌کشید و گاهی سال‌ها. به جای دوربین، دفترچه‌ای برداشتم و به داستا‌هایشان گوش دادم. هر زمان که می‌توانستم، برمی‌گشتم پیش‌شان. در طول زمان تلاش کردم واقعیت قاچاق انسان را به تصویر بکشم. فهمیدم که چه چیزی چرخ آن را به حرکت در می‌آورد: – فقر مزمن، تقاضا و فساد. نشان دادن صورت این زنان جوان برای ثبت شجاعت و قدرت‌شان کافی نبود. قطعه گمشده این پازل این بود که وقتی که به عنوان برده جنسی فروخته می‌شدند، چه اتفاقی برای این زنان می‌افتاد. تصمیم گرفتم راه‌شان را دنبال کنم و خودم به مناطق چراغ قرمز استانبول، آتن، دوبی و پراگ بروم. «ابتذال شر» کار خطرناکی بود، اما مشکل دیگری هم وجود داشت. به عنوان یک زن، نمی‌توانستم مثل همکارهای مرد، خودم را مشتری جا بزنم. پولی هم نداشتم. مجبور بودم یکی از همان زن‌ها بشوم. باید نقشه‌ای می‌کشیدم تا با آن به این منطقه‌ها راه پیدا کنم و دوربین‌های مخفی هم همراهم باشد تا از آنچه که می‌خواهم فیلم بگیرم. ابتدال شر کمکم کرد. تصور کنید: آپارتمانی در یک محله معمولی در استانبول که یک دکه میوه فروشی در نزدیکی‌اش است. در این خانه مردی با همسر و دو بچه‌اش زندگی می‌کند. آنها یک اتاق اضافه دارند که درش همیشه قفل است. مردها در طول روز در این خانه را می‌زنند. موقع ناهار شلوغ می‌شود. مرد در اتاق قفل شده را باز می‌کند. بیرون می‌ایستد. بعد مردهایی را که کارشان تمام شده است تا بیرون اسکورت می‌کند. پول‌هایشان را می‌گیرد و به آنها می‌گوید که «باز هم تشریف بیاورند.» در تمام این مدت زن و بچه‌ها، مشغول کارهای روزمره‌شان هستند. مشق می‌نویسند، ظرف می‌شویند. داخل اتاق، سه دختر اهل مولداوی هستند. ملافه‌های کثیفی روی زمین پهن شده که آنها رویش می‌خوابند. پنجره‌ها بسته و قفل است. دخترها تی‌شرت و شلوارک پوشیده‌اند. چندین روز است که دوش نگرفته‌اند. مشتری‌ها وارد اتاق می‌شوند. دخترها را انتخاب می‌کنند و به دقیقه پول می‌پردازند. آن دو تای دیگر گوشه اتاق می‌ایستند و منتظر پایان ماجرا می‌مانند. اغلب رو به دیوار می‌ایستند اما دیگر گریه نمی‌کنند. یکی از آنها دنبال یک چیز تیز می‌گردد تا کمرش را خراش دهد اما چیزی پیدا نمی‌کند. باید از مشتری ‌ها یک چیز تیز بدزدد. امیدوار است یک چاقو پیدا کند، اما نمی‌داند چطور باید چاقو را از جیب مشتری در بیاورد. یک بار در روز، در اتاق باز می‌شود و مرد- پدر بچه‌ها و همسر زن- چند تا موز داخل اتاق می‌اندازد. بعد فورا در اتاق را می‌بندد. مرد با خودش فکر می‌کند که آنها هیچ چیز نیستند: چند تا حیوانند. از ما تغذیه می‌شود وقتی مستند «بهای سکس» را پخش کردیم، همراه عوامل فیلم سفر کردم تا با مردم سراسر دنیا صحبت کنم. در پایان آن دو سال، شمردم که تا به حال در چند شهر و محل سخنرانی کرده‌ام: در ۶۷ محل. سوا‌ل‌ها معمولا شبیه هم بودند: «این کار چقدر تو را تغییر داد؟ آیا فکر نمی‌کنی که این‌مردها هستند که باعث می‌شوند این شرایط ادامه پیدا کند؟ راه حل چیست؟ آیا فکر می‌کنی فیلم ساختن درباره موضوعی به این پیچیدگی کافی است؟» بله، این کار مرا تغییر داد، من بدترین چیزهایی را که می‌شود با آن مواجه شد دیده‌ام. من غمی را دیده‌ام که انتها ندارد. به مکان‌هایی رفته‌ام که نمی‌شود بدون آسیب دیدن از آنها برگشت. در تاریک‌ترین شب‌ها در اعماق دریایی تیره بوده‌ام. تصاویر در شب‌ زنده‌ترند. اما نه، مردها تنها دلیل قاچاق انسان و بردگی جنسی نیستند. زن‌ها هم کنارشان ایستاده‌اند و تماشا می‌کنند. زن‌ها زن‌ها را می‌فروشند. زن‌ها زن‌ها را گول می‌زنند. هرکسی که این موضوع را ساده‌سازی کند، در آن شریک است. این کار به خاطر سوددهی‌اش ادامه دارد. آنها به انسان اهمیتی نمی‌دهند. کاری که باید انجام دهی این است که وقت صرف کنی و ببینی چطور قاچاقچی‌های انسان کار می‌کنند و چطور با زنانی که می فروشند رفتار می‌کنند. این زن‌ها مثل یک گاو، یک محموله، یک کالا بارها و بارها مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگر مقاومت کنند، اگر مریض شوند، اگر کار را در زمان مورد نظر به پایان نرسانند، کتک می‌خورند، کشته می‌شوند، آنها را به دریا می‌اندازند، توی حیاط پشتی دفن می‌کنند یا از ارتفاع پرت می‌کنند پایین. و به جایشان یکی دیگر را می‌آورند. اینجا بازاری است برای همه چیز. اگر زنی تنش را چاقو بزند مهم نیست،، بعضی مشتری‌ها از دخترهای خط‌خطی خوششان می‌آید. حامله‌است؟ چه بهتر. در دوبی قیمتش دوبرابر است. مشتری‌هایی هستند که از زن حامله خوشش‌شان می‌آید. مشتری‌هایی هستند که از زنان زندانی شده و مجبور به تن‌فروشی خوششان می‌آید. من اینها را می‌دانم، چون با چشم خودم دیده‌ام. دختری یقه‌اش را برایم باز کرد و گفت: «عکس بگیر.» سینه‌اش پر از جای سیگار بود. گفت: «از من به عنوان زیرسیگاری استفاده می‌کردند.» به او گفتم نمی‌توانم عکس بگیرم. گفتم دکمه لبایش را ببیندد و بعد در سکوت نشستیم. تنها سلاحم کارم است من از مرکز لینچ در نیویورک جایزه شجاعت گرفته‌ام. به آنها گفتم باید به جایش به من جایزه خشم بدهند. کاری که من کردم ربطی به شجاعت ندارد. در واقع بگذارید صادق باشم. من هیچ وقت دوست ندارم سوار هواپیما شوم، چون می‌ترسم. همیشه تا آخرین دقایق برای جمع کردن وسایلم صبر می‌کنم. به هزاران بهانه فکر می‌کنم تا سفرم را به تعویق بیندازم یا کنسل کنم. این شجاعت نیست که مرا به فرودگاه می‌کشاند. این که قول داده‌ام برگردم و عمل به قولم است که باعث می‌شود سوار هواپیما شوم. من بخشی از زندگی آدم‌های بسیاری شده‌ام. نمی توانم دخترهایی را که با آنها حرف زدم و اجازه دادند ازشان فیلم بگیرم ناامید کنم. تنها سلاح من کارم است. تنها روش من برای طلب عدالت، فیلم گرفتن و گزارش دادن است. هرچه که من درباره بردگی جنسی می‌دانم، صرف ساختن «بهای سکس» شده است. اما ایا یک فیلم برای ایجاد تغییر کافی است؟ خب این تنها شروع است. این فیلم قبل از نمایش عمومی به عنوان وسیله‌ای برای تحقیقات پلیس‌های ضدفساد در صربستان مورد استفاده قرار گرفت. چند ماه بعد، وزارت خارجه آمریکا از من اجازه خواست تا این فیلم را به عنوان ابزار آموزشی در سفارت‌هایش در سراسر دنیا استفاده کند. دفتر مقابله با موارد مخدر و جرم سازمان ملل از من دعوت کرد تا در برنامه‌های ضدفسادشان مشارکت کنم. بعد از نزدیک سه سال این فیلم در جشنواره‌ها، دانشگاه‌ها و تلویزیون‌های سراسر دنیا به نمایش درآمد. بالاخره در مقابل مخاطبانم در ترکیه قرار گرفتم. سی ان ان ترکیه با من درباره کارهای مخفیانه‌ام در استانبول مصاحبه کرد. بزرگ‌ترین روزنامه ترکیه، صفحات بزرگی را به فیلم و به بردگی جنسی در استانبول احتصاص داد.   مردم نمی دانند. ما که روزنامه‌نگاریم، فکر می‌کنیم همه به اطلاعات ضروری برای تصمیم‌گری دسترسی دارند. اما این طور نیست. یک مثال روشن از این مساله استقبال مردم از این فیلم است، باورم نمی‌شد که صدها نفر جمعه شب یا شنبه شب در صف ایستاده‌اند تا مستند من را ببینند. چرا به تماشای یک کمدی نرفتند؟ این فیلم ۷۳ دقیقه است. چرا مردم دو ساعت دیگر هم می‌مانند و در جلسه پرسش و پاسخ شرکت می‌کنند؟ کار ما این است که نقطه‌ها را به هم وصل کنیم و موضوعات خطرناک را نشان دهیم. کار ماست که راه‌حل‌های منطقی پیشنهاد دهیم. مطمئنم که خیلی از همکارانم با این جمله آخر موافق نیستند. اما ساختن یک فیلم کافی نیست. من باید مطمئن شوم که آنچه من در طول سال‌ها جمع کرده‌ام، به مخاطب رسیده است. دانش و آگاهی کافی نیست ما به اقدامی همه جانبه در سراسر جهان نیاز داریم. آیا دوباره این کار را خواهم کرد؟ گاهی از خودم این سوال را می‌پرسم؛ اینکه آیا باز هم زندگی ام را برای چیزی که حالا درباره‌اش می‌دانم به خطر خواهم انداخت؟ آیا دوباره وارد این فضاهای وحشتناک خواهم شد به امید یافتن راهی برای خروج از آنها؟ اگر بدانم نتیجه‌ای خواهد داشت این کار را می‌کنم. میلیون‌ها نفر این فیلم را دیده‌اند. ذهن‌ها عوض شده، جوان‌ها ابزاری در دست دارند که می‌توانند از آن بیاموزند. اما اینجا بخش احمقانه ماجرا شروع می‌شود. حتی اگر فکر می‌کردم تنها ۲۰ نفر این فیلم را می‌بینند، من باز هم این کار را می‌کردم. نمی‌توانستم دخترهایی را که به من اعتماد کردنند و داستان‌هایشان را به من گفتند ناامید کنم.   میمی چاکاروا عکاس و فیلمساز، یک دهه به موضوع فسادو تجارت سکس پرداخته است. فیلم او به نام «بهای سکس» در سال ۲۰۱۱ ساخته شد. او برای این فیلم جوایز محتلفی برده است.  

ازدواج 43 هزار دختر بچه در ایران

زهرا رحیمی، مدیرعامل جمعیت امام علی در سمینار ازدواج کودکان در ایران اعلام کرده است که در حال حاضر\"۴۳ هزار دختر بچه‌ ۱۰ تا ۱۵ سال\" در کشور ازدواج کرده‌اند و از این تعداد دو هزار کودک از همسر خود جدا یا بیوه شده‌اند. مدیر عامل جمعیت امام علی، سازمان غیر دولتی که در حوزه کودکان و نوجوانان در ایران فعالیت می کند، همچنین عنوان کرد در بیشتر این ازدواج‌ها خانواده، دختر خود را در ازای پول و خانه معامله می‌کنند. براساس پژوهشی که جمعیت امام علی در ایران انجام داده است، ۱۷ درصد ازدواج‌ها در ایران مربوط به دختران زیر ۱۸ سال است و در سال گذشته بیش از ۵ درصد ازدواج ها در سن کمتر از ۱۵ سالگی ثبت شده است. شهلا اعزازی، جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در این سمینار اعلام کرد که در سال ۱۳۹۴ نسبت به سال ۱۳۹۳ تعداد ازدواج کودکان ۱۰ هزار مورد افزایش داشته و طلاق آنها هم روند افزایشی داشته است. براساس قانون مدنی در ایران عقد دختر قبل از ۱۳ سال و پسر قبل از ۱۵ سال نیاز به تشخیص دادگاه و اجازه سرپرست دارد. فاطمه ذوالقدر، نماینده مجلس با اشاره به همین قانون در این سمینار عنوان کرد:در صورت تایید این دو منبع، کودکان در سن شش سالگی بدون منع قانونی می توانند ازدواج کنند. مجلس باید اصلاح این قانون را در اولویت قرار دهد تا دیگر شاهد این اتفاق‌ها نباشیم. زهرا کهرام، دبیر این سمینار نیز با تاکید براینکه مقابله با این موضوع نیازمند همکاری نهادهای مختلف و آگاهی رسانی به جامعه است گفت:\"تعداد زیادی از ازدواج هایی که در کودکی رخ می دهد، به هیچ عنوان ثبت نمی شود و به همین دلیل کودکان حاصل از این ازدواج ها فاقد شناسنامه هستند. به گفته خانم کهرام\"۶۸ درصد ازدواج کودکان به دلیل سنت های قومی، ۲ درصد به دلیل اعتیاد، ۹ درصد فقر، ۱۷ درصد علاقه و ۱۱ درصد دلایل دیگر است. براساس آمار رسمی بیشترین آمار ازدواج و طلاق کودکان در استان های سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان رضوی، آذربایجان شرقی و غربی، فارس، زنجان، تهران، همدان و مازندران ثبت شده است.
دیوان دادگستری اروپا: منع حجاب در سر کار حق کارفرماست او مرا کتک زد پس دوستم دارد! دخترکانی که مادر می شوند ازدواج! نه به هر قیمتی شروط عجیب و غریب ضمن عقد چیست؟